“احساسات خود را در خانه بگذارید.”

تقریباً همه افراد شاغل باید این عبارت را شنیده باشند. و رهبران اعتراف می کنند که آن را بارها و بارها تکرار می کنند تا “به اصطلاح” درام احساسی در محل کار را از بین ببرند و “تفکر عملی” را تقویت کنند.

این موضوع سوالات زیادی را ایجاد می کند. آیا حتی ممکن است؟ آیا احساسات جزئی از وجود انسان نیستند؟ آیا می توان آنها را از زندگی روزمره جدا کرد؟ آیا محل کار همیشه می تواند عاری از احساسات انسانی باشد؟

نه . غیرممکن است که عاری از احساسات باشید . آنها به اندازه مغز یا حواس پنجگانه بخشی از وجود انسان هستند. و نه تنها زندگی روزمره، بلکه محل کار نیز از ابدیت، میدان های جنگ احساسی بوده است. زمان آن فرا رسیده است که مدیران به جای کنار گذاشتن فوری احساسات، شروع به تنظیم احساسات کنند.

ارتباط عاطفی

احساسات بسیار مهم هستند و مدیریت آنها نیز مهم است. مطالعات مختلف نشان می دهد که بین هوش هیجانی و چابکی نیروی کار رابطه وجود دارد. اولی دومی را تسهیل می کند. این به این دلیل است که احساسات می توانند مستقیماً با:

  • خودآگاهی
  • شخصیت
  • صلاحیت حرفه ای
  • انگیزه و انگیزه
  • رضایت در زندگی شخصی و شغلی
  • مدیریت روابط
  • چابکی ذهنی
  • ویژگی هایی مانند انعطاف پذیری یا سفتی

هنگامی که احساسات چنین نقش حیاتی ایفا می کنند، سازمان ها باید مکانیزمی برای تنظیم احساسات کارکنان خود داشته باشند و لحن مناسبی را تنظیم کنند. به عنوان مثال، آسیب پذیری فرد می تواند منجر به فاجعه شود، اگر به درستی مدیریت نشود. اما اگر همگام شود، می تواند معجزه کند و منجر به نوآوری شود.

یک سازمان چابک می داند که چگونه احساسات را اصلاح کند، مثبت اندیشی را تأیید کند و تفکر خارج از چارچوب را تقویت کند. مدیریت دقیق افکار و اعمال ناشی از آن می تواند آن را در موقعیت بهتری قرار دهد.

چابکی عاطفی چیست؟

قبل از اینکه به بحث در مورد چگونگی ایجاد نیروی کار چابک بپردازیم، اجازه دهید ابتدا مفهوم چابکی عاطفی را درک کنیم. این به معنای حضور در لحظه و پاسخ مؤثر به محیط بیرونی است و در عین حال از افکار، احساسات، رفتار و اعمال خود آگاه هستید. افراد چابک عاطفی قادر به مدیریت موقعیت های غیرقابل پیش بینی و سازگاری موثر با تغییرات هستند.

کمک به کارکنان برای چابک شدن عاطفی

رهبران چگونه می توانند به اعضای تیم خود کمک کنند تا از نظر عاطفی چابک شوند:

  1. یک ارتباط عاطفی مبتنی بر ارزش تنظیم کنید

    کارکنان شاد بازده بیشتری دارند. همه آن را می دانند. اما افراد بسیار کمتری می دانند که این حقیقت نیمه تمام است. حس تعلق، تنوع در کار، مسئولیت‌پذیری، اعتماد و احساس مشارکت، کارکنان را راضی نگه می‌دارد و به آنها انگیزه می‌دهد تا سخت‌تر کار کنند. یک رهبر چابک افکار مثبت را ترویج می کند و احساسات منفی و مخرب اعضای تیم خود را سرکوب می کند. این برخورد انتخابی با احساسات به آنها کمک می کند تا یک ارتباط مبتنی بر ارزش بین سازمان و افرادش ایجاد کنند.

    سرمایه گذاری روی درک کارکنان و طرز فکر آنها سنگ بنای یک تجارت موفق است. این را می توان به راحتی در یک استارتاپ یا یک کسب و کار کوچک انجام داد. سازمان هایی که هزاران نفر را استخدام می کنند ممکن است آن را بسیار چالش برانگیز بدانند. اما راهی برای خروج وجود دارد. البته، زمان زیادی طول خواهد کشید، اما ارزش گذاشتن زمان، پول و تلاش را دارد. سازمان های بزرگ باید مدیریت میانی خود را آماده کنند تا بتوانند استعدادها را شناسایی و پرورش دهند و از آسیب پذیری اعضای تیم خود استفاده کنند.

