انواع مختلف تغییر

تغییر رخ داد

این نوع تغییر ماهیت غیرقابل پیش بینی دارد و معمولاً به دلیل تأثیر عوامل خارجی رخ می دهد. تغییر رخ داده عمیق است و می تواند آسیب زا باشد زیرا پیامدهای آن ناشناخته و خارج از کنترل مستقیم است. این نوع تغییر زمانی اتفاق می افتد که یک سازمان در چرخه حیات خود به مرحله فلات می رسد و قربانی فشارها یا خواسته های محیطی می شود. به عنوان مثال، کاهش ارزش پول ممکن است بر تجارت آن دسته از سازمان‌هایی که تا حد زیادی به واردات مواد خام وابسته هستند، تأثیر منفی بگذارد. در برخی موارد، برخی تغییرات سیاسی و اجتماعی غیرقابل پیش بینی و غیرقابل کنترل هستند.

تغییر واکنشی

تغییراتی که در پاسخ به یک رویداد یا زنجیره ای از رویدادهای مختلف رخ می دهند را می توان تغییر واکنشی نامید. بسیاری از سازمان ها در تغییرات واکنشی افراط می کنند. این نوع تغییر معمولاً زمانی رخ می دهد که تقاضا برای محصولات یا خدمات شرکت افزایش یا کاهش یابد. همچنین می تواند پاسخی به یک موقعیت مشکل ساز یا بحرانی باشد که ممکن است یک سازمان با آن مواجه شود. به عنوان مثال، به دلیل پیشرفت فناوری یا تغییرات رو به رشد فناوری، یک سازمان ممکن است مجبور به سرمایه گذاری بیشتر در فناوری شود تا بتواند برای مواجهه با رقابت سخت جلوتر بماند. تفریح ​​همچنین می تواند به عنوان یک تغییر واکنشی در نظر گرفته شود که کل سازمان را درگیر می کند و در مرحله ای رخ می دهد که یک سازمان در معرض یک بحران جدی است.

تغییر پیش بینی

اگر تغییری با پیش‌بینی قبلی برای وقوع یک رویداد یا زنجیره‌ای از رویدادها اجرا شود، به آن تغییر پیش‌بینی می‌گویند. سازمان ها ممکن است خود را به عنوان یک اقدام پیش بینی کننده برای رویارویی با فشارهای محیطی تنظیم کنند یا تغییر جهت دهند. تنظیم اساساً شامل اجرای تغییرات تدریجی است که به معنای برخورد با زیرسیستم ها به صورت جداگانه یا فقط با بخشی از یک سیستم است. جهت‌گیری مجدد اساساً شامل تغییر سازمان از وضعیت موجود به وضعیت آینده‌نگر مطلوب به عنوان یک اقدام پیش‌بینی و سپس پرداختن به کل فرآیند انتقال است.

تغییر برنامه ریزی شده

تغییر برنامه ریزی شده نیز به عنوان تغییر توسعه ای تلقی می شود که با هدف بهبود روش های فعلی عملیاتی و دستیابی به اهداف از پیش تعریف شده اجرا می شود. تغییر برنامه ریزی شده محاسبه شده است و تهدید کننده نیست زیرا در این حالت وضعیت آینده آگاهانه انتخاب می شود. معرفی اقدامات رفاهی کارکنان، تغییرات در سیستم تشویقی، معرفی محصولات و فناوری‌های جدید، بازسازی سازمانی، تیم‌سازی، ارتقای ارتباطات کارکنان و همچنین تخصص فنی در دسته تغییرات برنامه‌ریزی شده قرار می‌گیرند.

تغییر تدریجی

تغییری که در سطح خرد، واحدها یا زیرواحدها اجرا می شود را می توان به عنوان تغییرات افزایشی در نظر گرفت. تغییرات افزایشی به تدریج معرفی یا اجرا می شوند و ماهیت تطبیقی ​​دارند. این بر این فرض استوار است که این تغییرات کوچک در نهایت منجر به یک تغییر بزرگ می شود و پایه ای را برای تشکیل یک سیستم بسیار سالم تر و قوی تر ایجاد می کند. حتی فرصتی را برای سازمان فراهم می کند تا از تجربیات خود بیاموزد و مکانیسم های انطباقی را برای تحقق چشم انداز سازمانی نهایی ایجاد کند. انتظار می‌رود میزان آسیب ناشی از یک تلاش تغییر تدریجی ناموفق بسیار کمتر از تغییری باشد که در مقیاس بزرگ اجرا شده یا به طور جهانی معرفی شده است.

