به گفته لاکت (1992)، مدیریت عملکرد با هدف توسعه افراد با تعهد و شایستگی های لازم برای کار در جهت اهداف معنی دار مشترک در چارچوب سازمانی است.

چارچوب‌های مدیریت عملکرد با هدف بهبود عملکرد فردی و سازمانی از طریق شناسایی الزامات عملکرد، ارائه بازخورد منظم و کمک به کارکنان در توسعه شغلی طراحی شده‌اند.

هدف مدیریت عملکرد ایجاد یک فرهنگ عملکرد بالا هم برای افراد و هم برای تیم ها است به طوری که آنها به طور مشترک مسئولیت بهبود فرآیندهای تجاری را به صورت مستمر بر عهده می گیرند و در عین حال با ارتقاء مهارت های خود در چارچوب رهبری، نوار شایستگی را بالا می برند. . تمرکز آن بر ایجاد شفافیت هدف برای وادار کردن افراد به انجام کارهای درست در زمان مناسب است. شاید بتوان گفت که هدف اصلی یک سیستم مدیریت عملکرد، دستیابی به ظرفیت کارکنان با حداکثر پتانسیل به نفع کارکنان و سازمان با تعریف انتظارات بر حسب نقش ها، مسئولیت ها و مسئولیت ها، شایستگی های مورد نیاز است. و رفتارهای مورد انتظار

هدف اصلی مدیریت عملکرد این است که اطمینان حاصل شود که سازمان به عنوان یک سیستم و زیرسیستم های آن با هم به صورت یکپارچه برای دستیابی به نتایج یا نتایج بهینه کار می کنند.

اهداف اصلی مدیریت عملکرد در زیر مورد بحث قرار می گیرد:

 

  • توانمندسازی کارکنان در جهت دستیابی به استانداردهای برتر عملکرد کاری. 

     

  • برای کمک به کارکنان در شناسایی دانش و مهارت های مورد نیاز برای انجام کار به طور موثر، زیرا این امر تمرکز آنها را به سمت انجام کار درست به روش صحیح سوق می دهد. 

     

  • تقویت عملکرد کارکنان از طریق تشویق کارکنان به توانمندسازی، ایجاد انگیزه و اجرای مکانیزم پاداش موثر. 

     

  • ارتقای سیستم ارتباط دو طرفه بین سرپرستان و کارکنان برای شفاف سازی انتظارات در مورد نقش ها و مسئولیت ها، ابلاغ اهداف عملکردی و سازمانی، ارائه بازخورد منظم و شفاف برای بهبود عملکرد کارکنان و مربیگری مستمر. 

     

  • شناسایی موانع عملکرد موثر و حل آن موانع از طریق نظارت مستمر، مربیگری و مداخلات توسعه. 

     

  • ایجاد مبنایی برای چندین تصمیم اداری برنامه ریزی استراتژیک، برنامه ریزی جانشین پروری، ترفیع و پرداخت مبتنی بر عملکرد. 

     

  • ارتقای رشد فردی و ارتقای شغلی کارکنان با کمک به آنها در کسب دانش و مهارت های مورد نظر. 

برخی از دغدغه های کلیدی سیستم مدیریت عملکرد در یک سازمان عبارتند از:

 

  • توجه به خروجی (نتایج به دست آمده)، پیامدها، فرآیندهای مورد نیاز برای رسیدن به نتایج و همچنین ورودی ها (دانش، مهارت ها و نگرش ها). 

     

  • توجه به سنجش نتایج و بررسی پیشرفت در دستیابی به اهداف تعیین شده. 

     

  • نگران تعریف برنامه های تجاری از قبل برای شکل دادن به آینده ای موفق. 

     

  • تلاش برای بهبود مستمر و توسعه مستمر با ایجاد فرهنگ یادگیری و سیستم باز. 

     

  • با توجه به ایجاد فرهنگ اعتماد و درک متقابل که جریان آزاد ارتباطات را در همه سطوح در مواردی مانند شفاف سازی انتظارات و به اشتراک گذاری اطلاعات در مورد ارزش های اصلی سازمان که تیم را به هم پیوند می دهد، تقویت می کند. 

     

  • با توجه به تامین عدالت رویه ای و شفافیت در فرآیند تصمیم گیری. 

رویکرد مدیریت عملکرد به ابزاری ضروری در دست شرکت‌ها تبدیل شده است، زیرا تضمین می‌کند که مردم ارزش‌های شرکت را حفظ کرده و در مسیر تحقق چشم‌انداز و مأموریت نهایی شرکت قدم بردارند. این یک فرآیند آینده‌نگر است زیرا هم سرپرست و هم کارمند را در فرآیند برنامه‌ریزی مشترک و تعیین هدف در ابتدای سال درگیر می‌کند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =