نقش کارکنان در فرهنگ سازمانی

به مکانی که در آن افراد از پیشینه‌ها، مذاهب، جوامع مختلف بر روی یک پلت فرم مشترک گرد هم می‌آیند تا در جهت یک هدف از پیش تعریف‌شده کار کنند، سازمان نامیده می‌شود. هر سازمانی مجموعه ای از اصول و خط مشی هایی دارد که برای همه کارکنان الزامی است.

باورها، ایدئولوژی ها و شیوه های یک سازمان فرهنگ آن را شکل می دهد که به کارکنان حس جهت دهی می دهد. فرهنگ کاری در ایجاد تصویر برند سازمان و متمایز ساختن آن از رقبای خود بسیار موثر است. کارکنان دارایی های واقعی یک سازمان هستند. آنها کسانی هستند که به طور موثر در عملکرد موفق یک سازمان کمک می کنند. آنها سخت تلاش می کنند تا سطح خود را به بهترین شکل ارائه دهند و به اهداف تعیین شده در چارچوب زمانی تعیین شده دست یابند.

کارکنان نقش مهمی در تصمیم گیری فرهنگ محل کار دارند. رفتار، نگرش و علاقه آنها در محل کار، فرهنگ را شکل می دهد.

اجازه دهید درک کنیم که کارکنان چگونه بر فرهنگ کار تأثیر می گذارند.

لطفا موارد زیر را بررسی کنید:

سازمان الف

کارکنان کمترین دغدغه را در مورد سیاست های سازمان دارند و فقط برای حفظ شغل خود در محل کار حاضر می شوند. برای آنها محل کار چیزی نیست جز منبعی برای کسب درآمد. در چنین سناریویی، افراد به ندرت به سازمان خود وابسته می شوند و بنابراین در یک بازه زمانی بسیار کوتاه به کار خود ادامه می دهند.

سازمان ب

در سازمان B، کارکنان به قوانین و مقررات سازمان توجه ویژه ای دارند و به دستورالعمل های تعیین شده پایبند هستند. افراد روی کار خود تمرکز می کنند و مشتاقانه منتظر هستند تا قبل از موعد مقرر به آن دست یابند. مردم از شایعات غیر ضروری دوری می کنند و ترجیح می دهند در محل کار خود بنشینند تا پرسه زدن.

سازمان ج

سازمان C یک سازمان مرد محور است که در آن کارمندان مرد بر همتایان زن خود تسلط دارند. دیر نشستن مکرر یک ویژگی منظم فرهنگ سازمان است. کارمندان ترجیح می‌دهند تا دیروقت بمانند تا کارهای معلق خود را تمام کنند. هیچ سازمانی انتظار ندارد کارمندانش عقب بمانند. این کارمند است که به راحتی زمان بندی را تنظیم می کند و آن را به فرهنگ محل کار تبدیل می کند.

در تمام موارد فوق این سبک کار و رفتار کارکنان است که فرهنگ محل کار را شکل می دهد. فرآیندهای فکری و مفروضات اعضای سازمان به فرهنگ آن کمک می کند . یک کارمند با انگیزه و راضی در مقایسه با یک کارمند بی انگیزه، یک فرهنگ سالم را در محل کار ترویج می کند.

سازمان‌های خاصی وجود دارند که در آن‌ها کارکنان با کمال میل چالش‌ها را می‌پذیرند و هر روز چیز جدیدی یاد می‌گیرند. نقش ها و مسئولیت ها بر اساس علاقه و تخصص کارمندان تفویض می شود و بنابراین هر یک تلاش زیادی می کند تا عملکرد بهتری نسبت به سایر همکاران داشته باشد. چنین سازمان هایی از فرهنگ قوی پیروی می کنند زیرا کارکنان در کار خود جدی هستند و از سیاست ها تبعیت می کنند. با این حال، سازمان‌های خاصی وجود دارند که باید در آنها چیزهایی را به کارمندان تحمیل کرد. آنها به نوعی باید توسط مدیریت مجبور به انجام وظایف خود شوند. رهبران تیم باید برای نظارت بر عملکرد آنها منصوب شوند و آنها را به کار بفرستند. در چنین مواردی سازمان از فرهنگ ضعیفی پیروی می کند.

برخی از سازمان ها کارکنان پرخاشگری دارند که رقابت سالم را در محل کار ترویج می کنند. چنین سازمان‌هایی از فرهنگی پیروی می‌کنند که در آن هر فردی تلاش زیادی می‌کند تا قدردانی مدیریت را جلب کند. کارکنان گرسنه به رسمیت شناختن، در مقایسه با سازمان‌هایی که افراد هیچ چیز خلاقانه‌ای برای انجام دادن ندارند، فرهنگ مثبت را در محل کار تشویق می‌کنند.

مشاجرات مداوم، اختلاف نظرها، کشیدن پاها منجر به ایجاد یک محیط منفی در محل کار می شود. کارمندان به سختی می توانند در چنین فرهنگی تمرکز کنند و به دنبال تغییر باشند.

بدون نظر

پاسخ دهید