نقش احساسات در مذاکره

مذاکره به عنوان بحثی بین افراد تعریف می شود که در آن همه به طور مساوی برای رسیدن به نتیجه ای که به نفع همه است، مشارکت می کنند. عوامل زیادی بر روند مذاکره تأثیر می گذارند که احساسات ما یکی از عوامل اصلی است. روحیه ما خیلی چیزها را تعیین می کند.

اگر فردی در خلق و خوی شاد باشد، همه چیز برای او عالی و خوب به نظر می رسد . افرادی که دارای نگرش مثبت هستند بیشتر به یکدیگر اعتماد دارند. آنها علاقه زیادی به مذاکره دارند و فعالانه در بحث ها شرکت می کنند. آنها تمام تلاش خود را می کنند تا پیشنهادی ارائه دهند و در بحث مشارکت مؤثری داشته باشند. آنها بی جهت در افراد دیگر عیب نمی بینند و همیشه سعی می کنند مسائل را به گونه ای مثبت ببینند. یک فرد شاد و مثبت همیشه منتظر راه حل مشخصی است که به نفع او و همچنین طرف دیگر درگیر باشد. سعی کنید همیشه شاد باشید. آدم وقتی می خندد بهترین ظاهرش را دارد.

خشم یکی از منفی ترین احساسات است که به عنوان مانعی برای یک مذاکره موثر عمل می کند. یک فرد کنترل ذهن خود را از دست می دهد و در موقعیتی نیست که در حالت عصبانیت سازنده فکر کند. برای یک مذاکره موثر باید خشم فرد را تحت کنترل داشت. در مورد مسائل کوچک بیش از حد واکنش نشان ندهید. خشم تنها منجر به درگیری و سوء تفاهم می شود و هیچ مشکلی را حل نمی کند. یک فرد باید یاد بگیرد که زبان خود را کنترل کند. چیزی نگویید که ممکن است به طرف مقابل آسیب برساند. اگر از دست کسی عصبانی می‌شوید، بهتر است همیشه به چیزی خوشایند فکر کنید. خشم شما به زودی ناپدید می شود کمی مکث کنید و فکر کنید که آیا این عصبانیت به درد شما می خورد؟

شخص باید با طرف دوم دوستانه باشد . یاد بگیرید که به او اعتماد کنید اما زیاد درگیر روابط دوستانه نشوید. هر چیزی حدی دارد و دوستی هم همینطور. طرف مقابل ممکن است انتظار لطف های غیر ضروری از طرف شما داشته باشد.

نادیا مک را از کودکی می شناخت. مک با یک خرده فروشی کار می کرد. نادیا می خواست برای خودش لباس بخرد و مستقیماً به فروشگاه مک رفت. نادیا و مک دوستان کودکی بودند و بنابراین نادیا در مقایسه با آنچه که در اصل به مشتریان دیگر ارائه می شد، تخفیف بیشتری درخواست کرد. مک به سیاست های فروشگاه متعهد بود اما حتی نمی توانست نادیا را رد کند. او واقعاً درمانده بود و نمی توانست تخفیف هایی را که نادیا نقل کرده بود ارائه دهد. نادیا دست خالی برگشت، مذاکره اصلاً ثمربخش نبود و هیچ ارگانی از آن چیزی عایدش نشد.

دوستی باید در حدی باشد، در غیر این صورت انتظارات غیرواقعی به وجود می آید که برآوردن آن کمی دشوار است .

مذاکره باید با ذهنی روشن و بدون تنش باشد. ذهنی که پر از تنش است نمی تواند روی چیزی تمرکز کند و در نهایت تمرکز خود را از دست می دهد . ذهن یک فرد قادر به تصمیم گیری نیست و به سختی می تواند علاقه مند به مذاکره باشد. همه ما می‌دانیم که تنش‌ها بدون دعوت به وجود می‌آیند، اما عاقلانه است، اگر زمانی که درگیر مذاکره هستید، تنش‌ها را برای مدتی در پشت مشعل نگه دارید.

