1. برنامه ریزی هدف گرا است.

    1. برنامه ریزی برای دستیابی به هدف مورد نظر کسب و کار انجام می شود.
    2. اهداف تعیین شده باید پذیرفته شوند، در غیر این صورت تلاش ها و انرژی های فردی به اشتباه و نادرست هدایت می شوند.
    3. برنامه ریزی، اقدامی را مشخص می کند که به سرعت و از نظر اقتصادی به اهداف مورد نظر منجر شود.
    4. این حس جهت گیری را برای فعالیت های مختلف فراهم می کند. به عنوان مثال، Maruti Udhyog در تلاش است تا یک بار دیگر بازار خودرو هند را با عرضه مدل های دیزلی تسخیر کند.

     

     

  2. برنامه ریزی به آینده نگاه می کند.

    1. برنامه ریزی برای آینده انجام می شود.
    2. این نیاز به نگاه کردن در آینده، تجزیه و تحلیل و پیش بینی آن دارد.
    3. بنابراین برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی است.
    4. یک طرح ترکیبی از پیش بینی است.
    5. این یک استعداد ذهنی برای اتفاقات آینده است.

     

     

  3. برنامه ریزی یک فرآیند فکری است.

    1. برنامه ریزی یک تمرین ذهنی است که شامل تفکر خلاق، قضاوت صحیح و تخیل است.
    2. این یک حدس و گمان نیست بلکه یک تفکر چرخشی است.
    3. یک مدیر تنها در صورتی می تواند برنامه های درستی تهیه کند که قضاوت درست، آینده نگری و تخیل داشته باشد.
    4. برنامه ریزی همیشه بر اساس اهداف، حقایق و برآوردهای در نظر گرفته شده است.

     

     

  4. برنامه ریزی شامل انتخاب و تصمیم گیری است.

    1. برنامه ریزی اساسا شامل انتخاب از میان گزینه های مختلف است.
    2. بنابراین، اگر تنها یک راه ممکن وجود داشته باشد، نیازی به برنامه ریزی نیست، زیرا هیچ انتخابی وجود ندارد.
    3. بنابراین تصمیم گیری جزء لاینفک برنامه ریزی است.
    4. یک مدیر با شماره احاطه شده است. از جایگزین ها او باید بسته به نیازها و منابع شرکت بهترین ها را انتخاب کند.

     

     

  5. برنامه ریزی وظیفه اصلی مدیریت است / اولویت برنامه ریزی.

    1. برنامه ریزی پایه و اساس سایر وظایف مدیریت را ایجاد می کند.
    2. این به عنوان راهنمای سازماندهی، کارکنان، هدایت و کنترل عمل می کند.
    3. تمام وظایف مدیریت در چارچوب برنامه های تعیین شده انجام می شود.
    4. بنابراین برنامه ریزی کارکرد اساسی یا اساسی مدیریت است.

     

     

  6. برنامه ریزی یک فرآیند مستمر است.

    1. به دلیل محیط پویای کسب و کار، برنامه ریزی یک کارکرد بی پایان است.
    2. طرح ها نیز برای دوره زمانی مشخصی تهیه می شود و در پایان آن دوره، طرح ها با توجه به الزامات جدید و شرایط متغیر مورد تجدید ارزیابی و بررسی قرار می گیرند.
    3. برنامه ریزی هرگز به پایان نمی رسد تا زمانی که شرکت با مشکلاتی روبرو شود، مشکلات ممکن است همچنان ظاهر شوند و باید با برنامه ریزی موثر برطرف شوند.

     

     

  7. برنامه ریزی همه چیز فراگیر است.

    1. در تمام سطوح مدیریت و در تمام بخش های سازمانی مورد نیاز است.
    2. البته ممکن است دامنه برنامه ریزی از یک سطح به سطح دیگر متفاوت باشد.
    3. سطح بالا ممکن است بیشتر نگران برنامه ریزی سازمان به عنوان یک کل باشد، در حالی که سطح میانی ممکن است در برنامه های دپارتمان اختصاصی تر باشد و سطح پایین تر برای اجرای آن برنامه ریزی کند.

     

     

  8. برنامه ریزی برای بهره وری طراحی شده است.

    1. برنامه ریزی منجر به دستیابی به اهداف با حداقل هزینه ممکن می شود.
    2. از هدر رفتن منابع جلوگیری می کند و استفاده کافی و بهینه از منابع را تضمین می کند.
    3. طرحی بی ارزش یا بی فایده است اگر هزینه های انجام شده بر روی آن را ارزش گذاری نکند.
    4. بنابراین برنامه ریزی باید منجر به صرفه جویی در زمان، تلاش و هزینه شود.
    5. برنامه ریزی منجر به استفاده صحیح از افراد، پول، مواد، روش ها و ماشین آلات می شود.

     

     

  9. برنامه ریزی انعطاف پذیر است

    1. برنامه ریزی برای آینده انجام می شود.
    2. از آنجایی که آینده غیرقابل پیش بینی است، برنامه ریزی باید فضای کافی برای مقابله با تغییرات در تقاضای مشتری، رقابت و دولت فراهم کند. سیاست ها و غیره
    3. در شرایط تغییر یافته، برنامه اقدام اصلی باید بازنگری و به روز شود تا عملی تر شود.

بدون نظر

پاسخ دهید