سقوط غول‌های آمریکایی مانند Sears و Toys R Us تمرکز را بر سرمایه‌داران کرکس بازگردانده است. مردم با شنیدن در مورد شرکت های سهام خصوصی که از بدبختی سایر شرکت های ضعیف تر سود برده اند، واکنش منفی نشان می دهند. به همین دلیل است که آنها برای شرکت ها یک اصطلاح تحقیر آمیز ابداع کرده اند. این اصطلاح سرمایه داری کرکس نامیده می شود. سرمایه داری کرکس بسیار شبیه سرمایه داری خطرپذیر است. با این حال، آنها در واقع بسیار متفاوت هستند. سرمایه گذاری خطرپذیر در مورد پرستاری شرکت های نوپا و ایجاد شرکت های بزرگ از آنها است. از سوی دیگر، سرمایه کرکس در مورد از بین بردن شرکت های دیگر و سود بردن از مرگ آنها است.

این توصیف از سرمایه داری کرکس آن را مانند یک فعالیت اقتصادی مشکوک به نظر می رسد که باید غیرقانونی باشد. با این حال، واقعیت این است که سرمایه داری کرکس کارکرد اقتصادی مهمی نیز دارد. در این مقاله نگاهی خواهیم داشت به اینکه چرا سرمایه داری کرکس برای کل اقتصاد ضروری است.

سرمایه داری کرکس چیست؟

به بیان ساده، سرمایه داری کرکس فرآیند کسب درآمد از شرکت های در حال مرگ است. سرمایه داران کرکس معمولاً سهام یک شرکت را با قیمت پایین خریداری می کنند. آنها قادر به انجام این کار هستند زیرا در شرکت هایی سرمایه گذاری می کنند که سایر سرمایه گذاران معمولاً از آنها اجتناب می کنند. آنها برای کسب و کارهایی که به روش های سنتی غیرقابل دوام در نظر گرفته می شوند، تأمین مالی می کنند. به عنوان مثال، Toys R Us و Sears به ​​عنوان فروشگاه های آجر و ملات منسوخ در عصر آمازون در نظر گرفته می شدند. وام دهندگان سنتی مانند بانک ها نسبت به وام دادن به این مشاغل محتاط بودند.

هنگامی که آنها هدف را شناسایی کردند، صندوق های کرکس اهداف مالی تهاجمی را برای احیای شرکت تعیین کردند. دو احتمال وجود دارد، یکی اینکه شرکت قادر به انجام کار باشد. در این صورت هم بنگاه و هم صندوق کرکس برنده می شوند و همه خوشحال می شوند. از طرف دیگر، صندوق‌های کرکس ساختار شرکت را به گونه‌ای می‌سازند که حتی در صورت شکست کل شرکت، می‌توانند سود ببرند. از این رو، به نظر می‌رسد که صندوق‌های کرکس همیشه پول به دست می‌آورند، حتی اگر شرکت زیربنایی که در آن پول سرمایه‌گذاری کرده‌اند ورشکست شود و دیگر وجود نداشته باشد.

انتقادات علیه سرمایه داری کرکس

 

    • سرمایه داران کرکس اغلب به دلیل سرمایه گذاری در مقابل نوعی نام تجاری ناملموس پول به دست می آورند. به عنوان مثال، اگر یک شرکت دارای فناوری انحصاری باشد، بانک ها در مقابل آن وام نمی دهند. این به این دلیل است که فناوری های اختصاصی دارایی های نامشهود هستند و رسیدن به ارزش گذاری برای آنها می تواند دشوار باشد. با این حال، سرمایه داران کرکس از ارزش گذاری این دارایی های نامشهود آگاه هستند. از این رو، اگر شرکت مطابق انتظار عمل نکند، آن‌ها دارایی‌ها را می‌فروشند و وجه نقد خود را بازیابی می‌کنند

 

 

