موانع ارتباطی – دلایل خرابی ارتباطات

ارتباط فرآیندی است که با فرستنده ای شروع می شود که پیام را رمزگذاری می کند و آن را از طریق کانالی به گیرنده ای که پیام را رمزگشایی می کند ارسال می کند. ارتباط در صورتی مثمر ثمر است که پیام های ارسال شده توسط فرستنده به همان معنا توسط گیرنده تفسیر شود. اگر هر نوع اختلالی مانع هر مرحله از ارتباط شود، پیام از بین خواهد رفت. به دلیل چنین اختلالاتی، مدیران در یک سازمان با مشکلات شدیدی مواجه می شوند. بنابراین مدیران باید چنین موانعی را بیابند و برای رهایی از آنها گام بردارند.

موانع متعددی وجود دارد که بر جریان ارتباطات در یک سازمان تأثیر می گذارد. این موانع جریان ارتباط از فرستنده به گیرنده را قطع می کند و در نتیجه ارتباط را بی اثر می کند. غلبه بر این موانع برای مدیران ضروری است. موانع اصلی ارتباط در زیر خلاصه شده است.

 

مهمترین موانع ارتباطی به شرح زیر است:

 

  1. تفاوت های ادراکی و زبانی: ادراک به طور کلی نحوه تفسیر هر فرد از دنیای اطراف خود است. همه عموماً می خواهند پیام هایی را دریافت کنند که برای آنها مهم است. اما هر پیامی که مخالف ارزش های آنها باشد پذیرفته نمی شود. یک رویداد یکسان ممکن است توسط افراد مختلف به طور متفاوتی گرفته شود. به عنوان مثال: شخصی به دلایل شخصی (عضو خانواده بحرانی) به مدت یک ماه در مرخصی است. مدیر منابع انسانی ممکن است در ابهام باشد که آیا آن کارمند را حفظ کند یا خیر، مدیر فوری ممکن است به جایگزینی فکر کند زیرا بهره وری تیم او مختل شده است، اعضای خانواده ممکن است او را به عنوان یک حمایت عاطفی در نظر بگیرند. 

    تفاوت های زبانی نیز منجر به شکست ارتباطات می شود. یک کلمه ممکن است برای افراد مختلف معنی متفاوتی داشته باشد. به عنوان مثال: یک کلمه “ارزش” را در نظر بگیرید.

     

    1. ارزش این لپ تاپ چقدر است؟
    2. من برای رابطه مان ارزش قائل هستم ؟
    3. ارزش یادگیری مهارت های فنی چیست ؟

     

موانع ارتباطی
” ارزش ” در جملات مختلف به معنای متفاوت است. در صورتی که دریافت کننده درک اشتباهی داشته باشد، اختلال در ارتباط رخ می دهد.

 

  1. اضافه بار اطلاعات: مدیران با مجموعه ای از اطلاعات احاطه شده اند. کنترل این جریان اطلاعات ضروری است، در غیر این صورت اطلاعات ممکن است اشتباه تفسیر یا فراموش شوند یا نادیده گرفته شوند. در نتیجه ارتباط کمتر موثر است. 

     

  2. بی توجهی : گاهی اوقات ما فقط گوش نمی دهیم، بلکه فقط می شنویم. به عنوان مثال مسافر ممکن است به یک تابلوی «پارک ممنوع» توجه کند، اما اگر چنین علامتی در سراسر شهر نصب شود، دیگر به آن گوش نمی دهد. بنابراین، پیام های تکراری باید برای ارتباط موثر نادیده گرفته شوند. به همین ترتیب، اگر مافوق در کار کاغذی خود غرق شود و زیردستان مشکل خود را برای او توضیح دهد، ممکن است مافوق به آنچه می گوید نفهمد و باعث ناامیدی زیردستان شود. 

     

  3. فشارهای زمانی: اغلب در سازمان اهداف باید در بازه زمانی مشخصی محقق شوند که شکست آن عواقب نامطلوبی دارد. در عجله برای رسیدن به ضرب الاجل، کانال های رسمی ارتباط کوتاه می شوند، یا پیام ها تا حدی داده می شوند، یعنی به طور کامل منتقل نمی شوند. بنابراین باید زمان کافی برای ارتباط موثر داده شود. 

     

  4. حواس پرتی/ سر و صدا: ارتباطات نیز تحت تأثیر نویز و حواس پرتی بسیار قرار می گیرد. عوامل حواس پرتی فیزیکی نیز وجود دارد، مانند رعد و برق ضعیف، نشستن ناراحت کننده، اتاق غیربهداشتی نیز بر ارتباطات در جلسه تأثیر می گذارد. به همین ترتیب استفاده از بلندگوهای بلند باعث اختلال در ارتباط می شود. 

     

  5. احساسات: حالت عاطفی در یک نقطه خاص از زمان نیز بر ارتباطات تأثیر می گذارد. اگر گیرنده احساس کند که ارتباط دهنده عصبانی است، تفسیر می کند که اطلاعات ارسال شده بسیار بد است. در حالی که اگر ارتباط دهنده خوشحال و شاد باشد (در این صورت پیام خوب و جالب تفسیر می شود) آن را متفاوت می بیند. 

     

  6. پیچیدگی در ساختار سازمانی: هر چه سلسله مراتب در یک سازمان بیشتر باشد (یعنی تعداد سطوح مدیریتی بیشتر)، احتمال از بین رفتن ارتباطات بیشتر است. فقط افراد در سطح بالا می توانند تصویر کلی را ببینند در حالی که افراد در سطح پایین فقط در مورد منطقه خود و دانش کمی در مورد سایر مناطق دارند. 

     

  7. حفظ ضعیف: حافظه انسان نمی تواند فراتر از یک محدودیت عمل کند. کسی نمی تواند همیشه آنچه را که گفته می شود حفظ کند، به خصوص اگر علاقه ای نداشته باشد یا توجه نداشته باشد. این منجر به شکست ارتباطات می شود.

بدون نظر

پاسخ دهید