محقق پیشگام تئوری تصمیم گیری در سازمان ها، هربرت سایمون بود. او در میلواکی، ویسکانسین به دنیا آمد و یکی از مشهورترین دانشمندان علوم سیاسی، اقتصاددان، جامعه شناس و همچنین روانشناس بود. مجموعه کارهای او موضوعاتی از مدیریت تا روانشناسی شناختی و هوش مصنوعی را پوشش می دهد. او جایزه یادبود نوبل اقتصاد را برای مهمترین کارش، یعنی فرآیند تصمیم گیری سازمان ها، دریافت کرد. بنابراین، برای بحث ما به نظریه ها و مفاهیم ارائه شده توسط سیمون برای تصمیم گیری اداری مراجعه می کنیم.

او در کتاب رفتار اداری: مطالعه فرآیندهای تصمیم‌گیری در سازمان‌های اداری بیانی بسیار قابل توجه دارد که تصمیم‌گیری قلب مدیریت است. وی در ادامه افزود که منطق و روانشناسی انتخاب انسان، تئوری اداری را تعیین می کند. کل فرض کار سایمون بر اساس مدل منطقی منطقی است که قبلاً ذکر شد، اما درک عقلانیت در این زمینه خاص تصمیم گیری مهم است.

در کار سایمون، عقلانیت به یک متغیر تبدیل می‌شود و او از محدودیت‌های عقلانیت انسانی نیز آگاه بود که ایستا نیستند، بلکه به محیط سازمانی که تصمیم‌ها در آن صورت می‌گیرد، بستگی دارد. به گفته سیمون، وظیفه دولت باید طراحی چنین محیطی باشد که در آن رویکرد فردی تا حد امکان منطقی شود.

برای درک مفهوم، باید سه جنبه مهم را درک کنیم:

  • مرد اقتصادی
  • مرد اداری
  • دیدگاه سازمانی

مرد اقتصادی همه چیز در مورد مدل ایده آل و منطقی تصمیم گیری است. در یک سازمان تصمیمات بر اساس عناصر تجربی و هنجاری اتخاذ می شود، این مقدمات را می توان مقدمات واقعی یا ارزشی نیز نامید. فرض واقعی چیزی نیست جز همه اطلاعات و دانش در مورد سازمان و محیط آن. از سوی دیگر مقدمات ارزشی، قیود اخلاقی و قانونی است. یک تصمیم منطقی انتخاب آن دسته از گزینه هایی است که برای رسیدن به هدف مطلوب مناسب هستند. ابزارها و اهداف باید در سلسله مراتب سازمانی به هم مرتبط باشند.

مرد اداری عقلانیت عینی را به تصویر می کشد و تعیین می کند که آیا مسیر عمل جایگزین انتخاب شده به اندازه کافی خوب است یا خیر. رویکرد مرد اداری به جهان ساده‌گرایانه است و بر خلاف انسان اقتصادی که دانستن همه گزینه‌ها و پیامدهای آن برایش کار پیچیده‌ای است، تنها چند عامل مرتبط و حیاتی را در نظر می‌گیرد.

در نهایت، دیدگاه سازمان اصول تثبیت شده قبلی مدیریت را مورد انتقاد قرار می دهد که عبارتند از:

  • تخصص
  • سلسله مراتب
  • محدوده کنترل

سیمون استدلال می کند که کاربرد اصول اداری باید بر اساس درک اساسی از تصمیم گیری اداری باشد. سازمان نفوذ خود را از طریق پنج مکانیسم که توسط سایمون شناسایی شده است نشان می دهد. اینها هستند:

 

  • اختیار – به عنوان قدرت تصمیم گیری تعریف می شود که به نوبه خود اقدامات افراد دیگر را هدایت می کند. این نوع معامله رابطه ای در صورت وجود یک مافوق و یک زیردست در سازمان اتفاق می افتد. 

     

  • ارتباطات – شامل ارتباطات رسمی و غیر رسمی در یک سازمان است. 

     

  • آموزش – این برای این است که افراد را قادر می سازد تا بدون اختیار و راهنمایی ثابت به تصمیمات رضایت بخشی دست یابند. این می تواند هم پیش از خدمت (صلاحیت تحصیلی) و هم در خدمت (نظارت روزانه در محل کار) باشد. 

     

  • معیار کارایی – این اساساً نشان می دهد که از بین دو گزینه ای که هزینه یکسانی را متحمل می شوند، باید گزینه ای انتخاب شود که به اهداف سازمانی بیشتری دست یابد و اگر دو گزینه به درجه یکسانی از اهداف سازمانی دست یابند، گزینه ای که این کار را انجام می دهد انتخاب شود. با هزینه کمتر باید انتخاب شود. 

     

  • شناسایی سازمانی و وفاداری – یک سازمان متشکل از چندین گروه است و زمانی که فرد در فرآیند ارزیابی گزینه‌های جایگزین، گزینه را از نظر پیامدهای آن بر کل گروه می‌سنجید، خود را بخشی از گروه می‌داند. 

بنابراین تصمیم گیری در یک سازمان فرآیند پیچیده ای است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد. به خوانندگان توصیه می شود درباره هربرت سایمون و کار او در زمینه تصمیم گیری بیشتر مطالعه کنند تا بتوانند به وسعت و پیچیدگی فرآیند تصمیم گیری در سازمان های اداری و اقتصادی پی ببرند.

بدون نظر

پاسخ دهید