مدل ارتباطی وستلی و مک لین

یکی دیگر از دستاوردهای رشته ارتباطات، مدل ارتباطی وستلی و مکلین بود که در سال 1957 توسط بروس وستلی و مالکوم اس. مکلین جونیور پیشنهاد شد.

بیایید سعی کنیم این مدل را با کمک مثال های زیر درک کنیم:

شب هنگام که ناگهان فردی دچار لرزش و لرزش پوسته زمین یا نشانه هایی از زلزله می شود، بلافاصله از خواب بیدار می شود و به خانواده خود می گوید که باید فورا خانه را تخلیه کنند.

جکسون در طول روز جلسات مهمی داشت. لحظه ای که می خواست از در خانه اش بیرون بیاید، باران شدیدی با او روبرو شد. او چاره دیگری نداشت جز اینکه همه قرارهای خود را هر چند عاجل لغو کند و مجبور شد در خانه بماند. چرا تصمیم گرفت سر کار نرود؟ به دلیل دوش شدید، جکسون ترجیح داد در خانه بماند و همه جلسات خود را تغییر داد.

در راه رسیدن به دفتر، اگر شخصی شاهد تصادف یا قتلی باشد، اولین کاری که انجام می دهد این است که با دوستان یا اقوام خود تماس می گیرد و تجربیات خود را با آنها در میان می گذارد. او پیام خود را به بستگانش می دهد و به آنها می گوید که در امان باشند و بلافاصله پس از رسیدن به مقصد با او تماس بگیرند.

در تمام موارد فوق، فرد سیگنال هایی از محیط دریافت می کرد و سپس شروع به برقراری ارتباط با دیگران می کرد. بنابراین ارتباط در واقع توسط محیط خارجی آغاز شد که سپس گوینده را به انتقال اطلاعات خود به دیگران سوق داد. این مدل ارتباط وستلی و مک‌لین را توضیح می‌دهد. برخلاف فرانک دنس، وستلی و مک‌لین معتقد بودند که ارتباط از روز اول شروع نمی‌شود، بلکه در واقع زمانی آغاز می‌شود که گوینده سیگنال‌ها یا پیام‌هایی را از محیط بیرونی خود دریافت می‌کند . در این مدل مجدداً فرآیند شروع ارتباط با ارسال پیام‌ها در یک جای عقب قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که ارتباط در واقع با دریافت پیام از محیط شروع می‌شود.

جیم با یک شرکت تبلیغاتی پیشرو کار می کند. مسئولیت اصلی او طراحی تبلیغات برای مشتریانش است. یک روز خوب، در حالی که او در حال بازگشت به آپارتمان خود بود، متوجه احتکار یک محصول خاص شد. او بلافاصله با زیردستان خود تماس گرفت، ایده درخشان خود را که درست در لحظه ای که احتکار را مشاهده کرد سرچشمه گرفت، به اشتراک گذاشت. در این مورد، ارتباط در واقع با دریافت پیام توسط جیم از تابلو و سپس ارسال آن برای اعضای تیمش آغاز شد – نمونه ای از مدل ارتباط وستلی و مک لین.

این مدل یک رابطه قوی بین سیگنال های اطراف و فرآیند ارتباط در نظر می گیرد. بر اساس این مدل، فرآیند ارتباط با دریافت پیام شروع می شود تا ارسال پیام.

(پیام دریافت می کند)
محیط زیست———————————————-فرستنده– –سپس پیام می فرستد
(ارتباط شروع می شود)

در این مدل لزومی ندارد که سیگنال هایی که از محیط اطراف می آیند به طور عمدی برای شروع فرآیند ارتباط ارسال شوند. گاهی ممکن است رویدادها به طور تصادفی رخ دهند یا این فکر به طور تصادفی دریافت شود. همانطور که در مورد جیم، احتکار برای مدت طولانی وجود داشت، جیم تقریباً یک سال همان راه را طی کرد، اما یک روز خوب ناگهان ایده را از بنر دریافت کرد و روند ارتباط را آغاز کرد. بنابراین سیگنال ها را می توان در هر زمان دریافت کرد و ارتباط می تواند در هر زمان آغاز شود. این جیم بود که احتکار را دید، اعضای تیم او آن را ندیدند و بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که بتوانند پیام را با خطاهای کمی دانلود کنند. این یک حفره رایج در این مدل از ارتباطات است، که در آن اطلاعات گاهی اوقات زمانی که از یک فرد به فرد دیگر منتقل می شود، تغییر می کند.

برای نتیجه گیری، این مدل ارتباط از شروع ارتباط از دریافت پیام پشتیبانی می کند تا اینکه فرستنده آن را ارسال کند .

هر شش مدل ارتباطی عبارتند از:

مدل ارتباطی ارسطو مدل ارتباطی
شانون و ویور مدل ارتباطی
شرام مدل مارپیچ ارتباط
مدل
وستلی و مکلین مدل ارتباط مدل ارتباط
برلو

همگی ابتکاراتی توسط دانشمندان بزرگ برای ساده کردن فرآیند ارتباط و کمک به درک بهتر “فرایند ارتباط” است.

بدون نظر

پاسخ دهید