روان‌شناسی به‌عنوان یک رشته مطالعاتی در چند سال اخیر با دیدگاه‌ها، رویکردها و علایق پژوهشی روان‌شناسان و پژوهشگران متفاوت است. اما همه آنها در یک چیز مشترک هستند و آن تکیه بر استفاده از روش های علمی است. رشته روانشناسی به عنوان یک حوزه علمی مطالعه هم برای پزشکان و هم برای محققان مهم است. روان‌شناسانی که در فعالیت‌های پژوهشی فعالیت می‌کنند، با استفاده از روش‌های علمی، بر ایجاد دیدگاه‌های جدیدتر در مورد علل رفتار انسان تمرکز می‌کنند. از سوی دیگر، روانشناسان شاغل مانند روانشناسان بالینی، مشاوران، روانشناسان صنعتی-سازمانی و روانشناسان مدرسه از دانش پژوهشی موجود در ارتقا یا بهبود زندگی افراد استفاده می کنند.

روانشناسی نیز مانند سایر علوم اجتماعی علمی است که با تکیه بر گردآوری داده ها، شواهد تجربی و ارائه تفاسیر با تحلیل حقایق و شواهد مربوط به اصول رفتاری مختلف سعی در پیش بینی علل رفتار انسان دارد. بسیاری از کارهای تحقیقاتی در زمینه روانشناسی مبتنی بر بررسی علمی رفتار روزمره انسان است (Heider, 1958; Kelley, 1967). روانشناسان با به کارگیری روش های علمی، به طور سیستماتیک و عینی علت تغییرات در رفتار انسان را توضیح می دهند.

روانشناسان با ارائه سطوح مختلف تبیین، که از سطح بیولوژیکی تا سطح اجتماعی تا سطح فرهنگی را شامل می شود، رفتار انسان را مطالعه و تحلیل می کنند. این سطوح از تبیین به عنوان دیدگاه هایی که برای درک و توضیح رفتار انسان به کار می روند نیز نامیده می شوند. عوامل بیولوژیکی مانند ژن‌ها، انتقال‌دهنده‌های عصبی، نورون‌ها و هورمون‌ها همگی با سطوح پایین‌تری از توضیح ادغام می‌شوند. از سوی دیگر، توضیحات سطوح میانی به ویژگی ها و توانایی های فرد اشاره دارد، در حالی که توضیحات بالاترین سطوح به ساختارهای اجتماعی، سازمان ها و عوامل فرهنگی اشاره دارد (کاچیوپو، برنتسون، شریدان، و مک کلینتاک، 2000). این سه سطح از توضیح را می توان با کمک مثالی به درستی توضیح داد. افسردگی این روزها بسیار شایع است که به دلیل هر سه عامل بیولوژیکی ایجاد می شود.

افسردگی را می توان با بررسی تغییرات شیمیایی در مغز که باعث افسردگی می شود در سطوح پایین تر درمان کرد و توسط روانشناسان بالینی با کمک دارو قابل درمان است. در سطح متوسط، افراد مبتلا به افسردگی را می توان با درمان یا جلسات درمانی برای کمک به آنها برای غلبه بر تجربیات منفی زندگی کمک کرد. در بالاترین سطح، روانشناسان تلاش می کنند تا علت افسردگی را بین مردان و زنان یا در بین فرهنگ ها تجزیه و تحلیل کنند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که افسردگی زنان را با نرخ بسیار بالاتری نسبت به مردان تحت تاثیر قرار می‌دهد و در فرهنگ‌های غربی (ایالات متحده آمریکا، اروپا و کانادا) نسبت به فرهنگ‌های شرقی (ژاپن، چین و هند، چن، وانگ، لهستان، و لین، 2009) به طرز نگران‌کننده‌ای زیاد است. ؛ Seedat et al., 2009. تمام سطوح تبیین به ما کمک می کند تا علت افسردگی را از دیدگاه های مختلف درک کنیم.

دلایل استفاده از روشهای تجربی در روانشناسی

همه محققان اجتماعی از تکنیک های تجربی برای به اشتراک گذاشتن بینش در مورد رشته های تحقیقاتی مربوطه خود استفاده می کنند. تکنیک های تجربی شامل جمع آوری داده ها، سازماندهی داده ها و ارائه نتیجه گیری در مورد داده ها است. دانشمندان از روش های علمی برای انجام تحقیقات تجربی استفاده می کنند. روش های علمی را می توان ترکیبی از قواعد، مفروضات و رویه هایی تعریف کرد که برای انجام تحقیقات علمی توسط دانشمندان علوم اجتماعی و پژوهشی دنبال می شود.

