مقدمه ای بر رسانه

ما اغلب می شنویم که اصطلاح چهارمین را در رسانه ها به کار می برند. این اصطلاح به چهار رکن دموکراسی اطلاق می شود و رسانه ها رکن چهارم و در این میان مهم هستند. از زمانی که بسیاری از کشورها هنجارهای دموکراتیک حکمرانی را پذیرفتند، تصور می شد که یک رسانه زنده و آزاد شرط لازم برای یک دموکراسی سالم است. زیرا در هر دموکراسی باید رسانه‌ای وجود داشته باشد که در آن مقامات و اقدامات آنها به صورت انتقادی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

بدون خوداندیشی و خود مناظره، هیچ دموکراسی نمی تواند امیدوار باشد که اصول اصیل پشت مفهوم آزادی و برابری را به فعلیت برساند. علاوه بر این، رسانه ها به دلیل ماهیت ذاتی پرسشگری و انتقادی که معطوف به نظام های حاکم است، برای کشورها حیاتی هستند . این بدان معناست که بدون وجود مطبوعات آزاد و منصفانه، هیچ کشوری در جهان نمی تواند امیدوار باشد که به هنجارهای دموکراتیک حکمرانی بپردازد.

در روزهای قبل از ظهور تلویزیون و اینترنت، رسانه های مکتوب تنها منبع اطلاع رسانی مردم بودند.

با ظهور تلویزیون، قوانین اساسی تغییر کرد، زیرا مردم می‌توانستند اعمال و اظهارات همشهریان خود و نمایندگان منتخب را به صورت زنده ببینند و از این رو بتوانند نظر خود را در مورد آنها شکل دهند. علاوه بر این، همانطور که گفته می شود، یک تصویر هزاران کلمه را بیان می کند، و از این رو تصاویر متحرکی که در اتاق های نشیمن تلویزیون پخش می شود، جرقه ای انقلابی را در میان کشورهای جهان به راه انداخت. علاوه بر این، همانطور که مارشال مک‌لوهان، نظریه‌پرداز افسانه‌ای رسانه‌ها می‌گوید، رسانه پیام است و از این رو، تلویزیون شیوه عملکرد کشورها و سیستم‌های حکومتی آنها را به طور اساسی تغییر داد. این تأثیری آبشاری بر همه اشکال بدنه دولت داشته است.

بعد، ظهور اینترنت یکی دیگر از تغییرات بازی بود. با گسترش سریع فناوری اطلاعات و دسترسی آسان به اطلاعات در مورد کشورهایی که تاکنون بسته بودند، سرانجام مردم این فرصت را پیدا کردند تا نگرانی ها و نیازهای خود و همچنین آرزوها و رویاهای خود را همراه با نگرانی ها و ترس های خود به دیگران در سرزمین های دور بیان کنند. این بدان معناست که اینترنت با فرمت تعاملی که امکان انتشار سریع رویدادها و اتفاقات را در سراسر جهان برای هر کسی که به رایانه و اتصال به اینترنت داشت، یک قدم جلوتر رفت. علاوه بر این، ظهور رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر انگیزه تازه‌ای برای این تصور ایجاد کرد که رسانه‌ها ابزار انقلابیون و همچنین ارتجاع هستند. در گذشته نه چندان دور،

ما بحث کرده‌ایم که چگونه رسانه‌ها باید برای تضمین یک دموکراسی نمایندگی آزاد و مهار شوند. علاوه بر آن، خود رسانه ها باید درون گرا و تحلیل کنند که آیا کار خود را مطابق با نیات والایی که زیربنای صنعت رسانه است انجام می دهند یا خیر. تنها زمانی که حکومت انتقادی، خود تحلیلی و تنظیم مؤثر رسانه ها را انجام دهد، می توان رابطه ای همزیستی بین ارکان مختلف دموکراسی برقرار کرد که سالم و سازنده باشد.

در نتیجه، ما در زمان‌های خارق‌العاده‌ای زندگی می‌کنیم و چالش‌های آینده نیاز به ایجاد تغییرات گسترده در تمام جنبه‌های زندگی ما دارد. رسانه ها نقش برجسته ای در این آینده دارند و از این رو بیش از هر زمان دیگری نیاز است که رسانه ها به طور حرفه ای به وظایف محوله خود عمل کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید