جهت دهی به فرآیندی گفته می شود که در آن مدیران، عملکرد کارگران را برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده راهنمایی، هدایت و نظارت می کنند. گفته می شود کارگردانی قلب فرآیند مدیریت است. برنامه ریزی ، سازماندهی ، کارمندان هیچ اهمیتی ندارد اگر عملکرد جهت دهی صورت نگیرد.

کارگردانی شروع به کنش می کند و از اینجاست که کار واقعی شروع می شود. جهت متشکل از عوامل انسانی گفته می شود. به عبارت ساده می توان آن را به عنوان راهنمایی برای کارگران در حال انجام کار توصیف کرد. در حوزه مدیریت، هدایت به کلیه فعالیت هایی گفته می شود که برای تشویق زیردستان به کار مؤثر و کارآمد طراحی می شوند. از نظر هومن، «مدیریت شامل فرآیند یا تکنیکی است که به وسیله آن می‌توان دستورالعمل‌ها را صادر کرد و عملیات را طبق برنامه‌ریزی اولیه انجام داد.» بنابراین، هدایت وظیفه هدایت، الهام بخشیدن، نظارت و راهنمایی افراد در جهت تحقق اهداف سازمانی است.

جهت دارای ویژگی های زیر است:

 

  1. عملکرد فراگیر – هدایت در تمام سطوح سازمان مورد نیاز است. هر مدیری به زیردستان خود راهنمایی و الهام می دهد. 

     

  2. فعالیت مستمر – جهت دهی یک فعالیت مستمر است زیرا در طول عمر سازمان مستمر است. 

     

  3. عامل انسانی – کارکرد هدایت به زیردستان و در نتیجه با عامل انسانی مرتبط است. از آنجایی که عامل انسانی پیچیده و رفتار غیرقابل پیش بینی است، عملکرد جهت اهمیت پیدا می کند. 

     

  4. فعالیت خلاق – تابع جهت به تبدیل طرح ها به عملکرد کمک می کند. بدون این عملکرد، افراد غیرفعال می شوند و منابع فیزیکی بی معنی می شوند. 

     

  5. عملکرد اجرایی – عملکرد هدایت توسط همه مدیران و مدیران اجرایی در تمام سطوح در طول کار یک شرکت انجام می شود، یک زیردست فقط از مافوق خود دستورالعمل ها را دریافت می کند. 

     

  6. وظیفه نمایندگی – جهت قرار است تابعی باشد که با انسانها سروکار دارد. رفتار انسان ذاتاً غیرقابل پیش بینی است و مشروط کردن رفتار مردم در جهت اهداف بنگاه کاری است که مجری در این کار انجام می دهد. بنابراین، به عنوان داشتن ظرافت در آن برای مقابله با رفتار انسان نامیده می شود.

بدون نظر

پاسخ دهید