تصمیم گیری چیست؟

تصمیم گیری جزء لاینفک مدیریت مدرن است. اساساً تصمیم گیری منطقی یا صحیح به عنوان کارکرد اصلی مدیریت در نظر گرفته می شود. هر مدیری صدها و صدها تصمیم را به طور ناخودآگاه یا آگاهانه اتخاذ می کند و آن را به عنوان جزء کلیدی در نقش یک مدیر می کند. تصمیمات نقش مهمی ایفا می کنند زیرا هم فعالیت های سازمانی و هم مدیریتی را تعیین می کنند. تصمیم را می توان به عنوان یک مسیر عملی که به طور هدفمند از مجموعه ای از گزینه ها برای دستیابی به اهداف یا اهداف سازمانی یا مدیریتی انتخاب شده است، تعریف کرد. فرآیند تصمیم گیری جزء مستمر و ضروری مدیریت هر سازمان یا فعالیت های تجاری است. تصمیمات برای تداوم فعالیت های کلیه فعالیت های تجاری و عملکرد سازمانی اتخاذ می شود.

برای اطمینان از دستیابی به اهداف سازمانی یا تجاری، در هر سطحی از مدیریت تصمیم گیری می شود. بعلاوه، تصمیمات یکی از ارزش‌های عملکردی اصلی را تشکیل می‌دهند که هر سازمانی اتخاذ و اجرا می‌کند تا از رشد و حرکت بهینه از نظر خدمات و یا محصولات ارائه شده اطمینان حاصل کند.

به این ترتیب، فرآیند تصمیم گیری را می توان در پس زمینه تعاریف زیر مثال زد.

تعریف تصمیم گیری

بر اساس فرهنگ لغت یادگیرنده پیشرفته آکسفورد، اصطلاح تصمیم گیری به معنای فرآیند تصمیم گیری در مورد چیزی مهم است، به ویژه در گروهی از افراد یا در یک سازمان.

ترواتا و نیوپورت فرآیند تصمیم گیری را اینگونه تعریف می کنند: ” تصمیم گیری شامل انتخاب یک مسیر عمل از بین دو یا چند گزینه ممکن به منظور دستیابی به راه حلی برای یک مشکل معین است.” . “

همانطور که در تعاریف پیش‌رو نشان می‌دهد، فرآیند تصمیم‌گیری یک امر مشاوره‌ای است که توسط جمعی از متخصصان برای هدایت عملکرد بهتر هر سازمان انجام می‌شود. از این رو، این یک فعالیت مستمر و پویا است که همه فعالیت های دیگر مربوط به سازمان را فرا می گیرد. از آنجایی که این یک فعالیت مداوم است، فرآیند تصمیم گیری اهمیت حیاتی در عملکرد یک سازمان دارد. از آنجایی که ذهن فکری در فرآیند تصمیم گیری دخالت دارد، علاوه بر بلوغ ذهنی، نیازمند دانش علمی محکم همراه با مهارت و تجربه است.

علاوه بر این، فرآیند تصمیم گیری را می توان به عنوان سیستم چک و تعادل در نظر گرفت که باعث رشد سازمان در جهات عمودی و خطی می شود. . یعنی فرآیند تصمیم گیری به دنبال هدف است. اهداف، اهداف تجاری از پیش تعیین شده، ماموریت های شرکت و چشم انداز آن هستند. برای دستیابی به این اهداف، شرکت ممکن است با موانع زیادی در حوزه های اداری، عملیاتی، بازاریابی و حوزه های عملیاتی مواجه شود. چنین مشکلاتی از طریق فرآیند تصمیم گیری جامع حل می شوند. هیچ تصمیمی به خودی خود هدف نمی گیرد، زیرا ممکن است مشکلات جدیدی برای حل ایجاد شود. هنگامی که یک مشکل حل می شود، مشکل دیگری به وجود می آید و غیره، به طوری که فرآیند تصمیم گیری همانطور که قبلاً گفته شد، پیوسته و پویا است.

هنگام تصمیم گیری زمان زیادی صرف می شود. در یک محیط مدیریتی، نمی توان به طور ناگهانی تصمیم گرفت. باید مراحلی مانند

  1. تعریف مشکل
  2. جمع آوری اطلاعات و جمع آوری داده ها
  3. توسعه و سنجش گزینه ها
  4. انتخاب بهترین گزینه ممکن
  5. برنامه ریزی و اجرا کنید
  6. اقدام پیگیری کنید

از آنجایی که فرآیند تصمیم گیری مراحل متوالی فوق را دنبال می کند، زمان زیادی در این فرآیند صرف می شود. این مورد در مورد هر تصمیمی است که برای حل مشکلات مدیریتی و اداری در یک محیط تجاری اتخاذ می شود. اگرچه کل فرآیند زمان بر است، اما نتیجه چنین فرآیندی در یک سازمان حرفه ای بزرگوارانه است.

بدون نظر

پاسخ دهید