ارتباط رسانه های جمعی با جامعه

طبقه چهارم

رسانه های جمعی نقشی حیاتی و تعیین کننده در جامعه ایفا می کنند. آنها را طبقه چهارم می نامند، زیرا آنها یکی از ارکان دموکراسی در کنار قوه مجریه، مقننه و سایر نیروهای اجتماعی-اقتصادی هستند که یک جامعه را به هم پیوند می دهند. در این زمینه، توجه به این نکته حائز اهمیت است که آنها هم ناظر رفتار عمومی مقامات منتخب و هم حافظان حسن نیت مردم هستند، زیرا به دنبال گزارش از اتفاقات جامعه هستند.

از این رو، رسانه های جمعی به ویژه به جامعه مربوط می شوند، زیرا بدون رسانه ها، ما هرگز نمی دانیم که در جهان پیرامون ما چه اتفاقی می افتد و بدون قطب نما اخلاقی و وجدان اخلاقی مورد نیاز برای حفظ جامعه خواهیم بود. نکته اینجاست که رسانه‌های جمعی مانند همه صاحب نظران، هم وظیفه و هم مسئولیت در قبال جامعه دارند و به همین دلیل است که جزء حیاتی دموکراسی‌های مدرن محسوب می‌شوند .

گرایش های اخیر

با توجه به نقش مهمی که رسانه‌های جمعی در جامعه ایفا می‌کنند، روندهای اخیر نشان می‌دهد که رسانه‌های جمعی مسئولیت اجتماعی خود را زیر پا می‌گذارند و در عوض گروگان منافع خاص و برنامه‌های اختصاصی می‌شوند. پدیده اخبار پولی، محتوای دستکاری شده، و چانه زنی با شرکت ها به منظور نشان دادن آنها در شرایط مطلوب یا تقاضای رشوه به منظور پخش نشدن محتوا، همگی نشان دهنده انحطاطی است که در متن دوران معاصر رخ داده است. علاوه بر این، رسانه های جمعی خود مستعد اعمال فساد شده اند و با توجه به این واقعیت که آنها دروازه بان دموکراسی هستند، باید از این تمایلات اجتناب شود. همانطور که رسوایی های بسیاری از خانه های رسانه ای برجسته در بریتانیا و ایالات متحده نشان می دهد،

گذار از روزنامه به رسانه دیجیتال

به عقیده بسیاری از ناظران، گذار از رسانه‌های چاپی به رسانه‌های دیجیتال (تلویزیون، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی) رسانه‌های جمعی را قدرتمندتر کرده است، زیرا به آن‌ها دسترسی به میلیاردها بیننده و فقدان محدودیت‌های جغرافیایی مانند روزنامه‌ها را می‌دهد . از این رو، اکنون به آنها قدرت برتری بر جامعه داده شده است. این باعث می شود که طعمه دستکاری و پیشبرد برنامه ها آسان تر شویم. با این حال، لازم به ذکر است که دقیقاً به همین دلیل است که آنها نباید تسلیم وسوسه‌های انتخاب راه آسان شوند، زیرا در حال حاضر مسئول حوادث در مقیاس جهانی هستند و نه در سطح محلی یا منطقه‌ای.

افکار نهایی

این در واقع این است که رسانه های جمعی به دلیل دلایل مختلفی که در بالا مورد بحث قرار گرفت، به طور انتقادی با جامعه مرتبط هستند. علاوه بر این، این واقعیت نیز هست که رسانه‌های جمعی اکنون در موقعیتی قرار گرفته‌اند که می‌توانند شانس افراد مشهور، سیاستمداران، تجار و ورزشکاران را ایجاد کنند یا به آنها آسیب برسانند. از این رو، مسئولیتی که جامعه بر عهده آنها گذاشته شده است، باید عاقلانه و نه سهل انگارانه یا با دستور کار پنهان انجام شود. در خاتمه، رسانه‌های جمعی مطمئناً از زمانی که در مورد رویدادهای شهر و شورا گزارش می‌کردند، راه زیادی را پیموده‌اند. الان یک سکوی جهانی دارند و مسئولیت های جهانی دارند، یعنی باید وجدان هم داشته باشند.

بدون نظر

پاسخ دهید