مشارکت کارکنان به وضعیتی اطلاق می شود که کارکنان درگیر کار خود هستند و به سختی فرصتی برای شایعه سازی یا شایعه پراکنی پیدا می کنند. می کنند. مشاهده شده است که یک کارمند درگیر در کار تمایل دارد از دعوا با دیگران اجتناب کند و در نتیجه از رابطه گرم با همکاران خود لذت می برد.

بیشتر اوقات به کار خود مشغول است و از سیاست های زننده یا دخالت در کارهای یکدیگر دوری می کند. هر دو اصطلاح رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند. در معنای واقعی، مشارکت کارکنان نسبت مستقیمی با روابط کارکنان دارد. کارمندان بیشتر در کار خود غرق می شوند. رابطه بین آنها بهتر است.

بیایید با مثالی رابطه این دو را بفهمیم:

مایکل سرپرستی تیم بازاریابی و برندینگ یک شرکت پیشرو را بر عهده داشت. او چهار عضو تیم داشت که به او گزارش می دادند. مایکل که یک رهبر تیم مسئولیت پذیر بود، اطمینان حاصل کرد که همه اعضای تیمش وظایف چالش برانگیزی را برای آنها محول می کند تا از کار خود لذت ببرند. اعضای تیم همیشه آماده انجام کاری خلاقانه بودند. مایکل ناهار خود را با اعضای تیمش در کافه تریا شرکت خورد و مطمئن شد که هر آخر هفته مقداری را با هم می گذراند. اعضای تیم او هرگز با یکدیگر دعوا نمی کردند، در عوض از کارشان لذت می بردند، در مورد مسائل بین خودشان بحث می کردند و ایده های نوآورانه ای را ارائه می کردند که همه را راضی می کرد. بیشتر اوقات آنها را چسبیده به ایستگاه های کاری خود می دیدند و به سختی فرصتی برای از دست دادن صحبت ها، شایعات، بازی های سرزنش یا انتقاد داشتند.

کارمندی که تمام روز در محل کار بیکار بنشیند مشکلاتی را ایجاد می کند . به درستی گفته می شود که «ذهن خالی کارگاه شیطان است». افرادی که هیچ کار سازنده ای برای انجام دادن ندارند، در واقع به دنبال بهانه ای برای مشاجره و حتی تحریک دیگران به دعوا می گردند. آنها درگیر انواع کارهای تخریبی هستند و نزاکت و آرامش سازمان را به خطر می اندازند. کارمندی که کارش را جالب می‌بیند، هرگز اذیت نمی‌شود که همکارش تلفنی چت می‌کند یا با کسی قرار ملاقات می‌گذارد. او بیشتر به کار خود توجه می کند و سخت تلاش می کند تا آن را در چارچوب زمانی مورد نظر به پایان برساند. او از زمان خود برای تکمیل تکالیف خود برای ارسال بیشتر آن استفاده می کرد تا اینکه به کامپیوتر همکارش نگاه کند یا ایرادهای دیگران را بیابد.

کارمندی که از مشخصات شغلی خود راضی است همیشه به نفع شرکت فکر می کند و از انجام هر کاری که نام بدی برای تیم و همچنین سازمانش به همراه داشته باشد دوری می کند. او کار کردن را به هدر دادن وقت گرانبهای خود در کارهای غیرمولد ترجیح می دهد. کارکنان متعهد و راضی همیشه تمام تلاش خود را می کنند تا سخت کار کنند و حقوق خود را توجیه کنند.

کارمندی که در مورد کار خود جدی است، قطعاً آن را با سرعت بسیار بیشتری در مقایسه با کارگران غیر جدی انجام می دهد. احتمال اشتباه در کار آنها نیز کمتر خواهد بود و اما طبیعی است که آنها از مافوق یا رهبران تیم خود قدردانی می کنند. کار آنها مورد پسند همه قرار می گیرد و از این رو آنها قطعاً از یک رابطه سالم با مافوق و همکاران خود لذت خواهند برد. کارمندان می توانند وظایف خود را به موقع انجام دهند و در نتیجه مدیریت را تحت تاثیر قرار دهند.

رهبر تیم باید اطمینان حاصل کند که زمینه های مسئولیت کلیدی اعضای تیم با علایق و تخصص آنها مطابقت دارد . ضروری است که کارمندان کار خود را به عنوان یک بار تلقی نکنند و مشتاقانه منتظر رفتن روزانه به دفتر باشند. در چنین مواردی کارمندان با روحیه مثبت وارد دفتر می شوند و بیشتر با یکدیگر سازگار و سازش می کنند. آنها به راحتی به یکدیگر کمک می کنند و از یک رابطه سالم با اعضای تیم خود لذت می برند.

یک کارمند باید به جای دعوا با دیگران و خراب کردن رابطه خود با همکارانش، روی کار خود تمرکز کند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =