استراتژی رقابت – برخورد با رقابت

بازارهای مصرف کننده و تجاری دارای ویژگی های متمایزی هستند که بر اساس آنها عمل می کنند. پیش از این، عمدتاً به درک مشتری و تجارت آنها اهمیت داده می شد. اما در این عصر تکنولوژی و جهانی شدن، شرکت ها نمی توانند رقابت را نادیده بگیرند.

بسیاری از شرکت ها با برون سپاری تولید به کشورهای آسیایی هزینه های خود را کاهش می دهند. شرکت‌ها باید استراتژی‌ها و برنامه‌های بازاریابی که توسط رقبا انجام می‌شود را زیر نظر داشته باشند تا موفق بمانند.

مدل پنج نیروی مایکل پورتر در شناسایی نیروهای رقابتی که بر کسب و کار در هر محیطی اثر می‌گذارند، مناسب است. این پنج نیرو عبارتند از: تهدید شرکت ها از همان بخش، تهدید ورود تازه واردان در بخش، تهدید از سوی محصولات جایگزین، تهدید ناشی از افزایش قدرت چانه زنی مصرف کننده و تهدید از سوی قدرت چانه زنی تامین کننده. اگر در همان بخش تعداد بازیکنان زیادی وجود داشته باشد، اگر بخش در حال رسیدن به اشباع باشد، اگر دامنه گسترش بیشتر از ادامه فعالیت برای شرکت دشوار است. اگر موانع ورود کم و دور از آن باشد که شرکت‌ها وارد آن شوند، بخش را غیرجذاب می‌کند، اما اگر موانع ورود سخت باشد، شرکت برای ورود به بخش بهتر است.

محصولات جایگزین تهدید بزرگی هستند و دامنه افزایش قیمت را محدود می کنند. اگر مصرف کنندگان سازماندهی بهتری داشته باشند، از نظر محصول در دسترس حق انتخاب دارند و می توانند بر سود فشار وارد کنند و بخش را غیرجذاب کنند. به طور مشابه، اگر تامین‌کنندگان سازمان‌دهی بهتری داشته باشند، تعداد کمتری دارند و عرضه‌ها یک ماده خام کلیدی برای خروجی نهایی است تا بخش غیرجذاب.

مقابله با تهدیدات یک چیز است، اما اگر شرکت ها قادر به شناسایی رقابت خود نباشند، می تواند عواقب جدی ایجاد کند. در سال‌های اخیر فناوری و اینترنت شیوه‌ی کسب‌وکار را تغییر داده است. بسیاری از شرکت‌ها با توجه به رقابتی که از اینترنت می‌آمد، چرت زدن گرفتار شدند. خرده فروشانی مانند Wal-Mart و Target با رقابت خرده فروش آنلاین Amazon.com روبرو هستند. شرکت ها رقابت را در قالب مستقیم می بینند. این قالب مستقیم شامل ساختار صنعت، تعداد بازیگران، موانع ورود و خروج، مدل کسب و کار و توانایی جهانی شدن است. بازار به شیوه ای بسیار جامع تر به رقابت نگاه می کند، جایی که محصولات مختلف می توانند نیازهای مشابهی را برآورده کنند. به عنوان مثال، برای نوجوانان مد را می توان با پوشاک به یک پخش کننده موسیقی توضیح داد، بنابراین با بودجه محدود تنها می توان یکی را انتخاب کرد.

شرکت‌ها پس از طی مراحل شناسایی رقابت، باید تحلیل عمیقی از نظر ماهیت، استراتژی، قدرت، ضعف و الگوی عملیاتی انجام دهند. شرکت‌هایی که استراتژی مشابهی را دنبال می‌کنند، باید بازیگران موجود را در ماتریس ارائه محصول گروه‌بندی کنند. به عنوان مثال، در بازار لپ‌تاپ، اپل در سطح بالایی قرار دارد، جایی که دل مدل‌های ارزان قیمت را ارائه می‌کند.

شرکت ها باید انگیزه و هدف رقبا را برای حضور در بازار درک کنند . شرکت های آمریکایی به ارزش سهامداران اعتقاد دارند در حالی که شرکت های ژاپنی به سهم بازار اعتقاد دارند. شرکت های بعدی باید نقاط قوت و ضعف رقبا را درک کنند. به عنوان مثال جنرال موتورز در ایالات متحده نفوذ خوبی دارد اما نقطه ضعف آن کیفیت است زیرا تویوتا شبکه نمایندگی گسترده ای ندارد اما کیفیت را ارائه می دهد. الگوی عملیاتی رقیب نیز نیاز به مطالعه دقیق دارد مانند اقدام رقیب در مواجهه با چالش موقعیت آنها در بازار.

برای مقابله با رقابت شرکت ها نیاز به طراحی یک سیستم هوشمند دارند. شرکت ها باید پارامترهایی را شناسایی کنند که به تجزیه و تحلیل رقابت کمک می کند . سپس با جمع آوری اطلاعاتی که منبع و روش شناسی آن باید نهایی شود، دنبال می شود. پس از جمع آوری اطلاعات، باید تجزیه و تحلیل شود و برای تصمیم گیرندگان مناسب ارسال شود تا بر اساس آن اقدام کنند. از آنجایی که طراحی و نگهداری چنین سیستمی هزینه دارد، برخی از شرکت ها قراردادهایی را با شرکت هایی که در فعالیت جمع آوری اطلاعات تخصص دارند منعقد می کنند.

اطلاعات سیستم در طراحی استراتژی های بازاریابی مفید است. استراتژی بازاریابی بسته به موقعیت شرکت در بازار تکامل می یابد. رهبران بازار، رقیب بازار، پیروان بازار و بازیگران خاص چهار نوع استراتژی موقعیتی هستند که شرکت ها دنبال می کنند.

مقابله با رقابت کار آسانی نیست و نیازمند منابع اختصاصی نیروی انسانی، سیستم و بودجه است. هر گونه لغزش از شرکت منجر به کاهش سهم بازار و سود خواهد شد.

بدون نظر

پاسخ دهید