توضیح زیر به درک دقیق هر عملکرد مالی کمک می کند

تصمیم سرمایه گذاری

یکی از مهمترین کارکردهای مالی تخصیص هوشمندانه سرمایه به دارایی های بلند مدت است. این فعالیت به عنوان بودجه بندی سرمایه نیز شناخته می شود. تخصیص سرمایه در آن دارایی های بلندمدت برای دستیابی به حداکثر بازدهی در آینده مهم است. در ادامه دو جنبه تصمیم سرمایه گذاری آورده شده است

  1. ارزیابی سرمایه گذاری جدید از نظر سودآوری
  2. مقایسه نرخ قطع در برابر سرمایه گذاری جدید و سرمایه گذاری غالب.

از آنجایی که آینده نامشخص است بنابراین در محاسبه بازده مورد انتظار مشکلاتی وجود دارد. همراه با عدم قطعیت، یک عامل خطر نیز وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. این عامل ریسک نقش بسیار مهمی در محاسبه بازده مورد انتظار سرمایه گذاری آینده نگر دارد. بنابراین، هنگام بررسی پیشنهاد سرمایه گذاری، توجه به بازده مورد انتظار و ریسک مربوطه بسیار مهم است.

تصمیم سرمایه‌گذاری نه تنها شامل تخصیص سرمایه به دارایی‌های بلندمدت می‌شود، بلکه شامل تصمیم‌گیری برای استفاده از وجوهی است که از فروش آن دارایی‌هایی که سود کمتر و بهره‌وری کمتری دارند، به دست می‌آیند. تصمیمات عاقلانه برای تجزیه دارایی های مستهلک شده که ارزش افزوده ای ندارند و استفاده از آن وجوه در تضمین سایر دارایی های سودمند است. هزینه فرصت سرمایه باید در حین انحلال چنین دارایی هایی محاسبه شود. نرخ قطع صحیح با استفاده از این هزینه فرصت نرخ بازده مورد نیاز (RRR) محاسبه می شود.

تصمیم مالی

تصمیم گیری مالی یکی دیگر از وظایف مهمی است که یک مدیر مالی باید انجام دهد. مهم است که تصمیمات عاقلانه ای در مورد زمان، کجا و چگونه کسب و کار به دست آورد. وجوه را می توان از راه ها و کانال های مختلفی به دست آورد. به طور کلی باید نسبت صحیح حقوق صاحبان سهام و بدهی حفظ شود. این ترکیب از سرمایه و بدهی به عنوان ساختار سرمایه یک شرکت شناخته می شود.

زمانی که ارزش بازار سهام یک شرکت به حداکثر برسد، یک شرکت بیشتر سود می برد، این نه تنها نشانه رشد شرکت است، بلکه ثروت سهامداران را نیز به حداکثر می رساند. از طرف دیگر استفاده از بدهی بر ریسک و بازده سهامدار تأثیر می گذارد. ریسک بیشتری دارد اگرچه ممکن است بازده صندوق های سهام را افزایش دهد.

ساختار مالی سالم به ساختاری گفته می شود که هدف آن به حداکثر رساندن بازده سهامداران با حداقل ریسک است. در چنین سناریویی ارزش بازار شرکت به حداکثر می رسد و در نتیجه ساختار سرمایه بهینه حاصل می شود. به غیر از حقوق صاحبان سهام و بدهی، چندین ابزار دیگر نیز وجود دارد که در تصمیم گیری ساختار سرمایه شرکت استفاده می شود.

تصمیم تقسیم سود

کسب سود یا بازده مثبت هدف مشترک همه مشاغل است. اما وظیفه کلیدی که یک مدیر مالی در صورت سودآوری انجام می دهد این است که تصمیم بگیرد که آیا تمام سود را بین سهامدار تقسیم کند یا تمام سود را حفظ کند یا بخشی از سود را بین سهامدار توزیع کند و نیم دیگر را در تجارت حفظ کند.

این مسئولیت مدیر مالی است که یک سیاست تقسیم سود بهینه را که ارزش بازار شرکت را به حداکثر می رساند، تعیین کند. از این رو نسبت پرداخت سود سهام بهینه محاسبه می شود. پرداخت منظم سود سهام در صورت سودآوری یک روش معمول است. روش دیگر انتشار سهام پاداش برای سهامداران موجود است.

تصمیم نقدینگی

حفظ وضعیت نقدینگی یک شرکت برای جلوگیری از ورشکستگی بسیار مهم است. سودآوری، نقدینگی و ریسک شرکت همگی با سرمایه گذاری در دارایی های جاری مرتبط هستند. به منظور حفظ تعادل بین سودآوری و نقدینگی، سرمایه گذاری وجوه کافی در دارایی های جاری مهم است. اما از آنجایی که دارایی های جاری چیزی برای کسب و کار به دست نمی آورند، بنابراین باید قبل از سرمایه گذاری در دارایی های جاری یک محاسبه مناسب انجام شود.

دارایی‌های جاری باید به‌درستی ارزش‌گذاری شده و هر از گاهی پس از غیرسودآور شدن، از بین بروند. دارایی های جاری باید در زمان مشکلات نقدینگی و زمان ورشکستگی استفاده شود.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =