مدل حلزونی ارتباطات

یکی دیگر از مدل های بسیار مهم ارتباط، مدل هلیکال ارتباط است. مدل مارپیچی ارتباطات توسط فرانک دنس در سال 1967 پیشنهاد شد تا کمی بیشتر در مورد فرآیند ارتباط روشن شود. رقص به فرآیند ارتباطی شبیه به مارپیچ فکر کرد.

مارپیچ چیست؟

هلیکس چیزی نیست جز یک منحنی صاف درست مانند فنر که اگر به سمت بالا برود به سمت پایین نیز می آید. مدل هلیکال ارتباط توسط فرانک دنس با در نظر گرفتن هلیکس ساده طراحی شده است.

اجازه دهید مدل را با کمک یک مثال درک کنیم.

یک کودک از همان لحظه ای که به این دنیا می آید شروع به برقراری ارتباط می کند. وقتی نوزادی به دنیا می آید، پرستار پشت او را می مالد تا کودک گریه کند. اگر کودک گریه نمی کند، نشان دهنده یک کودک هنوز متولد شده است.

گریه در این مورد به چه معناست؟

این در واقع راهی است که کودک با والدین خود ارتباط برقرار می کند که زنده است، کاملاً بدبخت و دلچسب است و آماده رویارویی با چالش های جهان است. وقتی کودک بزرگ می شود، هر وقت گرسنه است یا چیزی از والدینش انتظار دارد و گاهی صرفاً برای توجه والدینش گریه می کند. این دوباره روشی است که یک کودک برای انتقال پیام خود به تمام دنیا دارد. هنگامی که همان کودک بزرگ می شود و شروع به رفتن به مدرسه می کند، به زودی با والدین، معلمان، دوستانش در قالب کلمات ارتباط برقرار می کند. در حال حاضر گریه در واقع با کلمات یا گفتار او جایگزین می شود، اما یک چیز رایج، روند ارتباطی است که از بدو تولد کودک وجود داشته است.

بنابراین کودک در واقع از همان روز اول زندگی خود شروع به برقراری ارتباط کرده و تا به امروز ارتباط برقرار کرده است. این یک بخش از مدل مارپیچ ارتباط را توضیح می دهد.

بر اساس مدل هلیکال ارتباطات، فرآیند ارتباط از بدو تولد فرد تکامل می یابد و تا لحظه موجود ادامه می یابد. همه موجودات زنده از همان روز اول پیدایش خود شروع به برقراری ارتباط می کنند. هنگامی که بذرها کاشته می شوند، این پیام را به باغبان منتقل می کنند که باید روزانه آبیاری شوند و باید با کود و کود به خوبی درمان شوند. هنگامی که یک گیاه از دانه بیرون می آید، نیاز خود را به آب، نور خورشید، کود و کود نیز اعلام می کند، بنابراین از مدل هلیکال ارتباط پشتیبانی می کند. همین امر در مورد حیوانات، پرندگان، ماهی ها و همه موجودات زنده نیز صدق می کند.

حالا اجازه دهید کمی بیشتر به یک موقعیت واقعی زندگی بپردازیم

یک فرد در کلاس های ابتدایی خود یاد می گیرد که یک کلمه خاص را تلفظ کند یا به یک موقعیت خاص واکنش نشان دهد. مشاهده شده است که با وجود اینکه کودک بزرگ می‌شود، به تلفظ آن کلمه به همان روشی که در دوران بزرگ‌شدن خود انجام می‌داد ادامه می‌دهد یا در این مورد، اگر دوباره همان وضعیت پیش بیاید، تحت هر شرایطی واکنش نشان می‌دهد. همان طور که در گذشته انجام می داد. ترس کودک از خاموش شدن ناگهانی نور در شب که منجر به خاموشی کامل می شود، در دوران جوانی و همچنین در زمان بزرگ شدن وجود دارد.

مثال بالا دوباره مدل هلیکال ارتباط را واضح می کند. بر اساس مدل هلیکال همانطور که فرآیند ارتباط به جلو پیش می‌رود، بازمی‌گردد و تا حد زیادی به رفتار گذشته فرد وابسته است. این مدل معتقد است که فرآیند ارتباط درست مانند یک مارپیچ است که به سمت جلو حرکت می کند و همچنین به عقب می آید و قطعاً با تغییرات و تغییراتی به الگوهای رفتاری گذشته وابسته است. همانطور که کودک بزرگ می شود، تغییرات جزئی در حرکات بدن گذشته یا تلفظ یا حالات صورت گذشته خود ایجاد می کند. او تغییرات، اصلاحات خاصی در ارتباطات خود ایجاد می کند و سعی می کند از خطاهای ارتباطی خلاص شود. قطعاً یک فرد در دوران نوجوانی نسبت به دوران کودکی کمتر عصبی می شود، بنابراین تغییر جزئی در رفتار او ایجاد می شود.

ارتباط کودک (روز اول) تکامل می یابد
ارتباط ادامه دارد
↓ ↑
(ارتباطات به فعالیت های گذشته بستگی دارد)
ارتباط (روز جاری) با تغییراتی ادامه دارد

مدل هلیکال ارتباطات، ارتباطات را در منظری وسیع‌تر درک می‌کند و تقریباً تمام فعالیت‌های یک فرد را از روز اول تا به امروز در نظر می‌گیرد. تمام فعالیت‌هایی را که در گستره کامل یک فرد اتفاق می‌افتد جمع‌آوری می‌کند که بر فرآیند ارتباط تأثیر می‌گذارد، که به نوبه خود به جلو می‌رود و همچنین

بدون نظر

پاسخ دهید