نقش رهبران در ایجاد تیم های با عملکرد بالا

تیم‌های با کارایی بالا متشکل از گروهی از افراد با مهارت‌های مکمل هستند که با پیروی از یک رویکرد مشارکتی و تشویق محیطی از نوآوری، با هدف تحقق یک هدف مشترک هماهنگ هستند. چندین مطالعه و تحقیق در مورد ارتباط بین رهبری و موفقیت یا شکست تیم های با عملکرد بالا نشان می دهد که کیفیت رهبری تفاوت نهایی را ایجاد خواهد کرد. یافته‌های تحقیق گالوپ (2015) توضیح می‌دهد که حدود 70 درصد از واریانس در نمرات مشارکت کارکنان به نقشی که رهبری در تعیین جهت، ارائه فرهنگ و انگیزه مناسب برای کارکنان دارد، بستگی دارد.

رهبران موفقیت تیم های با عملکرد بالا را به روش زیر امکان پذیر می کنند:

 

    • رهبران در انتخاب نوع استعداد مناسب برای نیاز شغلی مناسب و کمک به دستیابی به بهترین تناسب بین افراد و شغل کمک می کنند.

 

 

    • تسهیل فرهنگ یا محیط مناسب برای کارکنان و استخدام افراد مناسب که با آن فرهنگ سازگاری دارند. ارتباطات باز، فضای متقابل، اعتماد و همکاری بنای موفقیت را می سازد. فرهنگ مشارکتی باعث می‌شود که همه اعضای تیم به موفقیت جمعی کمک کنند.

 

 

    • رهبران به عنوان قهرمانان تغییر عمل می کنند و با ارزیابی فرآیندهای موجود، معرفی فرآیندهای اصلاح شده و آموزش تیم ها در مورد تغییرات در روش ها و فناوری، بهبود مستمر در کار را هدایت می کنند.

 

 

    • رهبران با درک اهمیت ارتقای استعداد کارکنان، ارائه حداکثر فرصت ها و آموزش برای نشان دادن بهترین توانایی های خود و توسعه رهبران آینده یا برنامه ریزی جانشین پروری، روی افراد سرمایه گذاری می کنند. آمارهای شگفت انگیز از Deloitte نشان می دهد که تا سال 2020 حدود 86 درصد از مردم شغل خود را به دلیل عدم رشد شغلی و فرصت های توسعه ترک خواهند کرد. توسعه کارکنان در نهایت به نمرات حفظ بالا کمک می کند.

 

 

    • رهبران نقش کلیدی در تدوین و اجرای نقشه راه استراتژیک برای اعضای تیم، ایجاد اهداف SMART و نظارت دوره ای پیشرفت کار دارند. ارزش ها و ماموریت ها را به وضوح تعریف می کند و به تیم ها نفوذ می کند. تمرکز دقیقی دارند و معمولاً تحت تأثیر سیاست یا سلسله مراتب سازمانی نیستند.

 

چگونه رهبران به عملکرد بالا دست می یابند؟

با ارزش گذاری برای مشارکت تیم ها: رهبران محیط همکاری را تسهیل می کنند و اشتیاق به تعالی را پرورش می دهند.

رهبری مؤثر دارای مزایای زیر است:

 

    • اعضای تیم احساس می کنند که برایشان ارزش قائل هستند و از بودن در گروه لذت می برند.

 

 

    • این گروه با ارائه فرصت های چالش برانگیز برای اثبات توانایی خود، استفاده بهینه از استعدادها را تضمین می کند.

 

 

    • تمرکز گروه ها بر حفظ بهترین استعدادهاست.

 

 

    • افراد درک روشنی از نقش های خود در تیم دارند و اینکه چگونه می توانند به اهداف کلی گروه کمک کنند.

 

تسهیل تفکر خارج از چارچوب و توانایی‌های تفکر انتقادی : رهبران نقش تعیین‌کننده روند را بازی می‌کنند و افراد را برای ارائه نتایج استثنایی از طریق نمونه‌سازی برانگیخته می‌کنند. رهبران نمونه‌های ماندگاری را ارائه می‌کنند و فرآیندهای موجود را که باید توسط اعضای تیم دنبال شود، دوباره تعریف می‌کنند.

