اهمیت ارتباطات موثر در ایجاد تیم های با کارایی بالا

اگر رویه‌های مناسب پایه و اساس یک تیم با عملکرد بالا باشد، پس ارتباطات شفاف و باز سقف است. ارتباط شفاف و صادقانه بین اعضای تیم و مدیریت، ستون فقرات بقای یک تیم با عملکرد بالا است. این به عنوان یک چسب عمل می کند که همه اعضای تیم را به هم متصل می کند. ارتباط موثر به ایجاد یک محیط مساعد برای کار کمک می کند و بهره وری کارکنان را برای ارائه بهترین هایشان افزایش می دهد. برای اینکه ارتباط مؤثر باشد، باید از سبک ارتباطی خود و دیگران نیز آگاه بود و خود را با سبک های ارتباطی مختلف دیگران وفق داد. تمرکز باید بر روی نتایج نهایی یا نتایج باشد و نه بر روی علایق یا ترجیحات فردی.

تیم‌های با کارایی بالا به انتخاب کانال ارتباطی اهمیت زیادی می‌دهند و بر آنچه قرار است ارتباط برقرار شود تمرکز می‌کنند. به گفته هیز (1997)، ارتباطات حیاتی ترین عامل برای ایجاد تیم های منسجم است. نتایج تحقیقات ثابت می کند که رهبران تیم حدود 50 تا 70 درصد از زمان خود را به تصمیم گیری در مورد چارچوب ارتباطی و روش های انتشار اطلاعات به اعضای تیم و ایجاد انگیزه در آنها اختصاص می دهند. به گفته هاردینگهام و رویال (1994)، کیفیت ارتباطات به عنوان آزمون تورنسل برای تعیین سلامت تیم عمل می کند. به نظر آنها، ارتباطات عموماً باید تعاملی باشد و شامل مشارکت فعال هر یک از اعضای تیم در به اشتراک گذاری ایده ها، ارائه توصیه ها، تبادل بازخورد و ارائه دیدگاه های تازه در مورد موضوعات مختلف باشد.

مراحل زیر را می توان برای تقویت ارتباط بین اعضای تیم های با عملکرد بالا دنبال کرد:

 

    1. بهبود خودآگاهی : برای تقویت ارتباط بین اعضای تیم، هر یک از اعضا باید ابتدا خودآگاهی را در مورد سبک ارتباطی خود ایجاد کنند. تجزیه و تحلیل چهار روش مختلف ارتباط به ما در تجزیه و تحلیل تفاوت در سبک های ارتباطی در بین اعضای تیم و نحوه مقابله با آن کمک می کند: 

       

        • مغز سبز: مغزهای سبز عمدتاً بر روی تصویر بزرگتر تمرکز می کنند و بر تجزیه و تحلیل تمام جزئیات و جمع آوری اطلاعات در مورد مسائل پیچیده تمرکز می کنند تا زمانی که از نتایج نهایی راضی شوند.

       

       

        • مغز قرمز: مغزهای قرمز بیشتر بر روی وضوح تمرکز می کنند. چنین افرادی ماهیت بسیار منطقی دارند و با جمع آوری اطلاعات و ارجاع به آن به دنبال شفافیت در فرآیندها هستند. آنها اهل عمل هستند و منطقی به مسائل برخورد می کنند.

       

       

        • مغز آبی: افرادی که مغز آبی دارند ذاتاً شهودی هستند. آنها با تجزیه و تحلیل محیط اطراف ارتباط برقرار می کنند و سپس استراتژی ارتباط خود را تعیین می کنند. مغزهای آبی قادرند روی بسیاری از وظایف به طور همزمان کار کنند.

       

       

        • مغز بنفش: افرادی که در دسته بندی مغز بنفش قرار می گیرند به اطلاعات بسیار اهمیت می دهند و مانند یک پادشاه با آن رفتار می کنند. آنها برای ارائه نتایج زمان می‌برند، زیرا کاملاً روشمند هستند و ابتدا اطلاعات دقیق را قبل از کار بر روی تکلیف جمع‌آوری می‌کنند، اما اغلب اوقات نتایج آنها نزدیک به کامل است.

