گفته می شود تمرکز فرآیندی است که در آن تمرکز تصمیم گیری در دست چند نفر است. کلیه تصمیمات و اقدامات مهم در سطوح پایین، کلیه موضوعات و اقدامات در سطوح پایین منوط به تایید مدیریت عالی است. به گفته آلن، «متمرکز شدن» عبارت است از حفظ نظام مند و مداوم اختیار در نقاط مرکزی سازمان. مفهوم تمرکز می تواند به شرح زیر باشد:

  1. حفظ قدرت تصمیم گیری در سطح بالا.
  2. حفظ اختیارات عملیاتی با مدیران سطح میانی.
  3. رزرو عملیات در سطح پایین تر در جهت سطح بالا.

تحت تمرکز، تصمیمات مهم و کلیدی توسط مدیریت ارشد اتخاذ می شود و سایر سطوح طبق دستورالعمل های سطح بالا به اجرا در می آیند. به عنوان مثال، در یک نگرانی تجاری، پدر و پسر که مالک هستند در مورد مسائل مهم تصمیم می گیرند و بقیه وظایف مانند محصول، مالی، بازاریابی، پرسنل توسط روسای بخش انجام می شود و آنها باید طبق دستورالعمل عمل کنند. و دستورات آن دو نفر بنابراین در این صورت قدرت تصمیم گیری در دست پدر و پسر باقی می ماند.

از سوی دیگر، تمرکززدایی یک تفویض سیستماتیک اختیارات در تمام سطوح مدیریت و در کل سازمان است. در یک نگرانی تمرکززدایی، اختیارات توسط مدیریت ارشد برای اتخاذ تصمیمات اصلی و چارچوب بندی سیاست های مربوط به کل نگرانی حفظ می شود. بقیه اختیارات ممکن است به سطح میانی و سطح پایین مدیریت تفویض شود.

درجه تمرکز و تمرکززدایی به میزان اختیارات تفویض شده به پایین ترین سطح بستگی دارد. به گفته آلن، «تمرکززدایی به تلاش سیستماتیک برای تفویض اختیار به پایین‌ترین سطح قدرت اشاره دارد، به جز آن چیزی که می‌تواند در نقاط مرکزی کنترل و اعمال شود.

تمرکززدایی با تفویض اختیار یکسان نیست. در واقع، تمرکززدایی همه گسترش تفویض اختیار است. الگوی تمرکززدایی دامنه وسیع‌تری دارد و مقامات به پایین‌ترین سطح مدیریتی پراکنده می‌شوند.

تفویض اختیار یک فرآیند کامل است و از فردی به فرد دیگر صورت می گیرد. در حالی که تمرکززدایی تنها زمانی کامل می شود که تفویض اختیار کامل صورت گرفته باشد. به عنوان مثال، مدیر کل یک شرکت مسئول دریافت درخواست مرخصی برای کل شرکت است. مدیر کل این کار را به مدیر پرسنلی که اکنون مسئولیت پذیرش متقاضیان مرخصی را بر عهده دارد محول می کند. در این شرایط تفویض اختیار صورت گرفته است. از سوی دیگر، بنا به درخواست مدیر پرسنلی، اگر مدیر کل این اختیار را به تمامی روسای ادارات در تمام سطوح تفویض کند، در این شرایط تمرکززدایی صورت گرفته است.

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید: “هر چیزی که نقش زیردستان را افزایش می دهد تمرکززدایی است و باعث کاهش نقش می شود تمرکز است” . تمرکززدایی دامنه وسیع تری دارد و مسئولیت زیردستان در این مورد افزایش می یابد. از سوی دیگر، در تفویض اختیار، مدیران حتی نسبت به اعمال زیردستان نسبت به مافوق خود پاسخگو می مانند.

پیامدهای تمرکززدایی

  1. بار کمتری مانند تمرکز بر دوش رئیس اجرایی است.
  2. در تمرکززدایی، زیردستان فرصتی برای تصمیم گیری و عمل مستقل دارند که مهارت ها و قابلیت ها را توسعه می دهد. بدین ترتیب سازمان قادر به پردازش ذخایر استعدادها در خود می باشد.
  3. در تمرکززدایی، تنوع و افقی را می توان به راحتی کاشت.
  4. در تمرکززدایی، تنوع بخشی به فعالیت‌ها می‌تواند به طور مؤثر انجام شود، زیرا زمینه بیشتری برای ایجاد بخش‌های جدید وجود دارد. بنابراین، رشد تنوع یک درجه است.
  5. در ساختار تمرکززدایی، عملیات را می توان در سطح بخش ها هماهنگ کرد که در راه اندازی متمرکز امکان پذیر نیست.
  6. در مورد ساختار تمرکززدایی، انگیزه و روحیه کارکنان بیشتر است، زیرا آنها استقلال بیشتری برای اقدام و تصمیم گیری پیدا می کنند.
  7. در ساختار تمرکززدایی، حفظ هماهنگی تا حدی دشوار است، زیرا بخش‌های بسیاری وجود دارد و اختیارات به حداکثر میزان ممکن تفویض می‌شود، یعنی به پایین‌ترین سطح نمایندگی. تمرکز و تمرکززدایی مقوله هایی هستند که الگوی روابط اقتدار به وسیله آنها مشخص شد. میزان تمرکز و تمرکززدایی می تواند تحت تأثیر عوامل زیادی مانند ماهیت عملیات، حجم سود، تعداد بخش ها، اندازه یک شرکت و غیره باشد. .

بدون نظر

پاسخ دهید