عوامل مؤثر بر فرهنگ سازمان

فرهنگ بیانگر باورها، ایدئولوژی ها، سیاست ها، عملکردهای یک سازمان است. این به کارکنان احساس جهت می دهد و همچنین نحوه رفتار آنها با یکدیگر را کنترل می کند. فرهنگ کار همه کارکنان را روی یک پلت فرم مشترک آورده و آنها را در محل کار متحد می کند.

عوامل متعددی بر فرهنگ سازمان تأثیر می گذارد:

 

  • اولین و مهمترین عامل تأثیرگذار بر فرهنگ، فردی است که با سازمان کار می کند . کارکنان به روش خود به فرهنگ محل کار کمک می کنند. نگرش ها، ذهنیت ها، علایق، ادراک و حتی فرآیند فکری کارکنان بر فرهنگ سازمان تأثیر می گذارد. 

    مثال – سازمان‌هایی که افراد با سابقه ارتش یا دفاعی را استخدام می‌کنند، تمایل دارند از فرهنگی سختگیرانه پیروی کنند که در آن همه کارکنان از دستورالعمل‌ها و سیاست‌های تعیین‌شده پیروی می‌کنند. کارمندان به سختی دیر سر کار می آیند. این طرز فکر کارمندان است که فرهنگ محل را شکل می دهد. سازمان‌هایی که اکثریت آن‌ها جوان هستند، رقابت سالم را در محل کار تشویق می‌کنند و کارمندان همیشه در تلاش هستند تا نسبت به سایر همکارانشان عملکرد بهتری داشته باشند.

     

  • جنسیت کارمند نیز بر فرهنگ سازمان تأثیر می گذارد. سازمان هایی که در آن کارمندان مرد بر همتایان زن تسلط دارند، از فرهنگی پیروی می کنند که در آن دیر نشستن یک ویژگی عادی است. کارمندان مرد پرخاشگرتر از زنانی هستند که در عوض دلسوز و مهربان هستند. 

     

  • ماهیت کسب و کار نیز بر فرهنگ سازمان تأثیر می گذارد. صنایع دلالی سهام، خدمات مالی، صنعت بانکداری همگی به عوامل خارجی مانند تقاضا و عرضه، ارزش بازار، سود هر سهم و غیره وابسته هستند. وقتی بازار سقوط می کند، این صنایع چاره ای جز اخراج کارمندان ندارند و در نهایت فرهنگ آن محل را تحت تاثیر قرار می دهند. نوسانات بازار منجر به ناآرامی، تنش و بی انگیزگی شدید افراد می شود. زمانی که هیچ‌کس نمی‌تواند شرایط را کنترل کند، مدیریت نیز احساس ناتوانی می‌کند. افراد در مورد شغل خود و همچنین رشد در چنین سازمان هایی مطمئن نیستند. 

     

  • فرهنگ سازمان نیز متاثر از اهداف و مقاصد آن است . استراتژی ها و رویه های طراحی شده برای دستیابی به اهداف سازمان نیز به فرهنگ آن کمک می کند. 

    افرادی که با سازمان‌های دولتی کار می‌کنند به دستورالعمل‌های تعیین‌شده پایبند هستند، اما از روش بازخورد پیروی نمی‌کنند و در نتیجه فرهنگ آن را شکل می‌دهند. صنایع پرسرعت مانند تبلیغات، شرکت های مدیریت رویداد از کارکنان انتظار دارند که مراقب، تهاجمی و بیش فعال باشند.

     

  • ارباب رجوع و طرف های خارجی نیز تا حدی بر فرهنگ کاری محل تأثیر می گذارند. سازمان‌هایی که به مشتریان بریتانیا و ایالات متحده غذا می‌دهند، هیچ گزینه دیگری ندارند جز اینکه در شیفت‌ها کار کنند تا با زمان‌بندی‌شان مطابقت داشته باشند، بنابراین فرهنگ را شکل می‌دهند. 

     

  • مدیریت و شیوه رفتار با کارکنان نیز بر فرهنگ محیط کار تأثیر می گذارد. سازمان‌های خاصی وجود دارند که مدیریت به کارکنان اجازه می‌دهد خودشان تصمیم بگیرند و به آن‌ها اجازه دهند در استراتژی‌سازی مشارکت کنند. در چنین فرهنگی، کارکنان به مدیریت خود دلبسته می شوند و مشتاقانه منتظر ارتباط طولانی مدت با سازمان هستند. مدیریت باید به کارمندان احترام بگذارد تا از فرهنگی که در آن کارمندان فقط برای پول کار می کنند و نه چیز دیگر، اجتناب کنند. آنها سازمان را صرفاً منبعی برای کسب درآمد می دانند و به دنبال تغییر در یک بازه زمانی کوتاه هستند.

بدون نظر

پاسخ دهید