واقعیت های تجاری و بازار در زمان حاضر، سازمان ها را وادار می کند تا در مورد استراتژی های خود و همچنین نحوه عملکرد خود تجدید نظر کنند. هر عملکردی از فرآیند عملیات داخلی، مدل کسب و کار گرفته تا طراحی محصول، تدارکات و همچنین بازاریابی و تبلیغات در حال تغییر است تا با زمان همگام شود. مدیریت ها با این واقعیت تطبیق می دهند که نیاز به تغییر و نوآوری در اینجا باقی مانده است. این یک تمرین یکباره نیست.

مدیران بازاریابی با پویایی های جدیدی در ایجاد استراتژی هایی برای ایجاد، حفظ و رشد رهبری برند خود در بازار با استفاده از قوانین پایه جدید روبرو هستند. در مواجهه با تغییر تکنولوژی، افزایش رقابت، افزایش انتظارات مشتریان و رسانه های اینترنتی که به طور گسترده به بازاریابی آنلاین کمک می کنند، چالش مدیران بازاریابی برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی با در نظر گرفتن همه عوامل فوق باعث می شود که کار آنها بسیار زیاد شود. سخت تر از آنچه در سال های گذشته بود.

همچنین اکنون زمان مناسبی است که مدیران و مدیران بازاریابی مجدداً به تمرکز و فرهنگ داخلی خود فکر کنند تا تغییری در جهت جدیدی ایجاد کنند. شرکت ها باید بر ایجاد فرهنگی تمرکز کنند که نوآوری در ارائه محصول و خدمات را ترویج می کند و این امر را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ سازمانی پرورش می دهد. بقای سازمان‌های امروزی به توانایی آنها در درک بازارها، مشتری، شناسایی ارزش پیشنهادی خاص خود و تلاش برای جلوتر از انتظارات مشتری از طریق ایجاد ارزش پیشنهادی برتر برای مشتری بستگی دارد.

برای درک معنای ایجاد ارزش پیشنهادی برتر، ابتدا باید مفهوم ارزش پیشنهادی را از نظر مشتری درک کنیم. مشتریان مختلف انتظارات متفاوتی از محصول یا خدماتی دارند که می خواهند بخرند و بر این اساس به دنبال معیارهای ارزشی متفاوتی هستند که با انتظارات آنها مطابقت داشته باشد. شهرت برند، ضمانت عملکرد محصول، کیفیت و خدمات امری بدیهی تلقی می شود و نیاز اساسی برای عرضه برند در بازار است.ارزش پیشنهادی از دید مشتری به درک او از مزایایی که از محصول به دست می آورد در مقایسه با هزینه ای که می پردازد اشاره دارد.. مشتری باید بتواند ارزش بیشتری را در خرید محصول شما در مقایسه با هزینه ای که می پردازد درک کند و همچنین سود آن باید از آنچه رقبا ارائه می دهد برتر باشد. اکثر مشتریان کل معامله زمان و هزینه صرف شده در فعالیت های پیش از فروش و همچنین هزینه خرید، تحویل، نصب، نگهداری و خدمات پس از فروش را به عنوان بخشی از ارزش پیشنهادی کل درک می کنند. جدای از اینها، چندین عامل دیگر از جمله شهرت برند درک شده، ویژگی های محصول، مشاوره و راهنمایی های تخصصی ارائه شده و همچنین پاسخگویی مشتری سازمان از جمله سرعت تحویل و غیره نیز در ارزش پیشنهادی نقش دارند.

درک انتظارات مشتری به سازمان ها کمک می کند ارزش پیشنهادی خود را قرار دهند و هدفشان جلب رضایت بخش ویژه مشتریان و همچنین ایجاد وفاداری در بین مشتریان باشد.. این اصلی است که توسط اکثر شرکت هایی که در ارزش پیشنهادی انتخابی خود برجسته هستند و رهبری در بازار را رهبری می کنند، اقتباس شده است. اپل تصمیم می گیرد بر روی قابلیت های نوآوری محصول برتر خود ایجاد کند و وفاداری زیادی در سراسر جهان دارد. غیرعادی نیست که مردم را قبل از عرضه جدید گوشی‌های اپل در مقابل فروشگاه‌های اپل صف بکشند. از هر مشتری اپل بپرسید، آنها به شما خواهند گفت که اپل فن یک طرفدار مادام العمر است و نمی تواند به هیچ برند دیگری فکر کند. اپل ارزان نمی شود آنها بالاترین قیمت را در دسته بندی دارند. با این حال ارزش پیشنهادی آنها بر اساس ویژگی های برتر محصول، فناوری و معماری است که آنها همواره به نوآوری و افزایش ارزش ادامه می دهند.

مورد هرتز و مک دونالد یا زنجیره پیتزا را در نظر بگیرید. این شرکت ها بر سرعت خدمات به عنوان متمایز کننده ارزش تمرکز کرده اند. زمانی که از هرتز استخدام می کنید، تکمیل مدارک و خروج با کلیدها فقط چند دقیقه طول می کشد. پیتزا هات پیشنهاد می کند در صورت عدم تحویل در بازه زمانی مشخص/تعهد شده، تحویل پیتزا را رایگان به شما بدهد. در این موارد نیز، مشتریان به دنبال بهترین قیمت نیستند، بلکه به دنبال سهولت و سرعت تجربه تحویل هستند و این صاحبان مشاغل درک کرده اند که چگونه ارزش خدمات خود را به مشتریان افزایش دهند.

همه این رهبران برند همچنان بر بازار حکومت می کنند، زیرا آنها تمرکز خود را بر نوآوری انتخاب می کنند. نیازی به گفتن نیست که در حالی که آنها بر روی یک ارزش پیشنهادی خاص از هزینه، فناوری محصول و ویژگی یا سرعت تحویل تمرکز می کنند، بقیه عوامل مانند قیمت، کیفیت و راه حل نادیده گرفته نمی شوند. برای اینکه رهبران بازار باشند، سازمان‌ها باید تلاش کنند تا همیشه ارزش پیشنهادی فوق‌العاده‌ای را ارائه کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید

1 + 16 =