گرفتن فرصت ها : رهبران می توانند تصویر بزرگ را تجسم کنند و با آماده کردن افراد و تنظیم فرآیندها، استراتژی هایی را برای استفاده از فرصت های مناسب توسعه دهند. یک رهبر توانا باید بتواند محیط مناسبی را برای اعضای تیم فراهم کند تا تیم آماده سازگاری با چالش ها و استفاده از فرصت های اطراف باشد:

 

    • با تضمین تبادل اطلاعات رایگان بین اعضای گروه، یک رهبر استعداد خلاق را تشویق می کند و تفکر نوآورانه را در گروه ها ترویج می کند.

 

 

    • یک رهبر با پاداش دادن به یادگیری و کار خوب، نمونه هایی از فرهنگ با عملکرد بالا را ارائه می دهد.

 

 

    • اعضای تیم انگیزه دارند تا ایده های جدید را امتحان و آزمایش کنند و با اشتباهات به عنوان فرصتی برای بهبود در کار برخورد کنند.

 

 

    • یک رهبر گروه، حل خلاقانه مسئله و طوفان فکری را برای حل مشکلات پیچیده تشویق می کند.

 

Shackleton (1995) شش نقش مهم یک مدیر را برای توانمندسازی تیم های با عملکرد بالا برجسته کرد:

 

    1. احترام و اعتقاد متقابل : مدیران باید بتوانند توانایی های اعضای تیم خود را باور داشته باشند و به آن ایمان داشته باشند و بتوانند نقاط قوت را شناسایی کنند، بر روی احتمالات ایجاد کنند و بر اساس آن با نقاط ضعف مقابله کنند.

 

 

    1. اعتماد : مدیران باید نقش تسهیل کننده را ایفا کنند و اعضای تیم را برای بر عهده گرفتن مسئولیت های بالاتر و نقش های جدید توانمند سازند. آنها باید مطمئن باشند که توانمندسازی اعضای تیمشان لزوماً موقعیت آنها را به عنوان رهبر تیم تهدید نمی کند.

 

 

    1. آموزش : مدیران تیم باید بر ارتقای مهارت ها و تخصص اعضای تیم خود با ارائه فرصت های کافی برای شرکت در تمرین های توسعه مهارت یا برنامه های آموزشی متمرکز شوند.

 

 

    1. مرزها : مدیران تیم در ایجاد مرزهای واضح برای اعضای تیم مهارت دارند تا هر یک از اعضا از پیش نیازهای عملکرد در تیم، آزادی های خود و آنچه در کنترل مدیر باقی می ماند آگاه شوند.

 

 

    1. اطلاعات : مدیران تیم اطمینان حاصل می کنند که اطلاعات درست با اعضای تیم به اشتراک گذاشته می شود و آنها مراقب هستند که اعضا با هر چیزی که نیاز دارند در دسترس باشند.

 

 

    1. ارائه بازخورد در مورد پیشرفت کار : مدیران تیم مرحله پایانی تا پایانی کار را نظارت می کنند و در زمینه های بهبود و نقاط قوت در ارتباط با تکلیف بازخورد می دهند.

 

به گفته مانز و سیمز (1996)، نقش یک رهبر با بلوغ تیم تکامل می یابد. در مرحله راه اندازی، رهبر نقش مستبدانه ایفا می کند، دستورالعمل ها را ارائه می دهد و اعضای تیم را در هر مرحله راهنمایی می کند. از سوی دیگر، هنگامی که تیم به مرحله بلوغ می رسد، رهبر نقش یک قهرمان تیم را بازی می کند، عملکرد بالا را از طریق تفکر مشارکتی و حل مسئله تسهیل می کند، مرزهایی را برای اعضای تیم تعریف می کند و به عنوان یک مربی و یک مربی عمل می کند. مربی به اعضای تیم آژانس نوسازی NHS (2003)، رهبری تیم را به عنوان عامل مهم در پذیرش و اجرای موفقیت آمیز شیوه های نوآورانه و ایده های جدید شناسایی کرد.

بدون نظر

پاسخ دهید