آیا تا به حال فکر کرده اید که چگونه شرکت هایی مانند گوگل، فیس بوک، اپل و توییتر تنها در چند سال به وضعیت فعلی خود رسیده اند؟ چگونه این شرکت ها موفق می شوند در خط مقدم رقابت باقی بمانند؟ چه چیزی آنها را از بقیه جدا می کند؟ و چرا آنها در میان عدم قطعیت و محیط خارجی به سرعت در حال تغییر ظاهر می شوند؟

پاسخ به تمام سوالات بالا این است – اینها مشاغل چابک هستند . آنها به طور موثر و سریع به تغییرات پاسخ می دهند. انعطاف پذیری از خود نشان می دهند. آنها به سرعت و بدون از دست دادن شتاب سازگار می شوند. آنها در انحراف از روش های اثبات شده انجام کارها تردیدی ندارند. بلکه آنها کاری را انجام می دهند که یک موقعیت از آنها می خواهد.

زمانی بود که صلاحیت مالی یک سازمان برای کسب مزیت رقابتی کافی بود. در واقع، تمام ویژگی‌های سازمانی دیگر را در برگرفت و تنها مهم‌ترین منبع برای بقا، حفظ و رشد در نظر گرفته شد. با این حال، این یک دهه پیش بود.

کسب‌وکارهای عصر جدید ثابت کردند که تغییرات طولانی مدت بود و شایستگی مالی تنها یک جنبه است. و سازمانها باید از فرض دستیابی به مزیت رقابتی پایدار صرفاً بر اساس شایستگی مالی جدا شوند. آنها باید چابکی را توسعه دهند و آن را به بخشی از عملیات روزانه خود تبدیل کنند.

چابکی تجاری

اما چابکی به چه معناست؟ و چگونه می توانند به آن دست یابند؟ چابکی تجاری به توانایی یک سازمان برای واکنش سریع به تغییرات بازار به عنوان یک موضوع معمولی اشاره دارد. این یک فرآیند مداوم درک و پاسخ به تغییرات بیرونی و درونی است. چابکی در مورد دستیابی به سیالیت است به طوری که یک کسب و کار بتواند در هر زمان با بحران روبرو شود، بدون از دست دادن شتاب. این در مورد به دست آوردن پایداری هرازگاهی است.

چابکی چندین دهه است که وجود داشته است. قبلاً به چابکی در توسعه فناوری اطلاعات اشاره داشت. اما در طول سالها، به یک مفهوم کامل تبدیل شد، که به معنای دستیابی به چابکی و انعطاف پذیری در تمام فرآیندها و عملکردهای تجاری به عنوان یک امر روزمره است.

کسب و کار چابک چیست؟

یک تجارت چابک کسب و کاری است که:

  • توانایی پاسخگویی به شرایط متغیر را پرورش داده است
  • به شیوه ای موثر، پایدار و به موقع
  • به صورت مستمر
  • بدون انحراف از رسالت و چشم انداز اصلی خود

یک کسب و کار چابک ویژگی های زیر را نشان می دهد:

 

  1. تطبیق پذیری 

    توانایی انطباق با شرایط، و این خیلی سریع، یکی از ضروری ترین ویژگی های یک تجارت چابک است. این نه تنها توسط مدیریت ارشد نمایش داده می شود، بلکه باید یک سناریوی کل سازمان باشد. سازگاری به معنای تحت اللفظی آن محدود نمی شود. بلکه به برنامه ریزی و اجرای همزمان گسترش می یابد. برای تسریع فرآیند، سازمان ها باید از برنامه ریزی متوالی که زمان بر و سفت و سخت است خلاص شوند. وقتی همزمان برنامه ریزی می کنید و اجرا می کنید، سریع شکست می خورید و می دانید چه چیزی در مدت زمان کوتاه تری جواب می دهد و چه چیزی نه. اصلاح، تعدیل یا اصلاح در طول مسیر را تشویق می کند.

     

  2. مدیریت تغییر 

    مدیریت تغییر چندین سال است که بحث شهرک کسب و کار بوده است. به معنای واقعی کلمه، این رویکردی است برای انتقال یک سازمان و منابع آن به وضعیت مطلوب در آینده. در یک مفهوم گسترده تر، این در مورد پیش بینی تغییرات در محیط کسب و کار، ایجاد استراتژی برای مدیریت تغییرات، ایجاد تمهیدات لازم برای ایجاد تغییر در سطح سازمانی و آموزش کارکنان است که به آنها کمک می کند تا مهارت های خود را برای کار در یک محیط تغییر یافته ارتقا دهند.

    با این حال، قبلاً مدیریت تغییر یک فرآیند مداوم نبود. اما در سناریوی امروزی، سازمان‌ها باید آموزش و آموزش مؤثر و مستمری را برای توسعه «قابلیت پویا» در بین کارکنان طراحی کنند.