تغییر عملیاتی

این نوع تغییر زمانی به یک نیاز یا نیاز تبدیل می شود که یک سازمان با فشارهای رقابتی مواجه می شود که در نتیجه تمرکز بیشتر بر بهبود کیفیت یا بهبود ارائه خدمات برای برتری نسبت به رقبا است. به طور مشابه، تغییر در الگوهای خرید یا تقاضای مشتری یا پویایی داخلی یک سازمان به همان اندازه نیاز به اجرای تغییرات عملیاتی دارد. تغییر عملیاتی همانطور که از نام آن پیداست به معنای ایجاد تغییرات در عملیات موجود برای تحقق اهداف مورد نظر است. این ممکن است شامل ایجاد تغییرات در فناوری فعلی، بهبود/مهندسی مجدد فرآیندهای کاری موجود، بهبود چارچوب توزیع یا تحویل محصول، مدیریت کیفیت بهتر و بهبود هماهنگی در سطح بین بخشی باشد.

تغییر استراتژیک

تغییر استراتژیک معمولاً در سطح سازمانی اجرا می شود که ممکن است بر اجزای مختلف یک سازمان و همچنین استراتژی سازمانی تأثیر بگذارد. تغییر در سبک مدیریت در یک سازمان را می توان نمونه ای از تغییر استراتژیک دانست. سازمان چندملیتی مانند تویوتا در ایجاد تغییر در فلسفه کلی سازمان برای بهره مندی از مزایای یک سازمان لاغرتر از نظر ساختاری، انعطاف پذیری، تصمیم گیری غیرمتمرکز و عملکرد سازمان ها گامی جلوتر برداشته است و به همان اندازه آزادی یا خودمختاری بیشتری را فراهم می کند. در اجرای تصمیمات پیشگیرانه انتظار می رود این نوع تغییر تأثیری آبشاری بر کل سازمان داشته باشد و بر این اساس بر عملکرد کلی تأثیر بگذارد.

تغییر جهت

تغییر جهت ممکن است به دلیل افزایش فشارهای رقابتی یا به دلیل تغییرات سریع در کنترل یا سیاست های دولتی، که ممکن است شامل تغییر در سیاست های واردات / صادرات، ساختار قیمت گذاری و سیاست های مالیاتی و غیره باشد، به یک ضرورت تبدیل شود. تغییر جهت نیز می تواند زمانی ضروری شود که یک سازمان فاقد توانایی اجرای/اجرای استراتژی فعلی به طور موثر یا در شرایطی است که نیاز به تغییر استراتژیک است.

تغییر اساسی

تغییر بنیادی اساساً شامل تعریف مجدد چشم انداز/ماموریت سازمانی است. این ممکن است در شرایط بسیار ناپایدار مانند نوسانات در محیط کسب و کار، شکست رهبری، کاهش بهره وری و همچنین گردش مالی کلی یا مشکلات روحی کارمند مورد نیاز باشد.

تغییر کل

تغییر کلی شامل تغییر در چشم انداز سازمانی و ایجاد هماهنگی هماهنگ با استراتژی سازمانی، روحیه کارکنان و تعهد و همچنین با عملکرد تجاری است. در شرایطی که یک سازمان با بحران‌های زیادی مانند شکست طولانی‌مدت کسب‌وکار، ناهماهنگی بین کارکنان و ارزش‌های سازمانی، شکست رهبران/مدیریت در پیش‌بینی واقعیت‌های محیط کسب‌وکار یا فشارهای رقابتی فزاینده مواجه است، تغییر کلی به یک الزام تبدیل می‌شود. تمرکز قدرت در دست عده کمی چشم انداز جدید سازمانی در کنار تغییرات استراتژیک عمده و همچنین جراحی کامل سازمانی می تواند تنها راه حل در این برهه از زمان باشد.

بدون نظر

پاسخ دهید