سیاست تجاری – تعریف و ویژگی ها

تعریف سیاست تجاری

خط مشی تجاری محدوده یا حوزه هایی را تعریف می کند که در آن زیردستان در یک سازمان می توانند تصمیم بگیرند. این به مدیریت سطح پایین اجازه می دهد تا هر بار برای تصمیم گیری بدون مشورت با مدیریت سطح بالا با مشکلات و مسائل برخورد کند.

خط مشی های کسب و کار دستورالعمل هایی هستند که توسط یک سازمان برای کنترل اقداماتش ایجاد می شود. آنها محدودیت هایی را که باید در آن تصمیم گیری شود را مشخص می کنند. سیاست کسب و کار همچنین با کسب منابعی سروکار دارد که با آن می توان به اهداف سازمانی دست یافت. خط مشی کسب و کار مطالعه نقش ها و مسئولیت های مدیریت سطح بالا، مسائل مهم مؤثر بر موفقیت سازمانی و تصمیمات مؤثر بر سازمان در بلندمدت است.

ویژگی های سیاست تجاری

یک سیاست تجاری مؤثر باید دارای ویژگی های زیر باشد:

 

  1. خاص- خط مشی باید مشخص/معین باشد. اگر نامشخص باشد، اجرای آن مشکل خواهد شد. 

     

  2. واضح – خط مشی باید بدون ابهام باشد. باید از استفاده از اصطلاحات و مفاهیم خودداری شود. در پیروی از سیاست نباید سوء تفاهم وجود داشته باشد. 

     

  3. قابل اعتماد/یکنواخت- خط مشی باید به اندازه کافی یکنواخت باشد تا بتواند توسط زیردستان به طور موثر دنبال شود. 

     

  4. مناسب – خط مشی باید متناسب با هدف سازمانی حاضر باشد. 

     

  5. ساده – یک خط مشی باید برای همه در سازمان ساده و به راحتی قابل درک باشد. 

     

  6. فراگیر/جامع- برای داشتن دامنه وسیع، یک خط مشی باید جامع باشد. 

     

  7. انعطاف‌پذیر- خط‌مشی باید در عملیات/کاربرد انعطاف‌پذیر باشد. این بدان معنا نیست که یک خط مشی باید همیشه تغییر کند، اما باید دامنه وسیعی داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که مدیران خط از آنها در سناریوهای تکراری/روتین استفاده می کنند. 

     

  8. پایدار- سیاست باید پایدار باشد، در غیر این صورت منجر به عدم تصمیم گیری و عدم اطمینان در ذهن کسانی می شود که برای راهنمایی به آن نگاه می کنند. 

تفاوت بین سیاست و استراتژی

اصطلاح «سیاست» را نباید مترادف با واژه «استراتژی» در نظر گرفت. تفاوت بین سیاست و استراتژی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

 

  1. خط مشی طرحی از فعالیت های سازمانی است که ماهیتی تکراری/روتین دارند. در حالی که استراتژی مربوط به آن دسته از تصمیمات سازمانی است که قبلاً به یک شکل با آنها برخورد نشده است. 

     

  2. تدوین خط مشی بر عهده مدیریت سطح بالاست. در حالی که تدوین استراتژی اساسا توسط مدیریت سطح متوسط ​​انجام می شود. 

     

  3. خط‌مشی با فعالیت‌های روتین/روزانه ضروری برای اداره مؤثر و کارآمد یک سازمان سر و کار دارد. در حالی که استراتژی با تصمیمات استراتژیک سروکار دارد. 

     

  4. سیاست هم به فکر و هم به عمل مربوط می شود. در حالی که استراتژی بیشتر با عمل مرتبط است. 

     

  5. خط مشی آن چیزی است که هست یا انجام نمی شود. در حالی که یک استراتژی روشی است که برای دستیابی به یک هدف همانطور که توسط یک خط مشی تجویز می شود استفاده می شود.

بدون نظر

پاسخ دهید