    • فرصت ها و تهدیدها را درک کنید
    • خود تغییر را پیش بینی کنند
    • ایده های جدیدی برای مقابله با بی ثباتی در محیط کسب و کار ارائه دهید
    • حل مشکلات
    • نوآوری کنید

     

  3. کشش زیرساخت 

    کشش زیرساخت به توانایی سیستم موجود برای تحمل بار کاری اضافی در صورت نیاز اشاره دارد. این اصطلاح اغلب برای توضیح انعطاف پذیری و توانایی منابع سخت افزاری استفاده می شود. با این حال، در این زمینه، کشش به معنای توانایی است

    • در صورت لزوم منابع را جابجا و جمع کنید
    • مدیریت منابع برای افزایش و کاهش تولید تقریباً بلافاصله
    • بهینه سازی منابع برای حمایت از پویایی
    • راه هایی برای برآوردن نیازهای پیش بینی نشده پیدا کنید

    یک کسب و کار چابک فقط به خاطر آن به دنبال کشش نیست. آنها آن را برای مدیریت نوسانات و عدم اطمینان دنبال می کنند. و این همان چیزی است که به مشاغل چابک شخصیت متمایز می بخشد.

     

  4. پاسخگویی بازار 

    پاسخگویی به بازار توانایی یک شرکت برای پاسخگویی موثر و کارآمد به موقع به نیازهای متنوع مشتریان، تغییرات محیطی و رقابت است. این مدل نیاز به پیاده سازی استراتژیک هوش تجاری دارد که به نوبه خود فرآیند جمع آوری داده ها و تبدیل آن به اطلاعات معنادار است.

    تغییر در محیط کسب و کار امروزه سریع و تا حد زیادی غیرقابل پیش بینی است. بنابراین، ریسک فعالیت در یک اقتصاد بی ثبات افزایش می یابد. در چنین سناریویی، یک سازمان نمی تواند برای پاسخگویی به تغییرات بازار به یک استراتژی ثابت تکیه کند. فرآیندها باید به اندازه کافی روان باشند تا تغییرات را تطبیق دهند. پاسخگویی به بازار یک ویژگی اساسی است که کسب و کارها باید آن را به نمایش بگذارند تا در خط مقدم رقابت باقی بمانند.

     

  5. نوآوری 

    نوآوری هسته اصلی گوگل، فیسبوک و اپل است. آنها بیشتر از هر شرکت دیگری در سراسر جهان نوآوری می کنند. و این همان چیزی است که به آنها کمک کرد تا به کلی تصویر متفاوتی داشته باشند. چابکی همچنین در مورد حصول اطمینان از وجود نوآوری های کافی برای ارائه چیزی به مشتریان است که آنها حتی انتظار ندارند.

    این سازمان‌ها کارکنان خود را تشویق می‌کنند تا برای مسائل و موضوعاتی که به دلشان نزدیک است وقت بگذارند. در واقع، آن‌ها باشگاه‌های مبتکرانی دارند که به آنها انگیزه می‌دهد تا علایق خود را دنبال کنند و ایده‌های کسب‌وکار جدیدی در اطراف خود ارائه دهند. گوگل به کارمندان خود اجازه می دهد 10 درصد از زمان پرداختی خود را صرف علایق شخصی خود کنند. آنها برای آزمایش انگیزه دارند و سریع شکست می خورند. یک سازمان باید فرهنگ نوآوری را توسعه دهد تا چابک باشد و به نیازهای مشتریان حتی قبل از اینکه متوجه شوند پاسخ دهد.

     

  6. جریان آزاد ارتباطات 

    بیشتر سازمان های سنتی فقط ارتباطات یک طرفه دارند که از بالا به پایین است. سازمان های بسیار موفق جریان آزاد ارتباطات را تضمین می کنند – از بالا به پایین و از پایین به بالا. اکثر مشاغل چابک موافق هستند که یک ارتباط شفاف و باز یک عمل مهم است. اطلاعات به راحتی در هر دو جهت جریان می یابد و به سرعت به تصمیم گیرندگان می رسد. سازمان‌های چابک با شرکت‌های سنتی که در آن‌ها تعامل بین کارکنان عموماً محدود است، متفاوت است. این معمولاً از مدیران اجرایی گرفته تا اعضای تیم است. و احتمالاً به همین دلیل است که اولی قادر است امور را بهتر و سریعتر مدیریت کند.

شرکت های مختلف ممکن است در زمان های مختلف چابکی را به روش های مختلف نشان دهند. اما قدرت واقعی در تبدیل چابکی به یک تمرین روزانه نهفته است، صرف نظر از ماهیت، اندازه و منطقه عملیات یک تجارت. چابکی مفهوم جدیدی نیست که هنوز نیاز به بررسی یا آزمایش داشته باشد. در عوض، سازمان ها باید یک فکر جدی برای آن داشته باشند و یک استراتژی برای تمرین آن در عملیات روزانه خود ایجاد کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید