هزینه تبلیغات: یک آغازگر

بودجه تبلیغات یک هزینه باقیمانده است. این بدان معنی است که هر دلار اضافی که برای تبلیغات خرج می شود مستقیماً از سود حاصل می شود. همچنین، اگر تبلیغات ارزان انجام شود، فوراً روی نتیجه تأثیر می گذارد. به همین دلیل است که سه ماهه چهارم به طور سنتی کمترین هزینه تبلیغاتی را دارد. اگر شرکت‌ها بدانند که هدف‌های فروش خود را از دست خواهند داد، سعی می‌کنند هزینه‌های تبلیغاتی برنامه‌ریزی شده را کاهش دهند تا سود بی‌تأثیر باقی بماند. در این مقاله، ما بیشتر در مورد هزینه تبلیغات و چگونگی تأثیر آن بر فروش یک شرکت خواهیم فهمید .

مشکلات رایج در هزینه تبلیغات

 

  • متداول ترین روش حسابداری برای تبلیغات، تخصیص بودجه تبلیغاتی برند در بین SKUهای فروخته شده است. از این رو، چند سنت یا دلار به هر SKU فروخته شده تقسیم می شود. مشکل این است که این روش بازخورد لازم برای بهبود فرآیند را ارائه نمی دهد. این شرکت قادر نیست تعیین کند که آیا هزینه تبلیغاتش کافی است یا خیر. از آنجایی که هیچ معیار دقیقی برای اندازه گیری تأثیر دلارهای تبلیغاتی بر فروش تولید شده وجود ندارد، نتیجه یک جعبه سیاه است. شرکت ها همچنان مبالغ هنگفتی را برای بودجه تبلیغاتی خرج می کنند زیرا معتقدند این بودجه ها به فروش کمک می کند. با این حال، آنها هیچ دلیلی یا راهی برای تعیین اینکه آیا این باور حقیقت واقعی است یا خیر، ندارند. 

     

  • تبلیغ‌کنندگان بر این باورند که مزایای تبلیغات فقط در بلندمدت به دست می‌آید. با این حال، آنها نسبت به کاهش هزینه های تبلیغاتی در کوتاه مدت نیز هشدار می دهند. معیاری که معمولاً برای این استدلال ذکر می شود، نسبت هزینه تبلیغات به فروش است. در بسیاری از موارد، این نسبت دارای کشش بیشتر از یک است. این بدان معناست که یک دلاری که برای تبلیغات خرج می شود بیش از یک دلار فروش ایجاد می کند. این همچنین به این معنی است که اگر هزینه های تبلیغات کاهش یابد، نتیجه آن کاهش نامتناسب در فروش است. با این حال، مشکل این روش این است که کارایی تبلیغات را با پول خرج شده مرتبط می کند. با این حال، امروزه بازاریابی آنلاین تکامل یافته است. این به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که پول کمتری برای تبلیغات خرج کنند و در عین حال مؤثرتر باشند. بنابراین، این روش تجزیه و تحلیل، 

     

  • کمبود ابزارهایی وجود دارد که داده های بلادرنگ را در مورد هزینه های تبلیغات و همچنین مزایایی که آنها ایجاد می کنند ارائه می دهد. اکثر ابزارها پس از یک تاخیر زمانی به وضعیت نگاه می کنند. نیاز به دریافت بازخورد در زمان واقعی وجود دارد تا بتوان اقدامات را به صورت پیشگیرانه انجام داد و نه عطف به ماسبق. 

روش های جایگزین برای سنجش کارایی هزینه های تبلیغات

روش دیگر برای سنجش کارایی هزینه های تبلیغاتی، مقایسه سهم صدایی است که یک برند تولید می کند با سهم بازار خود. توجه داشته باشید که معیار شامل شرایط پولی نمی شود. در عوض، شامل سهم صدا است. از این رو، اگر یک برند بتواند با بودجه کمتر تأثیر بیشتری ایجاد کند، این عمل توسط این معیار قدردانی می شود.

دلیل این امر این است که برندهای مشابه ساختار هزینه مشابهی در بازار دارند. همچنین، از آنجایی که بازارها تمایل به انحصارطلبی دارند، تعیین سهم صدای تولید شده توسط سایر شرکت ها نیز آسان است. از این رو، مقایسه ای بین تلاش تبلیغاتی و نتیجه در قالب فروش فعال می شود. این به شرکت ها اجازه می دهد تا در مقابل یکدیگر معیار قرار دهند. سپس این معیار، شناسایی و اتخاذ بهترین شیوه‌ها را ممکن می‌سازد.

هزینه های تبلیغات و چرخه عمر برند

معرفی یک برند جدید به تلاش قابل توجهی نیاز دارد. به همین دلیل است که وقتی برندهای جدید معرفی می شوند، سهم بازار آنها در مقایسه با سهم صدایشان بسیار کمتر خواهد بود. در واقع، گاهی اوقات کل درآمد فروش کمتر از هزینه تبلیغات است. چنین شرکت هایی باید به جای نگرانی در مورد هزینه های تبلیغاتی، فروش بیشتری را دنبال کنند.

از سوی دیگر، برندهایی مانند Kellogg’s، Coca-Cola و غیره که برای مدت طولانی در بازار بوده اند، نیاز به سهم پایداری از صدا دارند. از آنجایی که این برندها بالغ هستند، هر گونه رشد در فروش به دلیل رشد جمعیت اتفاق می افتد. تبلیغات در اینجا تأثیر بسیار کمتری دارد. از این رو، شرکت‌ها سعی می‌کنند به جای اینکه به دنبال فروش بیشتر باشند، هزینه‌های تبلیغاتی خود را بهینه کنند.

مقیاس برند نیز با هزینه های تبلیغاتی ارتباط دارد. به عنوان مثال، یک برند بزرگتر باید میلیاردها دلار تبلیغات انجام دهد. به همین دلیل است که آنها تمایل دارند زمان پخش و خدمات خلاقانه را با نرخ ارزان تری در مقایسه با استارتاپی که ممکن است چند میلیون دلار بودجه داشته باشد، دریافت کنند.

کاهش هزینه های تبلیغات

چندین شرکت سعی کرده اند تا زمانی که نام تجاری بالغ شد، هزینه های تبلیغات را کاهش دهند. این استراتژی اغلب دوشیدن برند نامیده می شود. این استراتژی زمانی از یک برند استفاده می کند که در اوج است. در نتیجه، فروش بدون هزینه های تبلیغاتی مربوطه ایجاد می شود و شرکت برای مدت کوتاهی سودهای کلانی به دست می آورد. با این حال، با گذشت زمان، فروش شروع به کاهش می کند. بسیاری از شرکت ها به تئوری چرخه عمر برند اعتقاد دارند. آنها معتقدند که فروش یک برند به طور اجتناب ناپذیری کاهش می یابد. از این رو، زمانی که برند در اوج است، سعی می‌کنند بیشترین درآمد را داشته باشند. این کاهش هزینه‌های تبلیغاتی به یک پیش‌گویی خود تحقق‌بخش تبدیل می‌شود و به ناچار منجر به کاهش می‌شود.

بدون نظر

پاسخ دهید