نظریه روابط انسانی همانطور که از نام آن قابل درک است، انسان ها را در مرکز خود قرار داده است، اما در عین حال چیزهای بیشتری نیز داشت . انسانها را نه به عنوان مدل ماشینی، بلکه به عنوان افرادی با انگیزه های روانی متفاوت و با رفتار گروهی متمایز و پویا که بر عملکردها تأثیر می گذارد، می نگریست.

آزمایشی در بهار 1927 در شیکاگو بر روی کارگران کارخانه هاثورن ورکز وسترن الکتریکال انجام شد. این آزمایش توسط التون مایو و فریتز روتلیسبرگر انجام شد که اولی یک نظریه پرداز سازمانی استرالیایی و دومی کارمند او بود. این آزمایش بعدها به آزمایش هاثورن معروف شد و یافته ها اثر هاثورن نامیده شد. التون مایو اغلب به عنوان پدر جنبش روابط انسانی مورد طمع قرار می گیرد و آزمایش ها و مطالعات او بیشترین ارجاع کار را نه تنها در مدیریت دولتی، بلکه در مدیریت افراد در سازمان ها نیز دارد.

آزمایش هاثورن به دنبال یافتن رابطه بین شرایط کار، خستگی عمومی و یکنواختی ناشی از آن در کارکنان بود. اعتقاد بر این بود که این رابطه را می توان با مطالعه تأثیر دما، نور رطوبت و ساعات خواب سنجید.

یافته های آزمایش هاثورن از بسیاری جهات دانشمندان علوم اجتماعی را شوکه کرد. آزمایش بر روی یک سیستم دستمزد نرخ قطعه برای کارگران شرکت‌کننده انجام شد. مشاهده شد که کارگران فقط تا زمانی که درآمد کافی را تضمین کنند انگیزه کار برای پول داشتند و از کار بیشتر از آن خودداری می کردند. این مکاشفه ساده اما حیرت‌انگیز، تکان‌هایی را برای دانشمندان ایجاد کرد، زیرا به وضوح اصل تیلوری مدیریت علمی را به چالش می‌کشید. در سطح بعدی، تعدادی از کارگران زن از بقیه کارگران جدا و تحت نظر قرار گرفتند. مشاهده شد که با گذشت زمان و تغییر در شرایط کاری مانند روشنایی، رطوبت و غیره، بهره وری آنها مدام افزایش می یابد. این موضوع دانشمندان را بیشتر متحیر کرد،

آزمایشی که برای بیش از یک سال انجام شد به درک جدیدی در مورد افراد و عملکرد پایان یافت. فهمیده شد که انگیزه انسان توسط چندین عامل و نه تنها اقتصادی است. آنها تا حد زیادی تحت تأثیر محیط اجتماعی خود هستند، گروه هایی تشکیل می دهند، اهداف، عقاید، رفتارها و اخلاقیاتی دارند که ممکن است با سازمان هماهنگ نباشد. بنابراین، برای تمام اهداف عملی، آنها افرادی فکر، عمل، و آگاه بودند که باید با آنها مانند یک رفتار شود.

این نظریه ای بود که باعث شد متفکران از نظریه کلاسیک رایج قبلی که ساختار، برنامه ریزی سازمانی و غیره را به عنوان هسته اصلی آن پیشنهاد و تاکید می کرد، دور شوند. پس از آزمایشات هاثورن بسیار روشن شد که روابط غیررسمی، پویایی گروه و کارکردهای روزانه یک سازمان کمتر از مطالعه مکانیسم سازمان نیست. در پایان کار، عملکرد کارکنان مهم می شود و عملکرد آنها گاهی از پارامترها و انگیزه های درک شده توسط سازمان دور است.

بدون نظر

پاسخ دهید