تفاوت بین ارتباطات و ارتباط موثر

رئیس به کارمندش – “از شما می خواهم پرونده را روی میز من بیاورید”.

رئیس کارمند بیچاره را گیج ترک کرد زیرا فراموش کرده بود نام پرونده را ذکر کند و کارمند نیز به خود زحمت نداد که از رئیس خود بپرسد. رئیس با کارمند خود ارتباط برقرار کرد اما پیام برای کارمندش واضح نبود – نمونه ای از ارتباط ناکارآمد .

جنی به دوک – “بیایید امشب برای شام برنامه ریزی کنیم.”

پس از شام، دوک به وضوح ناراحت بود، زیرا او اصلاً به غذاهای تایلندی علاقه نداشت و رستوران گزینه دیگری نداشت. جنی فراموش کرد که بگوید قصد داشت دوک را به رستورانی ببرد که فقط غذاهای تایلندی سرو می کرد.

در هر دو موقعیت فوق در زندگی واقعی، شیطانی به نام ارتباط ناکارآمد نقش مقصر را بازی کرد. در سناریوی امروزی، مانترا برقراری ارتباط موثر است. فقط ارتباط به تنهایی مهم نیست، اما اگر فردی مهارت برقراری ارتباط موثر را به دست آورد، نگاهی به گذشته ندارد. ارتباط صرفاً جریان اطلاعات از طرف اول (فرستنده) به طرف دوم (گیرنده) است، صرف نظر از اینکه گیرنده پیام را به درستی دانلود کرده است یا نه، در حالی که ارتباط مؤثر جریان اطلاعات دقیقاً به همان شیوه است. فرستنده قصد انجام این کار را دارد.

“من آب می خواهم” ارتباط است .

“من یک لیوان آب ولرم از کوزه آبی می خواهم” یک ارتباط موثر است .

ارتباط با انتخاب کلمات یا محتوای آن رابطه مستقیم دارد. هرچه محتوا دقیق تر و واضح تر باشد ارتباط موثرتر خواهد بود. برای فرستنده ضروری است که از کلمات، عبارات صحیح استفاده کند تا اطلاعات به دست گیرنده برسد. یک فرد ابتدا باید در مورد آنچه که واقعاً می‌خواهد منتقل کند کاملاً واضح باشد، سپس اطلاعات یا فکر باید به طور واضح و معقول در کلمات / عبارات صحیح و معنی‌دار قرار داده شود که به آن رمزگذاری نیز می‌گویند. کلمات بیهوده و ایده های انتزاعی فقط باعث ایجاد سوء تفاهم و سردرگمی می شود. زیر و بم و لحن گوینده باید بلند و واضح باشد تا طرف دوم آن را به درستی بشنود و همان طور که فرستنده می خواهد پاسخ دهد. لکنت زبان نکنید و کلمات را نخورید.

هنگام تهیه محتوای سخنرانی باید مخاطب هدف را نیز در نظر داشت. برای مثال، اگر یک گروه جوان از دانشجویان کالج را هدف قرار می‌دهد، استفاده از اصطلاحات پیچیده، اصطلاحات تخصصی یا لغات با واژگان بالا فایده‌ای ندارد زیرا آنها هرگز نمی‌توانند خود را با گفتار مرتبط کنند که منجر به یک ارتباط بی‌اثر می‌شود. در عوض عاقلانه خواهد بود که گوینده از عبارات عامیانه استفاده کند، شوخی هایی را در این بین انجام دهد و فضایی دوستانه برای جلب توجه جمعیت جوان ایجاد کند. این وظیفه اصلی گوینده است که با شنوندگان بررسی کند که آیا اطلاعات صحیح را دانلود کرده اند یا خیر.

برای ایجاد علاقه و روشن شدن موضوع با طرف دوم، باید در این بین سوالاتی بپرسید. از عباراتی مانند «واضح است؟»، «آیا قابل شنیدن هستم؟»، «فهمیده»، «مشکلی هست» استفاده کنید؟ «تا ارتباطات مؤثرتر شود. هر زمانی که یک فرد جزئیات تماس خود را با کسی به اشتراک می‌گذارد، باید عادت کند که با شخص دیگر بررسی کند که آیا شماره را به درستی یادداشت کرده است یا خیر. فقط ادامه ندهید، سعی کنید با شنوندگان ارتباط چشمی برقرار کنید و مکث کنید تا ارتباط تاثیرگذار و همچنین موثر باشد. گیرنده همچنین باید عادتی ایجاد کند که به فرستنده بازخورد بدهد. اگر او اطلاعات را به وضوح درک نکرده باشد، وظیفه اوست که از گوینده سوال و بررسی کند.

ارتباط موثر تا حد زیادی در رساندن اطلاعات صحیح و مطلوب به گیرنده کمک می کند و کار بدون خطا در مدت زمان کوتاهی انجام می شود. ارتباط مؤثر همچنین احتمال سوء تفاهم ها، درگیری ها و خطاهایی را که ممکن است در مواردی که پیام واضح نیست ایجاد شود، از بین می برد.

جان به کارمندان – “من گزارش را می خواهم”.

جان به کارمندان – “من می‌خواهم گزارش را تا پایان روز امروز روی میز خود بگذارم و کارمندی که گزارش را زودتر ارسال کند، از طرف من در کافه تریا کالج پذیرایی می‌کند.”

در هر دو مورد فوق ارتباط بین رئیس و کارمند انجام شد اما در مورد اول پیام واضح نبود. در مورد دوم، رئیس به دقت محدودیت زمانی و پاداشی را که یک کارمند دریافت می‌کند در صورتی که اولین کسی باشد که گزارش ارائه می‌کند، ذکر کرده است. اولی یک مورد ارتباطی و دومی ارتباط موثر است.

برای نتیجه گیری، فقط ارتباط برقرار نکنید، معقولانه، واضح صحبت کنید، پیام خود را با کلمات واضح منتقل کنید، مسائل را پیچیده نکنید و مهمتر از همه فراموش نکنید که با گیرنده چک کنید. ارتباط مؤثر قطعاً به فرد کمک می کند تا علامتی برای خود بگذارد و از جمع جدا شود.

بدون نظر

پاسخ دهید