اگرچه روش‌های تحقیق علمی ممکن است راه‌حلی عینی و بی‌طرفانه برای سؤالات مختلف را تضمین نکند، اما روش‌های علمی بهترین روش برای به دست آوردن نتایج نزدیک به دقیق در مورد افراد و رفتار آنها در سراسر جهان هستند. حقایق یا ایده های تحقیقاتی قدیمی کنار گذاشته می شوند یا با حقایق و یافته های تحقیقاتی جدیدتر جایگزین می شوند. تجربه گرایی و عینیت در تحقیقات اجتماعی درک بسیار دقیقی در مورد سایه های مختلف رفتار انسان در مقایسه با سایر رویکردها ارائه می دهد.

فرآیندهای روانشناختی پیچیده هستند و پیش‌بینی پدیده روان‌شناختی به دلیل تفاوت‌های فردی و عوامل مختلفی که بر رفتار آن‌ها در ارتباط با سطوح مختلف تبیین تأثیر می‌گذارد، بسیار دشوار است. روشهای تحقیق علمی باید عاری از تعصبات یا تعصبات شخصی دانشمندان باشد. هدف پژوهش علمی ارائه تفسیری معنادار از اطلاعات جمع‌آوری‌شده برای به‌کارگیری آن در موقعیت‌های مشابه با پیروی از اصول خاصی است که می‌توان آن‌ها را برای چنین موقعیت‌هایی تعمیم داد که به آن قوانین می‌گویند. در روانشناسی، قوانین مشخصی وجود دارد که در سراسر جهان پذیرفته شده است، مانند قوانین وبر و قانون اثر. اما از آنجایی که این قوانین اعتبار ثابتی دارند و قبلاً به عنوان اصول کلی پذیرفته شده اند،

نظریه همچنین با قوانین موجود در سلسله مراتب اصول تعمیم یافته مرتبط است. یک نظریه را می توان به عنوان ترکیبی یکپارچه از اصول تعریف کرد که الگوهای قابل مشاهده را در یک رابطه در یک حوزه تحقیقاتی معین پیش بینی می کند. بیایید ویژگی های حیاتی نظریه های خوب را تحلیل کنیم:

 

    1. یک نظریه مناسب باید کلی باشد، به این معنی که یک نظریه خوب باید بتواند نتایج مختلف را خلاصه کند.

 

 

    1. تئوری های خوب باید مقرون به صرفه باشند.

 

 

    1. تئوری های خوب باید زمینه وسیعی را برای تحقیقات و تحقیقات آتی در یک زمینه تحقیقاتی معین فراهم کنند.

 

 

    1. تئوری های خوب را می توان جعل کرد

 

تئوری های موجود را می توان بر اساس جمع آوری داده ها و اطلاعات جمع آوری شده به چالش کشید یا تغییر داد، سپس نظریه های اصلاح شده جدید برای انجام پیش بینی های مهم بر اساس داده های جدید جمع آوری شده بیشتر مورد آزمایش قرار می گیرند.

تحقیقات روانشناسی

هدف اصلی پژوهش روان‌شناختی تحلیل رفتار انسان و ارائه راه‌حل‌های مؤثر برای مشکلاتی مانند مسائل حافظه و یادگیری، پرخاشگری و افسردگی، مسائل مربوط به انواع اختلالات روان‌شناختی است و در طیف وسیعی از فعالیت‌های تحقیقاتی برای مطالعات و تحقیقات بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. تحقیقات روانشناسی را می توان به تحقیقات پایه و تحقیقات کاربردی تقسیم کرد. تحقیقات پایه سعی در درک سؤالات اساسی در مورد رفتار انسان دارد. از سوی دیگر تحقیقات کاربردی به بررسی موضوعاتی می پردازد که پیامدهای روزمره بر زندگی روزمره ما دارند و راه حل های اصلاحی برای رسیدگی به مشکلات روزمره ما ارائه می دهند.

روانشناسان ابزارهای آزمایشی را برای آزمایش و بررسی سؤالات تحقیقاتی خود برای اندازه گیری احساسات، افکار و فرآیندهای رفتاری افراد توسعه می دهند و داده های جمع آوری شده را تجزیه و تحلیل و تفسیر می کنند. با یادگیری اصول و فرآیندهای کلیدی تحقیق روانشناختی، می توان داده های جمع آوری شده را به صورت انتقادی ارزیابی کرد و به تصمیمی مرتبط رسید.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − نوزده =