وقتی امید با واقعیت روبرو می شود: چرا رهبران رویا باید رویاها را با واقعیت ها متعادل کنند

چرا رهبری موفق در مورد یافتن تعادل بین امیدها و واقعیت هاست؟

تئوری مدیریت در مورد اینکه رهبران چگونه باید چشم‌انداز داشته باشند و چرا بدون آن، تفاوتی با مدیرانی که بیشتر نگران اداره روزانه سازمان‌ها هستند، زیاد نیست. در واقع، هر کتابی را در مورد رهبری انتخاب کنید و به احتمال زیاد بر اهمیت چشم انداز روشن برای رهبران برای موفقیت تأکید می کند.

با این حال، در دنیای واقعی، داشتن چشم‌انداز کافی نیست، مگر اینکه چنین بینشی به عمل تبدیل شود که نتیجه‌ای ایجاد کند.

تاریخ مملو از رهبران و دولتمردان خوش فکری است که اغلب پس از انتخاب شدن به قدرت یا به عهده گرفتن مسئولیت سازمان ها شکست می خورند.

در حالی که دلایل زیادی برای این تضاد آشکار بین چشم انداز و ماموریت و همچنین بین میل به تغییر و واقعیت های عملی وجود دارد، موضوع مشترکی که در همه این دلایل وجود دارد این است که اغلب زمانی که امید با واقعیت ضروریات روزمره روبرو می شود. ، رهبران قادر به تحقق تغییر و تحقق رویاهای خود نیستند.

این بحث اصلی این مقاله است و آن این است که مگر و تا زمانی که رهبران حد وسط بین ایده آل و عملی را پیدا نکنند، نمی توانند موفق شوند .

چگونه سیستم در برابر تغییر مقاوم است و چرا ذینفعان باید همکاری کنند

به عنوان مثال، در دوران اخیر، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، باراک اوباما، مشهورترین نمونه از رهبری است که با توقعات زیادی از طرفداران خود به قدرت رسید و در طول دوره ریاست جمهوری خود متوجه شد که یک تغییر است. عامل کافی نیست و باید یک همکاری متناظر از طرف همه ذینفعان وجود داشته باشد تا Dreams Possible شود.

در حالی که این بدان معنا نیست که رهبران بصیر عمدتاً به این دلیل شکست می خورند که اطرافیانشان در اجرای آرمان های والای خود ناکام می مانند، اما دلیل محکمی بر این واقعیت است که طبیعت انسان در برابر تغییرات مقاومت می کند و علاوه بر این، واقعیت های روزمره حکومت به این معنی است که باید یک احساس رسالت نیز وجود داشته باشد.

در واقع، در شرایط هند، جواهر لعل نهرو، نخست وزیر هند، نمونه دیگری از دولتمردان رویایی است که اغلب در میان پیگمی ها به عنوان یک غول در نظر گرفته می شد، و در حالی که علیرغم احتمالات می توانست دستاوردهای زیادی داشته باشد، اما در دستیابی به همه اینها ناکام ماند. ما می خواستیم.

همانطور که در بالا ذکر شد، جنبه کلیدی در اینجا این است که سیستم و ساختارهای حاکمیتی به گونه ای هستند که با پیچیدگی های زیادی ساخته شده اند که تغییر آنها را بدون اصطکاک دشوار می کند.

آنچه رهبری نهرو و اوباما در مورد چگونگی غلبه بر مشکلات به ما می آموزد

با این اوصاف، بسیاری از رهبران بصیر غالباً به پیروزی‌های قابل توجهی دست می‌یابند و قانون مراقبت بهداشتی امضایی برای اوباما نمونه‌ای از این است که چگونه او می‌تواند بر شانس‌های ارائه این امر غلبه کند.

در مورد نهرو، هدایت کشور از طریق ناآرامی های پس از استقلال و نهادسازی او دستاوردهای کلیدی بود که می توان در مقابل نام او حساب کرد. در زمینه شرکت، بنیانگذار شرکت نرم‌افزار هندی، Infosys، NR Narayana Murthy، نمونه دیگری از یک عامل تغییر است که به شکل‌گیری سازمان به شکل فعلی کمک کرد.

در واقع، عزم این رهبران یادگیری برای دیگران است که از رویاهایشان استفاده کنند و از آنها الگوبرداری کنند، زیرا تعقیب مداوم رویاهایشان چنین دستاوردهایی را ممکن می کند.

با این حال، باید به هم‌عصران و همکارانشان که آرمان‌های خود را به اشتراک گذاشتند و برای تحقق چنین دیدگاه‌هایی با یکدیگر همکاری کردند، اعتبار قائل شد.

البته، این جنبه نیز وجود دارد که پیروان آنها تا چه اندازه صبور هستند تا به رهبران خود فرصت دهند تا به آرامش برسند و آنها را با وجود شکست های اینجا و آنجا تحمل کنند.

به عبارت دیگر، انتظارات از طرفداران هر دو طرف را کاهش می دهد، زیرا آنها نه تنها باید صبور باشند، بلکه انتظارات خود را نیز کاهش می دهند.

ویژگی های رهبران رویایی که با وجود واقعیت ها و موانع موفق شدند

این موضوع اکنون اهمیت و اهمیت پیدا می کند، زیرا جو بایدن، رئیس جمهور تازه منتخب ایالات متحده، تلاش زیادی برای کمک به کشوری انجام می دهد که توسط یک بیماری همه گیر ویران شده و بدتر از آن، توسط تفرقه و اختلاف ایجاد شده است، به دنبال یک چهار کابوس. سال دونالد ترامپ.

درس های کلیدی رهبران موفقی مانند راتان تاتا از گروه تاتا در هند و استیو جابز فقید اپل و مخترع آیفون که شیوه زندگی ما را متحول کرده است این است که رهبران رویایی نمی توانند اجازه دهند واقعیت ها آنها را به سمت پایین بکشاند در عین حال، نمی‌توانند اجازه دهند رویاهای امیدوارکننده آنها را در برابر ضرورت‌های روزمره کور کند.

یک رهبر بصیر تنها زمانی می تواند موفق شود که امیدها را با واقعیت ها متعادل کند و بدون ایجاد یک کیش شخصیتی که آنها را بزرگتر از زندگی می کند، به یک الگو تبدیل شود .

به عبارت دیگر، یک رهبر بینا باید محبوب باشد، بدون اینکه زیاده روی کند و باید برجسته و در عین حال خودآگاه باشد.

علاوه بر این، او باید این توانایی را داشته باشد که تیم های خود را با خود حمل کند و به آنها و پیروانشان الهام بخشد تا مسیرهای آنها را دنبال کنند.

آنچه رهبران فردا می توانند از گذشته بیاموزند

در نهایت، برای نسل کنونی هزاره ها و ژنرال Z که فارغ التحصیل می شوند، مهم است که بدانند رهبری فقط به صبر و سخت کوشی است و نه یک تمرین رضایت فوری.

علاوه بر این، با جهان همیشه فعال 24/7 ما، به راحتی می توان راه خود را در فشارهای زمان واقعی گم کرد و از این رو، رهبری به عمق فکر و استحکام عمل نیاز دارد.

همچنین برای مؤسسات آموزشی ما بسیار مهم است که دوره‌هایی در مورد نحوه انجام رهبری در عصر دیجیتال ارائه دهند تا رهبران فردا را آموزش دهند تا از گذشته به رهبری در حال بیاموزند.

بدون نظر

پاسخ دهید