در مورد اینکه آیا مدیریت دولتی را می توان به عنوان یک علم یا هنر دسته بندی کرد، بحث ها و استدلال های متعددی وجود داشته است. در طول بحثی که قبلاً درباره موضوع داشتیم، با نویسندگان و دانشمندان علوم اجتماعی مواجه شده بودیم که قویاً از این موضوع حمایت می کردند که مدیریت دولتی در واقع یک علم است و از جمله برجسته ترین حامیان این نظریه بودند که لوتر گولیک و لیندل اورویک بودند.

گولیک و ارویک در سرزمین‌های دور از یکدیگر متولد شدند، گولیک در ژاپن و ارویک در بریتانیا. گولیک تحصیلات خود را از دانشگاه کلمبیا به پایان رساند و در طول جنگ جهانی اول در شورای دفاع ملی خدمت کرد. او به مدت 2 سال در طول 1954-1956 به عنوان مدیر شهر نیویورک خدمت کرد و همچنین رئیس مؤسسه مدیریت عمومی نیویورک از 1962-1982 بود. او همچنین نویسنده کتاب‌های متعددی مانند بازتاب‌های اداری جنگ جهانی دوم، مسائل متروپولیتن و ایده‌های آمریکایی، مدیریت مدرن شهر نیویورک و مقالاتی در مورد علم مدیریت بود.

اورویک تحصیلات خود را از دانشگاه آکسفورد به پایان رساند و مانند گولیک در جنگ جهانی اول به عنوان سرهنگ دوم ارتش بریتانیا خدمت کرد. Urwick همچنین با چندین موسسه مدیریت بین المللی مرتبط بود و چندین کتاب مانند مدیریت فردا منتشر کرد: ایجاد مدیریت علمی، رهبری در سازمان های قرن بیستم، الگوهای مدیریت و همچنین به عنوان ویراستار چندین مقاله در مورد علم مدیریت کار کرد. او همچنین یک مشاور صنعتی مشهور و مشهور بود که به طور گسترده برای معرفی آموزش مدیریت در انگلستان کار کرد.

اورویک مهمترین اثر را ویرایش کرد، مقالاتی درباره علم مدیریت ارائه شده توسط گولیک در سال 1937. هر دوی این متفکران بسیار تحت تأثیر فایول و تیلور و ایده مدل ماشینی انسان قرار گرفتند. همه اینها همراه با پیشینه نظامی و صنعتی مربوطه آنها را بر آن داشت تا نظریه کلاسیک مدیریت یا تئوری مدیریت اداری را پیشنهاد کنند. نظریه کلاسیک مدیریت دولتی را به عنوان یک علم طرح می کند. هر دوی این نویسندگان استدلال کردند که همانطور که جریان مهندسی از طریق روش‌های مشاهده تجربی، یافتن سیستماتیک و ضبط در یک دوره زمانی به طور مشابه به علم تبدیل شد، مدیران دولتی می‌توانند علم مدیریت را ایجاد کنند.

هر دو نویسنده همچنین بر اهمیت ساختار سازمان تاکید کردند. Urwick نوشت که فقدان ساختار می تواند منجر به ناکارآمدی ها و سردرگمی های زیادی در یک سازمان شود و گولیک به شناسایی 10 اصل پرداخت که ساختار سازمانی را می توان بر اساس آنها طراحی کرد. در زیر 10 اصل ذکر شده توسط گولیک آورده شده است:

  • تقسیم کار یا چیزی که ما به آن تخصص می گوییم
  • سازمان دپارتمان
  • هماهنگی سلسله مراتبی
  • هماهنگی عمدی
  • ایجاد کمیته های هماهنگی
  • عدم تمرکز
  • وحدت فرماندهی
  • کارکنان و خط
  • تفویض اختیار و دامنه کنترل

آخرین اصل در مورد دامنه کنترل یک مدیر ارشد یا یک رهبر، به عنوان محرک برای سایر نویسندگان در نوشتن در مورد رهبری عمل کرد. بر اساس این اصل آخر، مجری باید تعداد کمتری از افراد را به طور مستقیم به او گزارش دهد تا کارایی او افزایش یابد.

ارویک معتقد بود که 8 اصل وجود دارد که یک سازمان می تواند بر اساس آنها عمل کند که نکات مهم آن عبارتند از:

  • هدف سازمان
  • اختیار و مسئولیت
  • اصل دامنه کنترل
  • هماهنگی
  • اصل تعریف در میان اصول دیگر

و در نهایت، می‌توانیم بحث را بدون نوشتن در مورد POSDCORB گولیک پایان دهیم، هر کلمه نشان دهنده کارکردهای اجرایی مختلف است:

  • پ – برنامه ریزی
  • ص – سازماندهی
  • س – پرسنل
  • د – کارگردانی
  • CO – هماهنگی
  • ر – گزارش
  • ب – بودجه بندی

دانشجویان مدیریت باید اصطلاحات فوق را کاملاً آشنا، مرتبط و مورد استفاده روزمره بیابند. در بخش بعدی، در مورد نظریه روابط انسانی صحبت خواهیم کرد. خواننده اکنون فرصتی برای درک فردی و جزییات دارد که چگونه پیشرفت‌های حاصل شده در جریان‌های دیگر بر متفکران مدیریت دولتی تأثیر گذاشته است.

بدون نظر

پاسخ دهید