آدم باید آرام و خونسرد باشد . هرگز خونسردی خود را از دست ندهید و سر طرف دوم فریاد بزنید. همیشه اطمینان حاصل کنید که با طرف دوم راحت هستید. تصمیمات عجولانه نگیرید و زمانی که طرف مقابل در حال صحبت است دخالت نکنید. همیشه شرایط را به خوبی تجزیه و تحلیل کنید و سپس به هر نتیجه ای برسید. باید تلاش کرد و یک رویکرد گام به گام اتخاذ کرد. انتظار نداشته باشید که نتیجه در یک ثانیه مشخص شود. برای متقاعد کردن طرف مقابل وقت بگذارید، اما مکالمه را خیلی طولانی نکنید. یکنواخت می شود و فرد تمایل به از دست دادن علاقه دارد.

در زمان مذاکره به خودتان استرس وارد نکنید . آروم باش. هر اتفاقی که باید بیفتد قطعا خواهد افتاد. گرفتن استرس کمکی نمی کند. بهتر است استراحت کنید و بگذارید همه چیز خود به خود اتفاق بیفتد. هیچ کس شما را نخواهد کشت، اگر نتوانید معامله را ببندید، همیشه فرصت دیگری وجود دارد. استرس بی مورد باعث می شود احساس عصبی کنید و اعتماد به نفس خود را نیز از دست بدهید.

به بحث علاقه نشان دهید. نگرش آرام را در خود ایجاد نکنید. فعال باشید و با کمال میل در بحث شرکت کنید. فقط به این دلیل که رئیستان از شما خواسته است در مذاکره ننشینید. بهتر است در زمان مذاکره نظر خود را بیان کنید تا اینکه بعداً چرت بزنید. اگر از چیزی راضی نیستید، ناراحتی خود را ابراز کنید. اگر احساس می کنید برای مذاکره آماده نیستید؛ بهتر است آن را به تعویق بیندازید، نه اینکه نیمه دل در آن شرکت کنید و کارها را به هم بزنید.

از باهوش بودن بپرهیزید . سعی نکنید طرف مقابل را گول بزنید. نباید چیزها را جعل کرد یا حقیقت را دستکاری کرد. دستکاری داده ها تنها به سردرگمی ها می افزاید. در معاملات خود صادق باشید. هرگز کسی را دست کم نگیرید. طرف دوم نیز از اتفاقاتی که در اطراف شما می گذرد آگاه است و مانند شما به خوبی آماده است.

گاهی سازش را یاد بگیرید. یک فرد نباید خیلی سفت و سخت باشد. گاهی اوقات این خوب است که ابتکار عمل را به دست بگیرید و اولین کسی باشید که همه چیز را می پذیرد. باید از قاطعیت پرهیز کرد.

مثبت بودن همیشه کمک می کند . احساسات منفی تنها منجر به منفی‌گرایی در اطراف می‌شود و باعث درگیری و سوء تفاهم در بین افراد می‌شود. جنگیدن تا به امروز هرگز به نفع کسی نبوده است. صرفاً به تنش‌های فرد می‌افزاید و تأثیر مذاکره را از بین می‌برد.

هر زمان که برای مذاکره می روید، مطمئن شوید که روحیه ناخوشایندی ندارید، در غیر این صورت قطعاً با طرف مقابلتان دعوا خواهید کرد. نباید اجازه داد احساساتش بین مذاکرات وارد شود. از جزئی بودن خودداری کنید. معامله یک معامله است خواه با دوست باشد یا با غریبه. فقط به این دلیل که طرف مقابل را به خوبی می شناسید، مسائل را نادیده نگیرید. همیشه بهتر است از ابتدا در امان باشید تا اینکه بعداً رنج بکشید. کار کاغذی مهم است و اسناد باید در حضور هر دو طرف امضا شود. اگر با دوست خود سر و کار دارید از توافقات غافل نشوید. او احساس بدی نخواهد داشت. در عوض از رویکرد حرفه ای خود قدردانی کنید. علایق شخصی خود را با زندگی حرفه ای خود مخلوط نکنید. مذاکره فقط یک بحث برای رسیدن به یک راه حل مشترک است، نه بیشتر. با آن به عنوان میدان جنگ رفتار نکنید.

بدون نظر

پاسخ دهید