  2. قفل منفی را باز کنید تا از شر آن خلاص شوید

    این شرایط را در نظر بگیرید:

     

    • آنی یک مادر شاغل است. علیرغم اینکه او یک عضو تیم درخشان است، او همچنان پریشان است و سخت تلاش می کند تا تعادل بین کار و زندگی ایجاد کند. او از عدم توجه لازم به فرزندش احساس گناه می کند. همچنین به دلیل تمرکز نکردن روی شغلش، ترفیع خود را از دست داده است. 

       

    • دیو در اواخر 20 سالگی است. بسیار سخت کوش است اما به نظر نمی رسد همه چیز در جای خود قرار بگیرد. او حتی یک بار هم ارتقا پیدا نکرده است. کم کم علاقه اش به شغلش را از دست می دهد. او احساس می کند که گیر افتاده است زیرا این کار صورت حسابش را می دهد. 

    رویکرد مناسب برای مقابله با چنین شرایطی چه خواهد بود؟ از رهبران انتظار نمی رود که عجولانه نتیجه گیری کنند و از شر افراد پریشان خلاص شوند. آنها قرار است دلایلی را که باعث چنین واکنشی می شود را درک کنند. آنها نمی توانند چابکی عاطفی را صرفاً با صحبت کردن در مورد آن پرورش دهند. بلکه باید از نزدیک با مردم کار کنند. همانطور که هر وضعیت متفاوت است، درمان آن نیز متفاوت است.

    آنی به این اطمینان نیاز دارد که کارش عالی است، زیرا مادر بودن و منظم بودن همزمان در محل کار واقعاً دشوار است. در واقع، باز کردن احساسات منفی اطراف و ایجاد احساس اعتماد دوباره در او بسیار آسان است.

    دیو ممکن است در کاری که انجام می دهد خوب نباشد. او ممکن است در چیز دیگری خوب باشد. یک رهبر باید بفهمد که چرا دیو علاقه خود را به شغل خود از دست می دهد و چرا احساس می کند گیر افتاده است. پس از مشخص شدن دلیل، خلاص شدن از شر منفی ها و یافتن راه حل موثر آسان تر خواهد بود.

  3. آنها را برای “بله، من می توانم” آماده کنید

    پرورش چابکی عاطفی یک فرآیند مداوم است . به طور کلی، هنگامی که از کارکنان خواسته می شود تا وظایف خاصی را انجام دهند که آنها را ملزم به عبور از مرزها و خروج از منطقه راحتی خود می کند، آنها اغلب تردید می کنند. در چنین سناریویی، نه سخنرانی شاد و نه ترس از دست دادن شغل کمکی نمی کند. رهبران باید عمداً چنین وظایفی را به صورت مکرر محول کنند تا به یک امر عادی تبدیل شود. همچنین نیاز به روان سازی افکار دارد که به معنای کنار گذاشتن افکار منفی و تقویت افکار مثبت است.

    این وظیفه یک رهبر است که ذهن اعضای تیم را از “نمی توانم” پاک کند. به آنها کمک کنید چابکی را تمرین کنند و ریسک کنند. این باعث تقویت عاطفی آنها در یک دوره زمانی می شود.

  4. ایجاد فرهنگ آزمایش – شکست – بعدی

    مشارکت فعال در بحث های پیرامون ایده ها و علایقشان به رهبران کمک می کند تا اعضای تیم و رفتارشان را درک کنند. رهبران باید آنها را تشویق کنند تا مفروضات خود را آزمایش و تأیید کنند. نتایج آزمون به آن‌ها کمک می‌کند تا وضوح داشته باشند و روند فکر خود را تنظیم کنند. اگر ایده هایشان شکست بخورد، به سراغ ایده های بعدی می روند. و اگر موفق شوند، از مشارکت به عنوان مبتکر خوشحال خواهند شد.

    با این حال، آنچه باید در نظر داشت این است که – در صورت شکست ایده، نباید مورد محکومیت قرار گرفت. رهبران باید آنها را تشویق کنند تا به جای اوج سفر، بیشتر روی سفر تمرکز کنند. ترس از شکست بزرگترین از همه است. بنابراین، آنها را نباید به خاطر نتیجه مورد حمله قرار داد، بلکه باید از تلاش هایشان تمجید کرد.

    گوش دادن به صحبت‌های اعضای تیم و درک نگرانی‌های آنها به شما کمک می‌کند تا بینشی در مورد زندگی آن‌ها به دست آورید. این به شما سرنخ های زیادی در مورد آنچه واقعا آنها را هدایت می کند به شما می دهد. این امر پویایی بین فردی را تغییر می دهد و به آنها اعتماد به نفس می دهد تا آزمایش کنند و شکست بخورند – با شکوه شکست بخورند.

از آنجایی که چابکی یک حالت ذهنی است، احساسات نقش مهمی دارند. و مدیریت دقیق محرک های عاطفی می تواند به رهبران کمک کند تا نیروی کار چابکی ایجاد کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید