خطرات اتکای بیش از حد به فناوری برای تصمیم گیرندگان و متخصصان منابع انسانی

خطرات اتکای بیش از حد به فناوری برای تصمیم گیرندگان و متخصصان منابع انسانی

فناوری فراگیر و اجتناب‌ناپذیری تصمیم‌گیری مبتنی بر فناوری

فناوری در اطراف ما وجود دارد. به هر کجا که نگاه کنیم و به دنبال هر چیزی که بگردیم، این احتمال وجود دارد که نتوانیم از حضور فراگیر و فراگیر فناوری در حرفه و زندگی شخصی خود فرار کنیم. در واقع، فناوری آنقدر فراگیر شده است که برای کسب و کارها و حرفه ای ها غیرممکن است که بدون استفاده از فناوری و ابزارهای آن در زندگی حرفه ای خود در یک پیچ و تاب زمانی قرار بگیرند.

به عنوان مثال، در دنیای تجارت، مدیران منابع انسانی از الگوریتم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) و نرم‌افزار مبتنی بر تجزیه و تحلیل استفاده می‌کنند تا به آنها در فرآیند استخدام کمک کنند. علاوه بر این، بازاریابان و متخصصان فروش از Big Data و AI برای تشخیص روندهای رفتار مصرف کننده و الگوهای مصرف استفاده می کنند که در غیر این صورت برای چشم انسان نامرئی هستند، هر چقدر که ما تجربه داشته باشیم.

علاوه بر این، عملیات و تدارکات در اکثر کشورهای توسعه یافته و حتی کشورهای در حال توسعه کاملاً خودکار است و در نتیجه زمان تحویل و افزایش قابلیت اطمینان و ایمنی محموله ها کاهش می یابد.

بنابراین، در دنیای کنونی، برای متخصصان شرکت ها و مهمتر از آن تصمیم گیرندگان سخت است که برای تصمیم گیری و سایر اشکال تجارت و فعالیت های تجاری به فناوری تکیه نکنند.

مردی که جهان را نجات داد و خطرات اتکای بیش از حد به فناوری

با این حال، چیزی به نام وابستگی بیش از حد و اتکای بیش از حد به فناوری وجود دارد که گاهی اوقات تصمیم گیرندگان را به تماس های تجاری نادرست و تصمیمات آشکارا گمراه کننده سوق می دهد.

در واقع، تاریخ تجارت مملو از مواردی است که رهبران تجاری و نظامی و همچنین رهبران سیاسی و اجتماعی مجبور به استفاده از غرایز انسانی خود و آنچه به عنوان Gut Feel شناخته می شود و قضاوت آموزش دیده خود را برای اتخاذ تصمیمات مناسب به کار می گیرند.

به عنوان مثال، در طول جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق (اتحادیه جمهوری‌های سوسیالیستی شوروی) که خطر نابودی کامل به دلیل سلاح‌های هسته‌ای در تمام دوران بالا بود، مورد سرهنگ شوروی معروف به پتروف وجود داشت. ، که به طور گسترده ای به عنوان Saving the World شناخته می شود زیرا او از غریزه انسانی و احساس درونی خود استفاده کرد زمانی که باید تصمیم می گرفت در برابر آنچه که فکر می کرد یک نقص سیستم در رادارها که موشک های آمریکایی ورودی به اتحاد جماهیر شوروی را نشان می داد تلافی کند یا خیر.

پتروف زمان زیادی برای پاسخ دادن نداشت و برای او آسان بود که به سادگی بر اساس پیام های رادار دستور حمله متقابل را بدهد. با این حال، او سیستم ها را زیر پا گذاشت و به مافوق خود هشدار داد و منتظر ماند تا وضوحی وجود داشته باشد که در گذشته جهان را نجات داد.

تصمیم گیرندگان نباید برده فناوری شوند

چیزی که مورد پتروف به ما می‌آموزد این است که در حالی که فناوری و سیستم‌ها واقعاً پیشرفته و پیشرفته هستند، احتمال نقص سیستم‌ها و خطاهای ماشینی و نرم‌افزاری وجود دارد که می‌تواند پیشرفته‌ترین سیستم‌ها را در برابر خطاها و اشتباهات آسیب‌پذیر کند.

