نقش موانع ارتباطی در ارتباط ناکارآمد

ارتباط فرآیندی است که در آن اطلاعات از طریق برخی رسانه ها از فرستنده به گیرنده جریان می یابد.

تد از طریق تلفن به جنی – “من می خواهم فایل را بلافاصله بعد از ناهار روی میزم بگذارم”.

جنی-“اوه خدایا من نمی دانم تد چه می خواهد و او قبلاً تلفن را قطع کرده است.”

چرا جنی نشنید تد از او چه انتظاری داشت؟ صدای تد واضح نبود؟ یا مشکل دیگری وجود داشت؟ یا احتمالاً ممکن است اختلالی در شبکه تلفن وجود داشته باشد یا ممکن است تد در مکانی شلوغ ایستاده باشد؟ اختلالات در شبکه یا نویز در واقع موانعی برای یک ارتباط موثر هستند.

موانع ارتباطی

موانع ارتباطی، موانع و موانع مختلفی هستند که در بین یک ارتباط مؤثر ایجاد می‌شوند که منجر به سوء تفاهم و تفسیر نادرست توسط گیرنده می‌شود. در مثال بالا نویز مانع ارتباطی بود.

نقش موانع ارتباطی در ارتباط ناکارآمد

اجازه دهید اکنون به تفصیل درک کنیم که موانع یک ارتباط مؤثر چیست و چگونه منجر به یک ارتباط ناکارآمد می شود.

 

  • سر و صدا –سر و صدا مانع مهمی برای برقراری ارتباط موثر است. تصور کنید می خواهید اطلاعاتی را به شخصی که در کنار یک مایک بی صدا ایستاده است، منتقل کنید. آیا فکر می کنید فرستنده می تواند آن را به درستی تفسیر کند؟ به نظر شما گیرنده در این مورد مقصر است؟ در این صورت به دلیل صدای مایک، اطلاعات هرگز به شکل دلخواه به دست فرد نمی رسد. هر سخنرانی یا سخنرانی در یک کلاس درس یا سالن پر سر و صدا بی معنی است زیرا اطلاعات هرگز به گوش شنوندگان نمی رسد. سعی کنید برخی از اطلاعات را با دوست خود در یک اتوبوس شلوغ یا یک بازار پر سر و صدا به اشتراک بگذارید، اطلاعات صحیح هرگز به دست گیرنده نمی رسد و او هرگز نمی تواند آن را به درستی تفسیر کند یا بر اساس آن پاسخ دهد. در اینجا نویز یک مانع ارتباطی خارجی است و منجر به اعوجاج پیام می شود. 
  • افکار سازمان‌یافته – افکار نامنظم و تصادفی نیز در ارتباطات ضعیف مؤثر هستند و مانع بسیار مهمی برای برقراری ارتباط مؤثر هستند.مایک به مونالیسا -“لطفاً ساعت 2 بعدازظهر بیایید، خوب نه 2 بعد از ظهر ساعت 2:30 بعدازظهر بیایید، خوب اجازه دهید آن را تا 3 بعد از ظهر منجمد کنیم.”

    مونالیسا احتمالاً گیج می شود زیرا خود مایک در مورد زمان بندی مشخص نیست. فرستنده باید اطلاعات شفاف را به گیرنده منتقل کند. فرستنده ابتدا باید خودش کاملاً واضح باشد که چه چیزی را می خواهد ارتباط برقرار کند و سپس گفتگو را آغاز کند. ایده های انتزاعی، افکار تصادفی منجر به ارتباط ناکارآمد می شود. ابتدا بدانید چه چیزی باید با هم ارتباط برقرار کنید و سپس فقط صحبت کنید.

