رویکرد مدل بسته و باز برای مطالعه مدیریت دولتی بر خود سازمان متمرکز است. یکی از راه های مطالعه سازمان های پیچیده این است که به آنها به عنوان یک سیستم باز یا بسته نگاه کنیم. قبل از اینکه بخواهیم سیستم باز و بسته را با توجه به مطالعه مدیریت دولتی به طور کلی و سازمان ها به طور خاص درک کنیم، اجازه دهید تلاش کنیم تا بدانیم سیستم باز و بسته چیست.

سیستم باز سیستمی است که در تعامل و تبادل ماده با محیط خود است، یک برکه را تصور کنید در حالی که یک سیستم بسته از محیط خود جدا می ماند. به آکواریوم فکر کن جیمز دی تامپسون، جامعه‌شناس آمریکایی، هنگام مطالعه سازمان‌های پیچیده، در سال 1967 کتابی به نام سازمان در عمل منتشر کرد که در آن رفتارهای سازمان پیچیده را به‌عنوان موجودیت‌هایی در عمل تحلیل کرد. او سازمان را در پرتو فناوری ها و محیط آنها مطالعه کرد و به این ترتیب به معنای یک سیستم بسته و باز در چارچوب سازمانی پی برد.

به گفته تامپسون، سازمانی زمانی سیستم بسته نامیده می شود که:

  • منابع یک سازمان به شیوه ای کاربردی به کار گرفته می شود
  • هر یک از اجزای سازمان به منطق سیستم کمک می کند که در آن مکانیسم های کنترل شده برای کاهش عدم قطعیت ها به کار گرفته می شود.

نمونه هایی که او از یک سیستم بسته آورد، تیلور و مدیریت علمی او، مفهوم بروکراسی وبر و مدیریت اداری گولیک و اورویک بود.

تامپسون همچنین سیستم باز را در رابطه با سازمان ها تعریف کرد و گفت: سازمان پیچیده مجموعه ای از اجزای متقابل وابسته است که مجموعاً یک کل را تشکیل می دهند زیرا هر یک چیزی را به ارمغان می آورد و چیزی را از کل دریافت می کند که به نوبه خود با محیط بزرگتر وابسته است . بنابراین یک سیستم باز پویا، پر از شگفتی و همچنین عدم قطعیت است. سیستم‌ها از طریق یک فرآیند مستمر توسعه به تکامل خود ادامه می‌دهند و برای رسیدن به هموستاز یا حالت تعادل تلاش می‌کنند.

یک مطالعه موردی مهم توسط فیلیپ سلزنیک در دهه 1940 برای مطالعه رویکرد سیستم باز به تحلیل سازمانی انجام شد. او تحقیقات خود را در مورد سازمان نوظهور دره تنسی با عنوان TVA and Grass Roots (1949) انجام داد. او تحقیقات خود را بر جنبه‌های تمرکززدایی و مشارکت سازمان‌های محلی و دولتی موجود متمرکز کرد تا برنامه‌ریزی دموکراتیک را اجرا کند. در طول این مطالعه موردی بود که او یک سیستم باز را تعریف کرد که به عنوان رویکرد نهادی نیز شناخته می شود، که از فصل قبل در مورد آن می دانیم. از نظر سلزنیک، سازمان به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اهداف شناخته می شود، اما اعضای سازمان بیش از یک وسیله عمل می کنند. آنها از صمیم قلب با هر فرد مجهز به مهارت ها، تخصص، انگیزه ها و خواسته های مختلف شرکت می کنند. یک سازمان همچنین نیاز به تعامل با احزاب، گروه‌های ذینفع و سایر آژانس‌هایی دارد که بر سازمان ارتباط برقرار می‌کنند و بر سازمان تأثیر می‌گذارند. و یکدیگر.

از منظر مدیریتی، یک سازمان نمی‌تواند تنها یک رویکرد سختگیرانه را اتخاذ کند، یعنی سیستم باز یا بسته، باید موقعیت‌های خود را در مواقعی که نیاز باشد برای دستیابی به ثبات و اطمینان لازم برای انجام کارها و رسیدن به اهداف تغییر دهد.

بدون نظر

پاسخ دهید