بحران های جهانی به راه حل های جهانی نیاز دارند

بحران‌های جهانی نیازمند راه‌حل‌های جهانی هستند، بنابراین شعار جدید سیاست‌گذاران در سراسر جهان چنین است. از آنجایی که جهان با بحران‌های اقتصادی سیستماتیک، تغییرات اقلیمی که با اقدام مستقل کشورها قابل حل نیست و امنیت و سایر خطراتی که نیاز به پاسخ‌های جهانی دارند، مواجه است، زمان آن رسیده است که این سوال را مطرح کنیم که آیا دولت ملت به دلیل جهانی شدن در حال افول است یا خیر. و تهدیدات بین المللی در حال ظهور .

در واقع، درخواست هایی برای نظم جهانی جدید وجود دارد که در آن حکمرانی فراملی و جهانی دستور روز باشد نه اینکه دولت های ملت به تنهایی تصمیم بگیرند. خوب یا بد بودن این موضوع بستگی به این دارد که شما در کدام سمت بحث هستید. به عنوان مثال، برای بسیاری از کسانی که در اقتصاد جهانی مشارکت دارند و ذینفع هستند، حکمرانی جهانی مورد استقبال قرار می گیرد، زیرا شانس رشد و شکوفایی آنها را افزایش می دهد زیرا آنها ذینفع مستقیم جهانی شدن هستند. با این حال، برای کسانی که از اقتصاد جهانی کنار گذاشته شده اند، از بین رفتن دولت ملی به این معنی است که دسترسی آنها به خدمات اساسی به خطر افتاده است و از این رو، آنها سرسخت ترین مخالفان پارادایم جدید و نوظهور حکمرانی جهانی هستند.

تاریخچه و عملکرد کنونی حکمرانی جهانی

البته حکمرانی جهانی به هر شکلی از ابتدای قرن بیستم همواره رواج داشته است. این روند پس از جنگ جهانی دوم شتاب گرفت، جایی که تشکیل سازمان ملل اولین گام در جهت فعلیت بخشیدن به سیستم حکومت جهانی بود.

علاوه بر این، تشکیل اتحادیه اروپا تحقق رویای دیرینه حکومت پاناروپایی بود که بسیاری در اروپا خواهان حل مشکلات قدرت های متخاصم اروپایی بودند. جدای از این، WTO یا سازمان تجارت جهانی، صندوق بین‌المللی پول یا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی همگی ابزارهای حکمرانی جهانی بوده‌اند. بنابراین، حرکت جدید به سمت یک سیستم حکمرانی جهانی که مبتنی بر گروه‌بندی کشورها است را می‌توان به گونه‌ای دید که G-8 یا گروه هشت کشور توسعه‌یافته و G-20 یا گروه‌بندی گسترده ملت‌ها یک گام است. در راستای تحقق هدف حکمرانی جهانی. علاوه بر این، فعالیت های شرکت های چند ملیتی است که از قوانین جهانی پیروی می کنند و بر یکسان بودن سیاست های اقتصادی در سراسر جهان اصرار دارند.

پرونده حکمرانی جهانی

لازم به ذکر است که با وجود انتقاد از هژمونی غرب در این پارادایم، موردی برای حکمرانی جهانی وجود دارد، زیرا بحران های قرن بیست و یکم ماهیت سیستمی و جهانی دارند.

همانطور که قبلا ذکر شد، نه تغییرات آب و هوایی و نه گسترش بیماری های همه گیر مانند اچ آی وی/ایدز بدون گرد هم آمدن همه کشورها قابل مقابله نیستند. جدای از این، مرگ فاصله و فروپاشی زمان در اثر انقلاب ارتباطات به این معنی است که همه از همه جا به هر کجا و هر زمان متصل هستند. از این رو، این گرد هم آمدن مردم جهان به این معنی است که تا زمانی که تلاش‌های مشترکی برای مقابله با مشکلاتی مانند جرایم سایبری و حفاظت از حق ثبت اختراع و سایر جنبه‌ها صورت نگیرد، راه‌حل‌هایی نمی‌توان یافت.

جدای از این، با درک این موضوع که یکپارچگی اقتصاد جهانی تنها راه پیش رو برای مقابله با فقر و سایر مشکلات جهانی است، نیاز است که کشورهای جهان دور هم جمع شوند. این را می توان در روشی که کشورهای عضو سازمان ملل متحد برای مقابله با فقر، بی سوادی و عدم دسترسی به خدمات اولیه برای اکثریت مردم جهان بر سر اهداف توسعه هزاره یا اهداف توسعه هزاره مورد توافق قرار دادند، مشاهده کرد.

افکار بسته

در نهایت، چه کسی آن را دوست داشته باشد یا نه و چه این جنبه از حکمرانی جهانی را نقض حاکمیت دولت‌های ملت بداند، واقعیت این است که اکثر کشورهای جهان با میل خود برای این پارادایم ثبت نام کرده‌اند. از این رو، آنها نمی توانند از مسئولیت های متقابل و ادغام ناشی از چنین تعهداتی فرار کنند یا اجتناب کنند.

بدون نظر

پاسخ دهید