     

  • تفسیرهای نادرست – باز هم تفاسیر نادرست نقش بسیار مهمی در ارتباط نادرست دارند. یک اطلاعات می تواند به اشتباه توسط گیرنده تفسیر شود که منجر به یک آشفتگی کامل شود. “تام دیروز شب رفت برای حماقت.” کلمه بش را می توان به عنوان ضرب و شتم و همچنین مهمانی رمزگشایی کرد. ممکن است فرستنده پیام خود را برای ارائه برخی اطلاعات ضروری به گیرنده برساند اما گیرنده ممکن است آن را به اشتباه تفسیر کند. این وظیفه گیرنده است که قبل از پایان مکالمه، بازخورد مناسبی را به گوینده بدهد و تمام شبهات را برطرف کند. چیزها را در خود نگه ندارید؛ بپرس اگر با چیزی روشن نیستی 
  • عدم درک گیرنده – رئیس یک بار می خواست به تیم جوان خود خطاب کند. او نمونه هایی را از سال 1950 نقل کرد – سالی که اعضای تیمش حتی متولد نشده بودند. آیا فکر نمی کنید، همه بچه های جوان بعد از مدتی علاقه خود را از دست می دهند؟ این اهمیت درک گیرنده است. فقط یک سخنرانی آماده نکنید، در مورد فرهنگ، عادات، روند فکر شنوندگان خود بیشتر بدانید. فرستنده باید ابتدا گیرنده را بفهمد و سپس اطلاعات را منتقل کند. اگر فرستنده غمگین باشد و شما بخواهید اخبار هیجان انگیزی به او بدهید، نه پاسخ می دهد و نه می فهمد و از این رو مطمئناً اثر از بین می رود. عدم درک مجدد گیرنده مانعی برای ارتباط موثر است. 
  • نادیده گرفتن محتوا – باید بر محتوای سخنرانی خود تأکید کرد. محتوا باید واضح، واضح و بالاتر از همه جالب باشد . فقط صحبت نکن؛ کمی وقت بگذارید تا بفهمید در حال صحبت کردن هستید. ببینید آیا محتوا مرتبط است یا خیر؟ در طول سخنرانی، گوینده باید از کلمات جالب، یک خط خنده دار برای جلب توجه شنوندگان استفاده کند. گفتار خود را یکنواخت نکنید وگرنه شنوندگان پس از مدتی قطعاً به خواب خواهند رفت. فرد باید آنقدر باهوش باشد که بفهمد چه زمانی باید یک شوخی کوچک در میانه مکالمه انجام داد. واقعا کار می کند. فقط از سر آن حرف نزنید، آنچه را که می‌گویید درک کنید و سعی کنید آن را جالب‌تر، واضح‌تر و مهم‌تر از همه مرتبط‌تر کنید. 
  • اجتناب از شنونده – تصور کنید که در سمیناری شرکت می کنید که در آن سخنران به سادگی یادداشت های خود را می خواند و برای یک بار هم که شده هیچ تماس چشمی با شما برقرار نکرده است. شما هرگز نمی توانید با گوینده ارتباط برقرار کنید و از این رو هرگز به خود زحمت نمی دهید که بفهمید او چه چیزی را می خواهد منتقل کند. فقط ادامه نده یک فضای دوستانه ایجاد کنید و سپس شروع به برقراری ارتباط کنید. فقط به این موضوع نپردازید، می‌توان از شنوندگان سؤالاتی مانند چیزهای جدید، هوای دوست‌داشتنی یا حتی از تعارفاتی مانند جمعیت فوق‌العاده، گروه پرشور استفاده کرد. از شنوندگان خود دوری نکنید، برای برقراری ارتباط موثر با آنها تماس چشمی برقرار کنید. 
