تاکنون نحوه مدیریت محصول در شرکت هایی که دارای خطوط تولید و برندهای مختلف هستند را در نظر گرفته ایم. حال در این مقاله به بررسی این موضوع می پردازیم که آیا عبارت مدیریت محصول خدماتی یا فرآیند مدیریت کل چرخه عمر خدمات، یک مفهوم بدبینانه است یا در واقع مفهومی واقع بینانه و امکان پذیر است. به عنوان مثال، مدیریت روابط شخصی در بانک ها و خانه های سرمایه گذاری را در نظر بگیرید. بسیاری از ما تجربه برخورد با بانکدار شخصی یا مشاور سرمایه گذاری خود را داشته ایم که معمولاً همه نگرانی ها و مسائل ما را مدیریت می کند و ما را به سمت محصولات و خدمات جدید هدایت می کند. از آنجایی که بانک ها و مؤسسات مالی در زیر مجموعه شرکت های بخش خدمات قرار می گیرند، منصفانه است که نتیجه گیری کنیم که این جنبه از مدیریت خدمات در واقع مدیریت محصول خدماتی است.

اولین مرحله از مدیریت محصول خدماتی، مرحله ایده پردازی یا تولید ایده است که در آن مدیر محصول در شرکت خدمات باید محصولات و خدمات جدیدی را با هدف مشتریان ارائه دهد. بسته به بخش‌های بازار تحت پوشش و جایگاه‌های مختلف مورد هدف، خدمات جدید پس از تحقیقات بازار گسترده در مورد امکان‌سنجی و مقبولیت آن‌ها در میان مصرف‌کنندگان متعلق به این بخش‌های بازار راه‌اندازی می‌شوند.

نکته اینجاست که مدیریت محصول خدماتی به اندازه مدیریت محصول بازی خالص فشرده است و مستلزم همان مراحل و مراحل در چرخه عمر سرویس است.

البته تفاوت مهم این است که برخلاف مدیریت محصول که با محصولات فیزیکی سروکار دارد، مدیران خدمات اغلب با مفاهیم نامشهود و ارزش های تصوری خدمات سروکار دارند و در مقابل مفاهیم ثابت در مدیریت محصول قرار دارند. جنبه دیگر مدیریت محصول خدمات، بخش روابط شخصی است که در آن بانکدار شخصی یا مدیر روابط باید روابط را مدیریت کند، با توجه به این واقعیت که محصول در اینجا خدمات واقعی است و نه یک دارایی فیزیکی. این از دیدگاه مدیر خدمات مهم است زیرا روابط شخصی اساس مدیریت محصول خدماتی را تشکیل می دهد و سنگ بنای مدیریت محصول خدماتی است.

در نهایت، مدیریت محصول خدمات نیز به پشتیبانی از سایر فرآیندهای تجاری مانند امور مالی، حقوقی و اداری مربوط می شود. برای مثال، معمولاً مدیران محصولات خدماتی به جنبه‌های قانونی مدیریت رابطه و سطح رضایت مشتری اهمیت می‌دهند، زیرا تجربه مشتری در مدیریت خدمات بسیار مهم است. از این رو، مدیریت محصول خدماتی معمولاً بیشتر یک مهارت نرم است تا یک سیستم عامل سخت. نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که مدیران محصولات خدماتی بر خلاف راه اندازی و توزیع فیزیکی محصول که همراه با فروش و بازاریابی چرخه عمر محصول را تشکیل می دهند، رابطه را در داخل و خارج مدیریت می کنند.. البته شنیدن این اصطلاح در بخش خدمات نیز رایج است زیرا شرکت های بخش خدمات به همین مفاهیم اشاره می کنند با این تفاوت که محصولات فیزیکی را نمی فروشند. در نتیجه، مدیریت محصول خدماتی همین الان به سن بلوغ رسیده است و روندهای آتی در بخش خدمات تعیین می‌کند که این مفهوم تا چه حد در این بخش به خوبی مطرح می‌شود.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 3 =