       

 

    1. ایجاد پذیرش تفاوت های شخصیتی و سبک ارتباطی دیگران : پذیرش متقابل اعتماد و وابستگی متقابل را تقویت می کند، در نتیجه وقوع هرگونه تعارض احتمالی را به حداقل می رساند. بهبود مقبولیت و انسجام بین اعضای تیم با ایجاد فرهنگ عملکرد محور منجر به دستیابی به نتایج برتر می شود.

 

 

    1. جلسات منظم تیم برای انتشار اطلاعات و ارتباطات : اعضای تیم های با عملکرد بالا به طور منظم در جلسات توجیهی تیم یا جلسات برای انتشار اطلاعات حیاتی و جمع آوری بازخورد شرکت می کنند. در چنین گردهمایی هایی، اعضای تیم این فرصت را دارند که موضوعات مورد علاقه یا مرتبط را در برابر کل تیم مطرح کنند. تمرکز چنین بحث هایی بر دستیابی به بهبود مستمر در کار است. برای تیم های پراکنده، چنین جلساتی به صورت مجازی از طریق ویدئو کنفرانس یا کنفرانس از راه دور در یک زمان از پیش برنامه ریزی شده برگزار می شود.

 

 

    1. انرژی، تعامل و اکتشاف : انرژی، تعامل و اکتشاف سه معیار مهمی هستند که یک تیم موفق را از یک تیم ناموفق متمایز می کنند. 

       

        • انرژی: سطح انرژی در تیم بالا ارزیابی می شود، در صورتی که اعضا در تعاملات چهره به چهره یا ارتباط مستقیم و نه تنها از طریق ایمیل یا تلفن زیاده روی کنند. انرژی به معنای بزرگی ارتباطات رسمی و غیررسمی است که بین اعضای تیم اتفاق می افتد. هر چه قدر بیشتر باشد، سطح انرژی بالاتر خواهد بود.

       

       

        • تعامل: تعامل میزان تعامل بین اعضای تیم و مشارکت آنها در بحث را توصیف می کند. مشارکت بالا منجر به نتایج مثبت یا استثنایی تیم می شود. تعامل مستقیماً با انرژی رابطه دارد، که می‌توان به این صورت توضیح داد که سطح انرژی بالاتر، مشارکت تیم بیشتر و عملکرد بالاتر خواهد بود. تیم هایی که تا حدی درگیر هستند هرگز نمی توانند نتایج با کارایی بالا ارائه دهند.

       

       

        • کاوش: به چگونگی ارتباط موثر اعضای تیم با افراد خارجی مربوط می شود.

       

      یک تیم با عملکرد بالا می تواند با رعایت اصول ارتباطی زیر به سطوح انرژی بالا، مشارکت تیمی بالا و سطح بالایی از اکتشاف دست یابد:

       

        • تمرین مهارت های ارتباط فعال و گوش دادن در تیم. حفظ مکالمات کوتاه و ساده.

       

       

        • اعضا سعی می کنند در تعاملات چهره به چهره زیادی شرکت کنند و حرکات آنها پر انرژی است. لحن محاوره ای که استفاده می کنند باید صمیمانه و شیرین باشد.

       

       

        • اعضا به جای برقراری ارتباط از طریق رهبر تیم به دنبال برقراری ارتباط مستقیم با یکدیگر هستند.

       

       

        • اعضا در کانال های مختلف گفتگو با تیم افراط می کنند، آنها به طور دوره ای استراحت می کنند، اطلاعات را از محیط بیرون جمع آوری می کنند و اطلاعات مربوطه را به تیم باز می گردانند.

       

       

        • اعضا اختلافات را به صورت دوستانه حل می کنند و در نتیجه زمینه برای فرصت های جدیدتر برای تیم ایجاد می کنند.

       

 

  1. ایجاد یک محیط کاری که از ارتباطات باز و مؤثر پشتیبانی می کند : به اجرای چارچوب سیاست مؤثر، طراحی فضای کاری و ساختار سازمانی و اجرای شیوه های خاص که از ارتباط مشارکتی و مؤثر بین اعضای تیم پشتیبانی می کند، مربوط می شود. علاوه بر این، اعضای تیم باید مهارت های ارتباطی خود را توسعه دهند و آنها را به گونه ای در کار به کار ببرند که منجر به بهره وری پایدار یا بالا در تیم شود.

بدون نظر

پاسخ دهید