به همین دلیل است که برخی از رهبران و کارشناسان برجسته کسب و کار اکنون به همتایان خود در مورد اتکای بیش از حد به فناوری هشدار می دهند.

به عنوان مثال، مدیران منابع انسانی اغلب از نرم افزارها و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای بررسی رزومه ها و فهرست نامزدها استفاده می کنند.

علاوه بر این، آنها همچنین نرم افزار روباتی را برای تست روان سنجی و ارزیابی شخصیت و قابلیت های فنی به کار می گیرند.

در حالی که مزایای واضحی از این کار از نظر دقت و صرفه‌جویی در زمان وجود دارد، باید احتیاط کنیم که چیزی به نام Gut Feel وجود دارد که از دهه‌ها تجربه و حس دیدگاه ناشی از قرار گرفتن در معرض ظاهر می‌شود و حتی اکنون نیز می‌تواند به انسان در تصمیم‌گیری دشوار کمک کند. که ماشین ها را کنده می کنند.

البته یک لحظه هم نمی کنیم. پیشنهاد می شود که مدیران منابع انسانی به روش های قدیمی بازگردند. در عوض، آنچه ما قصد داریم بگوییم این است که وقتی یک تطابق نزدیک از نمایه با چندین نامزد وجود دارد یا زمانی که رزومه‌ها خیلی خوب به نظر می‌رسند، قضاوت و تجربه انسانی می‌تواند نقش مهمی را ایفا کند.

آنچه بحران های دهه گذشته در مورد فروپاشی سیستمی و فناوری به ما می آموزد

در واقع، اگر می‌توان از بحران‌های اقتصادی و سیاسی دهه گذشته درس گرفت، این است که هر چه ماشین‌ها پیشرفته‌تر و نرم‌افزار پیچیده‌تر باشد، احتمال اینکه خرابی‌های سیستمی و فروپاشی گسترده‌تر رایج شود، وجود دارد.

اتصال مزایایی دارد و در عین حال منجر به آسیب‌پذیری می‌شود. علاوه بر این، هوش مصنوعی و آنالیتیکس هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌اند که بتوانند توانایی‌های انسان را تقلید کنند و به همین دلیل است که بهتر است تصمیم‌گیرندگان مرزی بین فناوری و لمس انسانی ترسیم کنند که به عنوان راهنمایی برای آنها و همتایانشان باشد. فرآیندهای تصمیم گیری

در واقع، در تجربه خود دریافتیم که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که زیرساخت هنوز به اندازه کافی برای مطابقت با نرم افزار پیشرفته نیست، استفاده از فناوری با تجربه ترجیح داده می شود.

به عنوان مثال، در مورد هند، برنامه ها و ابزارهای زیادی برای همه چیز از پارکینگ گرفته تا تحویل غذا و مواد غذایی وجود دارد. با این حال، همانطور که بسیاری از ما متوجه شده‌ایم، گاهی اوقات انتخاب تلفن و سفارش مستقیم مؤثرتر است.

نتیجه

در نهایت، به عنوان بنیانگذار افسانه ای Infosys، NR Narayana Murthy نقل می شود که می گوید: In God We Trust; Rest Have to Bring Data، فناوری می تواند به ما در تهیه و جمع آوری داده ها کمک کند که یک مزیت بسیار آشکار است.

با این حال، همانطور که NRN همچنین گفت که ارزش‌های انسانی باید تصمیم‌گیری را هدایت کند و از این رو، اینجاست که ما پیشنهاد می‌کنیم از فناوری و قابلیت‌های قضاوت انسانی در پیوند استفاده کنیم تا اینکه اجازه دهیم یکی بر دیگری غلبه کند.

برای نتیجه گیری، در حالی که فناوری واقعاً مزایای عالی و دیدنی ارائه کرده است، اعتماد بیش از حد به آن خطراتی دارد و اینجاست که عقل عادی قدیمی می تواند کمک کند.

بدون نظر

پاسخ دهید