    • سرمایه‌داران کرکس به دلیل کاهش شدید تعداد شرکت‌هایی که در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند، شناخته می‌شوند. وقتی سرمایه‌داران کرکس کنترل را در دست می‌گیرند، تعداد افراد شاغل در شرکت‌ها به شدت کاهش می‌یابد. این امر بیکاری و سایر پرداخت های رفاهی را برای مناطقی که این شرکت ها در آن فعالیت می کنند افزایش می دهد. با این حال، طنز ماجرا اینجاست که سرمایه داران کرکس نرخ بسیار کمی مالیات می پردازند. از این رو، آنها با اخراج مردم سود به دست می آورند، در حالی که دولت و مالیات دهندگان در نهایت کیف را در دست دارند.

 

 

    • سرمایه داران کرکس ابتدا با نرخ های بسیار بالا به این شرکت های در حال مرگ وام می دهند. هنگامی که این شرکت ها قادر به بازپرداخت وام نیستند، کنترل دارایی مهمی مانند املاک و مستغلات شرکت را در دست می گیرند. سپس همان املاک و مستغلات را با نرخ های بسیار بالا به شرکت اجاره می دهند. از این رو، شرکت‌های سرمایه‌دار کرکس در نهایت به دوشیدن پول ختم می‌شوند در حالی که بقیه شرکت‌ها به زمین رانده می‌شوند.

 

آیا سرمایه داری کرکس ضروری است؟

 

    • شرکت‌های سرمایه‌دار کرکس نقش مهمی در تخصیص مجدد منابع در اقتصاد دارند. این شرکت‌ها افراد و منابع را از شرکت‌هایی خارج می‌کنند که در آنجا به‌طور بهینه از آنها استفاده نمی‌شود. سپس همان منابع در سایر بخش‌های اقتصاد مورد استفاده قرار می‌گیرند، جایی که می‌توانند به نتیجه مولدتری دست یابند. به نظر می رسد سیاستمداران و رسانه ها بیش از حد بر روی بخشی که مردم شغل خود را از دست می دهند، تمرکز می کنند. اما توجه کافی به این موضوع نمی شود که منابع آزاد شده تا بتوان از آنها بهتر استفاده کرد.

 

 

    • شرکت های سرمایه گذاری کرکس قادر به احیای بسیاری از شرکت ها و حتی دولت ها هستند. وقتی سازمان ها از شرکت های سرمایه کرکس وام می گیرند، می دانند که این آخرین امید آنهاست. این دلیلی است که به نظر می رسد آنها بهترین عکس خود را ارائه می دهند که بارها کار می کند. مورد یونان و آرژانتین را در نظر بگیرید. هر دوی این کشورها با بحران مالی مواجه بودند. با این حال یونان از حمایت سایر کشورهای منطقه یورو برخوردار بود. از آنجایی که از حمایت کشورهای کمک کننده برخوردار بود، وضعیت را جدی نگرفت. یونان همچنان بی‌احتیاطی پول‌های قرض‌شده را خرج می‌کند و از این رو به مرز ورشکستگی رسیده است.

 

آرژانتین هم با همین وضعیت روبرو شد. در اینجا نیز سرانجام دولت به ورشکستگی ختم شد و شرکت‌های کرکس به‌شدت برای آن مقصر شناخته شدند. با این حال، به لطف فشار مداومی که این سرمایه‌ها اعمال می‌کردند، آرژانتین در وضعیت مالی بسیار بهتری قرار گرفت و بحران کمتر از آنچه در غیر این صورت بود بود.

نکته اصلی این است که شرکت‌های سرمایه‌دار کرکس پول خوب را پشت سر بد نمی‌ریزند. اگر آنها متوجه شوند که یک شرکت قرار نیست دور بزند، ضررهای خود را کاهش می دهند و خارج می شوند. بسیاری از اوقات آنها شرکت را خفه می کنند و به همین دلیل است که با نام بدی روبرو می شوند.

بدون نظر

پاسخ دهید