درک سیستم ارتباطی

ایده ای هر چقدر هم که درخشان و منحصر به فرد باشد، هدر می رود مگر اینکه و تا زمانی که با جهان ارتباط برقرار و به اشتراک گذاشته شود . دیگران باید بدانند که شما به چه چیزی فکر می کنید تا به شما اعتبار ایده منحصر به فرد خود را بدهند و همچنین از آن سود ببرند. هیچ کس نمی تواند وارد مغز ما شود و ماده خاکستری را بررسی کند تا بفهمد ما به چه چیزی فکر می کنیم. فکری که هست را نمی توان با افراد دیگر به اشتراک گذاشت زیرا در حالت بسیار خام است و نیاز به اصلاح دارد. فرد باید با دقت فکر خود را در کلمات معقول و مرتبط بیان کند تا محتوایی آماده برای به اشتراک گذاشتن با شنوندگان ایجاد کند. به این فرآیند رمزگذاری نیز می گویند. اکنون می توان اطلاعات را با گیرندگان به اشتراک گذاشت، که سپس آن را به درستی رمزگشایی می کنند و بر اساس آن به روش دلخواه پاسخ می دهند و در نتیجه حلقه را تکمیل می کنند.

در زبان مردمی، فرآیند انتقال اطلاعات از یک طرف به طرف دوم از طریق رسانه ای ارتباط نامیده می شود.

فردی که اطلاعات را در اختیار دیگران قرار می دهد تا افکار و عقاید خود را با آنها در میان بگذارد، فرستنده نامیده می شود. (پارتی اول)

فردی که اطلاعات را از فرستنده دریافت می کند و بر اساس آن به او بازخورد می دهد، گیرنده نامیده می شود. (طرف دوم)

در فرآیند ارتباط، اطلاعات باید دقیقاً به همان شکلی که گوینده قصد دارد به گیرنده برسد. اگر گیرندگان در ارائه بازخورد به گوینده کوتاهی کنند، ارتباط ناکارآمد و ناقص در نظر گرفته می شود.

پیتر – “سام لطفا گزارش پروژه را سریع به کابینم برسان”

سام – “حتما قربان، در یک دقیقه”

پیتر – “متشکرم سام”

موارد فوق نمونه ای از ارتباط موثر بین پیتر و سام است که پیتر فرستنده و سام گیرنده است. در اینجا پیتر و سم هر دو موجودات زنده هستند. پیتر ابتدا فکر خود را با انتخاب دقیق کلمات – فرآیندی به نام رمزگذاری – به محتوای معنادار تبدیل کرد. سپس محتوا با سام به اشتراک گذاشته شد، او می‌توانست پیام را به درستی رمزگشایی کند و به روش دلخواه پاسخ دهد.

فرستنده ——————————- متوسط ——————————- گیرنده
→ اطلاعات ← بازخورد

ارتباط بین دو طرف می‌تواند از طریق مسیرها و کانال‌های زیادی اتفاق بیفتد:

اجازه دهید کانال های ارتباطی را از طریق چند مثال درک کنیم .

یک روز صبح خوب، جان هر دو کف دستش را می مالید و بلافاصله منشی مک، بخاری اتاق را روشن کرد.

جان هرگز چیزی به مک ارتباط نداد، پس مک از کجا فهمید؟

در واقع مالش دست های جان بود که به مک اطلاع داد که بخاری اتاق باید فوراً روشن شود در غیر این صورت جان سرد می شود. در این حالت ارتباط از طریق حرکات بدن صورت می گرفت. یک عطر خوب همیشه نشان می دهد که باید فوراً از قفسه برداشته شود و استفاده شود. در واقع بینی ما مسئول ارتباط بود. زبان همچنین به ما کمک می کند تا بفهمیم غذا گرم است یا سرد و همچنین کهنه یا تازه است.

اگر در موزه گم شوید، چگونه راه درست را پیدا خواهید کرد؟ از طریق نقشه موزه که شما را به ورودی اصلی می برد.

نمودارها، نقشه‌ها، نمودارها، تابلوهای راهنما، بنرها، احتکارها اطلاعات پنهان شده در آنها را به ما منتقل می‌کنند و ما را راهنمایی می‌کنند که یک نقطه گردشگری جدید را کشف کنیم یا به ما هشدار می‌دهند که در یک منطقه خاص سیگار روشن نکنیم و غیره. این بستگی به ما و چشمان ما دارد که چگونه اطلاعات را درک می کنیم و به آن پاسخ می دهیم. در این مورد ارتباط از طریق بازنمایی تصویری انجام می شد.

یک سیاستمدار در طول تجمع خود برای درخواست تجدید نظر از یک میکروفون استفاده می کند زیرا قصد دارد با مخاطبان بیشتری ارتباط برقرار کند. در چنین حالتی صحبت های او حتی برای فردی که روی نیمکت آخر نشسته نیز قابل شنیدن است. به نظر شما چگونه این امکان وجود دارد؟ در چنین مواردی صدا در واقع در هوا حرکت می کند و به لاله گوش فرد برخورد می کند و بنابراین او می تواند به وضوح آنچه را که طرف مقابل می خواهد منتقل کند بشنود و همچنین پاسخ دهد.

رادیو، تلویزیون یا تلفن نیز در جریان مؤثر اطلاعات مؤثر هستند. به عنوان مثال، بوق در یک دستگاه فکس به فرد اطلاع می‌دهد که یک فکس یا یک داده مهم یا اطلاعات فوری برای او رسیده است و او باید مراقب خود باشد و طبق دستورالعمل‌ها عمل کند. وزوز تلفن نشان می دهد که شخصی در طرف مقابل منتظر است تا اطلاعات مهمی را برای شما ارسال کند تا پاسخ دهید.

در مورد فوق سیستم ها و تجهیزات مختلف اطلاعاتی را در اختیار افراد قرار می دادند. در چنین مواردی از ارتباط، جریان اطلاعات بین فرد و تجهیزات یا ماشین ها است. اگر تجهیزات یا ماشین‌های بیشتری از طریق یک شبکه با هم جفت شوند، ضروری است که همه آنها از نظر فنی سازگار باشند، روی الگوها و خطوط تقریباً مشابه کار کنند و اطلاعات مشابهی را برای ارتباط مؤثر در اختیار افراد قرار دهند.

ارتباط می تواند بین دو انسان مانند سام و پیتر باشد، همچنین می تواند بین تجهیزات (ماشین) و انسان باشد، ماشین فرستنده و انسان گیرنده است. به عنوان مثال، زنگ تلفن نشان می دهد که گیرنده باید فوراً برداشته شود تا با شخصی که در طرف مقابل منتظر است تعامل برقرار کند.

همچنین مواردی وجود دارد که انسان سیگنال هایی را به ماشین ارسال می کند. در چنین مواردی اطلاعات ارتباطی از افراد جریان می یابد تا دستگاه به آن پاسخ دهد . اگر دستگیره یخچال را به سردترین منطقه بچرخانید، به طور خودکار یخچال شما این سیگنال را دریافت می کند که باید غذا و نوشیدنی شما را کمی سردتر از دمای معمولی نگه دارد.

به طور خلاصه، سیستم ارتباطی به جریان روان و صحیح اطلاعات از طرف اول به طرف دوم و انجام موفقیت آمیز یک کار کمک می کند.

بدون نظر

پاسخ دهید