  • عدم تایید با گیرنده – همیشه با شنوندگان بررسی کنید که آیا آنها اطلاعات صحیح را دریافت کرده اند یا خیر. به عنوان مثال، اگر شماره تماس مهمی را به اشتراک می گذارید، عادت کنید که شماره را با گیرنده تأیید کنید که آیا گیرنده آن را به درستی یادداشت کرده است یا خیر. از کلماتی مانند “آیا متوجه شدید؟ “آیا من شنیدنی هستم؟” در بین گفتگو سعی کنید بفهمید که آیا شنونده پیام شما را دریافت می کند یا خیر. در این بین مکث کنید، فقط عجله نکنید. به هجی کردن کلمات عادت کنید. اگر می خواهید شناسه ایمیل خود را به تیم خود منتقل کنید، بهتر است هر کلمه از حساب ایمیل را به صورت املا بنویسید. یکی دیگر از راه های موثر شکستن هر کلمه به حروف الفبا است، مانند ant را می توان به عنوان a در آلفا، n در هلند، t در تانگو ارتباط برقرار کرد. ضریب خطا قطعا کاهش می یابد و ارتباط موثرتر خواهد بود. 
  • درک نکردن حال و هوای گیرنده – سعی کنید علاقه یا خلق و خوی طرف دوم را درک کنید و ذهن طرف مقابل را بخوانید. فقط شروع به صحبت نکنید، ابتدا حال و هوای طرف مقابل را درک کنید و سپس اطلاعات را به اشتراک بگذارید. اگر فکر می کنید گیرنده در حالت صورتی است، به او خبر غم انگیز ندهید، او هرگز حوصله گوش دادن را به خود نمی دهد. منتظر زمان مناسب باشید و اگر می‌خواهید ارتباط شما تاثیری داشته باشد، ارتباط برقرار کنید. 
  • زیر و بمی پایین و لحن – گاهی اوقات حتی زیر و بمی و لحن می تواند مانع ارتباط باشد. محتوای شما ممکن است دقیق، واضح و حتی مرتبط باشد، اما اگر صدای شما پایین باشد اطلاعات شما هرگز به دست شنوندگان نخواهد رسید. برای انتقال اطلاعات صحیح، لحن باید شفاف و بلند باشد. یادتان باشد بعد از هر جمله مکث صحیح بدهید و علائم نگارشی را فراموش نکنید. به یاد داشته باشید که شما نه تنها برای نیمکت نشینان اول ارتباط برقرار می کنید، بلکه افراد روی نیمکت آخر نیز بخشی از ارتباط هستند. بلند و واضح باشید اما فریاد نزنید. 
  • شنونده بی حوصله – شنونده همچنین باید به اندازه کافی صبور باشد تا اطلاعات کامل را جذب کند و سپس به آن پاسخ دهد. همیشه نکات خود را یادداشت کنید و هنگامی که فرستنده ارتباط خود را به پایان رساند، با سؤالات خود شروع کنید. فقط بین مکالمه نپرید زیرا منجر به سردرگمی ها، سوء تفاهم ها و درگیری های غیر ضروری می شود و ارتباط هرگز به نتیجه ای نمی رسد. 
  • سطوح مختلف فرهنگی – در هر سازمانی، یک فرد هرگز نمی تواند به همان خطی که رئیسش فکر می کند فکر کند. همیشه در روند فکری آنها تفاوت وجود دارد. فشار کاری، عدم شفافیت بین اعضای تیم نیز از موانعی است که منجر به ارتباط ناکارآمد می شود. به این موانع، موانع داخلی می گویند .

بنابراین برای نتیجه گیری، هر مانعی که در بین یک ارتباط موثر قرار گیرد، موانع ارتباطی نامیده می شود. آنها منجر به تحریف پیام می شوند و هدف هرگز محقق نمی شود. موانع بیرونی از محیط بیرونی و عوامل بیرونی ناشی می‌شوند که به‌عنوان موانع درونی مانند تنش‌ها، فشار کاری، انتظارات بالا، رقابت همسالان و غیره در درون فرد وجود دارد. رهایی از موانع فوق برای یک ارتباط مؤثر و جریان مناسب اطلاعات بین فرستنده و گیرنده

بدون نظر

پاسخ دهید