تولد دولت ملت مدرن

در قرن‌های پیشین، حکومت پادشاهان و سلطنت بر پادشاهی عادی بود. مفهوم امروزی دولت ملت وقتی که قوس تاریخ را در نظر بگیریم پدیده ای نسبتاً جدید است. به عنوان مثال، تنها در دوران رنسانس و روشنگری در اواخر قرن هفدهم و هجدهم در اروپا مفهوم دولت ملی متولد شد. متفکران پیشرو آن عصر در مورد قرارداد اجتماعی بین انسان و دولت گمانه زنی کردند و این ایده را مطرح کردند که شکلی از دولت ملی است که با دادن حقوق به شهروندان خود و در عین حال با قرار دادن مسئولیت های معینی بر عهده آنها مراقبت می کند. این اصل راهنمای معاهده وستفالیا بود که باعث ظهور دولت ملت مدرن شد. از این رو، تصور مدرن از دولت ملت، هنجارهای وستفالیایی حاکمیت است.

روشنگری و دولت ملت

البته قرن هفدهم و هجدهم تنها در اروپا و ایالات متحده شاهد تولد دولت ملی بود که انقلاب آمریکا مفهوم دولت را مطرح کرد. پس از جنگ داخلی بین شمال و جنوب بود که موضوع اصلی اتحاد و تولد دولت آمریکایی موسوم به ایالات متحده آمریکا به وجود آمد. در مورد سایر نقاط جهان، آنها یا توسط پادشاهان و شاهزادگان اداره می شدند و یا تحت استعمار قدرت های غربی بودند. کشورهایی مانند هند تحت سلطه بریتانیایی ها بودند که استقلال را تنها پس از جنگ جهانی دوم واگذار کردند. با صحبت از جنگ جهانی دوم، می توان گفت که این نقطه عطف تعیین کننده در تاریخ بشریت بود زیرا پایان جنگ باعث به وجود آمدن بسیاری از دولت های ملی شد.

دموکراسی شکوفا می شود و عقب نشینی می کند

رشد دولت ملی مدرن پس از جنگ و در طول دهه 1960 افزایش یافت که بسیاری از کشورهای آفریقایی از حاکمان استعماری خود مستقل شدند . علاوه بر این، با گسترش فن آوری های ارتباطی مدرن، برای مردم بومی آسان تر بود که به عنوان یک واحد قیام کنند و اربابان استعماری خود را سرنگون کنند و بدین ترتیب تولد دولت ملت مدرن را تسریع بخشید. با این حال، باید توجه داشت که با وجود این تغییرات، مفهوم دولت ملت هم از سوی جهانی شدن و هم از سوی شکاف‌های داخلی مورد هجمه قرار گرفته است. این جنبه نسبتاً غم انگیز ملیت امروزی است زیرا جهانی شدن به این معنی است که دولت‌های ملت قدرت را به شرکت‌های بزرگ و شرکت‌های بزرگ واگذار می‌کنند و در عین حال مقاومت در برابر جهانی‌سازی در قالب شورش منجر به فرسایش اقتدار دولت می‌شود.

افکار نهایی

سرانجام، بهار عربی اخیر دوباره امیدها را در مورد گسترش آزادی و تمایل مردم جهان برای اداره شدن توسط دموکراسی های نماینده به جای حاکمان خودکامه ایجاد کرده است. با این امید که عقب نشینی دموکراسی موقتی باشد و آرزوی دیرینه روح انسانی برای آزادی تحقق یابد که این مقاله به پایان می رسد.

بدون نظر

پاسخ دهید