آموزش و توسعه بخش مهمی از توسعه منابع انسانی است . در پی پیشرفت فناوری که منجر به افزایش روزافزون رقابت، افزایش انتظارات مشتری از کیفیت و خدمات و در نتیجه نیاز به کاهش هزینه ها شده است، نقش مهمی را بر عهده می گیرد. همچنین در سطح جهانی به منظور آماده سازی کارگران برای مشاغل جدید اهمیت بیشتری یافته است. در نوشتار فعلی، ما بیشتر بر نیازهای نوظهور آموزش و توسعه، پیامدهای آن بر افراد و کارفرمایان تمرکز خواهیم کرد.

پیتر دراکر، نویسنده برجسته مدیریت، گفت که سریعترین صنعت در حال رشد، آموزش و توسعه در نتیجه جایگزینی کارگران صنعتی با کارگران دانش است. به عنوان مثال، در ایالات متحده، بر اساس یک برآورد، فناوری 75 درصد از جمعیت را از بین می برد. این در مورد کشورهای در حال توسعه و برای کسانی که در آستانه توسعه هستند صادق است. به عنوان مثال، در ژاپن، با افزایش تعداد زنانی که به مشاغل سنتی مردانه می پیوندند، آموزش نه تنها برای ایجاد مهارت های شغلی لازم بلکه برای آماده سازی آنها برای مشاغل سخت بدنی نیز لازم است. آنها در همه چیز از سیاست های آزار جنسی گرفته تا مهارت های شغلی لازم آموزش دیده اند.

نیاز به آموزش و توسعه

قبل از اینکه بگوییم فناوری مسئول افزایش نیاز به ورودی‌های آموزشی برای کارکنان است، مهم است که بدانیم عوامل دیگری نیز وجود دارند که به دومی کمک می‌کنند. آموزش همچنین برای رشد و پیشرفت فردی کارمند ضروری است که او را به کار در سازمان خاصی جدا از صرف پول تشویق می کند. ما همچنین نیاز به آموزش کارکنان به روز رسانی از روند بازار، تغییر در سیاست های استخدامی و موارد دیگر داریم.

دو عامل زیر به افزایش نیاز به آموزش و توسعه در سازمان ها کمک می کند:

 

  1. تغییر: کلمه تغییر تقریباً همه چیز را در بر می گیرد. این یکی از بزرگترین عواملی است که به نیاز به آموزش و توسعه کمک می کند. در واقع رابطه مستقیمی بین این دو وجود دارد. تغییر منجر به نیاز به آموزش و توسعه می شود و آموزش و توسعه منجر به تغییر فردی و سازمانی می شود و این چرخه ادامه دارد و ادامه دارد. به طور خاص، این فناوری است که نیاز را به وجود می آورد. تغییر نحوه عملکرد، رقابت و ارائه مشاغل. 

     

  2. توسعه: باز هم یکی از دلایل قوی برای اهمیت بیشتر آموزش و توسعه است. پول تنها محرک کار نیست و این به ویژه در قرن بیست و یکم بسیار صادق است. افرادی که با سازمان‌ها کار می‌کنند، به دنبال چیزی فراتر از شغل هستند. آنها به رشد کل نگر خود نگاه می کنند. به عنوان مثال، معنویت و خودآگاهی در سراسر جهان شتاب بیشتری می گیرد. مردم به دنبال شادی در مشاغلی هستند که ممکن است ممکن نباشد مگر اینکه فرد از خود آگاه باشد. برای مثال، در فورد، یک فرد می‌تواند خود را در دوره‌ای در مورد «خودآگاهی» ثبت‌نام کند، که ظاهراً برای عملکرد فرد در محل کار بی‌اهمیت به نظر می‌رسد، اما به رفاه معنوی فرد کمک می‌کند که بسیار مهم‌تر است. 

با این حال، سؤال مهم، پیامدها و سهم آموزش و توسعه در خط نهایی عملکرد سازمان است. برای به دست گرفتن موقعیت رهبری در فضای بازار، یک سازمان باید بر روی نوع برنامه هایی که برای بداهه بخشیدن به عملکرد و بهره وری استفاده می کند و نه اینکه صرفاً چقدر صرف یادگیری می کند، تأکید کند!

بدون نظر

پاسخ دهید