حوزه حاکمیت شرکتی در یک رابطه همزیستی بین مدیریت و هیئت مدیره وجود دارد. صحبت از حاکمیت شرکتی بدون در نظر گرفتن نقش و وظایف هیئت مدیره و انتظارات از مدیریت غیرممکن است.. برای توضیح کامل این موضوع، توجه به این واقعیت مفید خواهد بود که تا زمانی که هیئت مدیره به عنوان مرجع نظارتی عمل نکند، حاکمیت شرکتی مؤثر قابل اعمال نیست. در همین راستا، تا زمانی که مدیریت انتظارات خود را از هیئت مدیره معین نکند، هیئت مدیره نمی تواند کار کند. از این رو، انتظارات از مدیریت باید از قبل بیان شود تا هیئت مدیره بدانند و بفهمند که قرار است چه کاری انجام دهند. این اغلب خود را به عنوان یک آیین نامه رفتاری مکتوب یا نانوشته نشان می دهد که هیئت مدیره باید از آن پیروی کند.

انتظارات از مدیریت می تواند اشکال مختلفی داشته باشد و می توان آنها را به نظارت بر اقدامات آنها، راهنمایی مدیران حرفه ای در مورد نحوه اداره شرکت و در نهایت، تقسیم مسئولیت و مسئولیت بین مدیریت و هیئت مدیره تقسیم کرد .

اگر هر یک از این موارد را به ترتیب در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که از هیئت مدیره انتظار می‌رود که نقش ناظر بر اعمال مدیریت را ایفا کند و هیئت مدیره باید در قبال اقدامات خود پاسخگو باشد. در ماه های اخیر، در فاجعه آتش سوزی AMR و رسوایی ساتیام، به طور گسترده تصور می شد که هیئت مدیره از وظایف نظارتی خود سرپیچی کرده است. در مرحله بعد، از هیئت مدیره انتظار می رود که مشاوره و راهنمایی های حرفه ای به مدیریت ارائه دهد و انتظارات مدیریت شامل توصیه های خردمندانه و به موقع از متخصصان هیئت مدیره در مورد نحوه اداره شرکت است.

نکته اینجاست که انتظارات از مدیریت این ابعاد را پوشش می دهد و رابطه هماهنگ بین هیئت مدیره و مدیریت تنها زمانی می تواند وجود داشته باشد که به این ابعاد توجه شود. علاوه بر این، مدیریت نمی تواند از مسئولیت خود شانه خالی کند و از این رو جدا از انتظارات خود از هیئت مدیره، رفتاری را نیز انجام می دهد که باعث ایجاد اطمینان در کارکنان و سایر ذینفعان شود. در سال‌های اخیر، در بین سرمایه‌گذاران و ذینفعان دل‌سوزی زیادی وجود داشته است که در آن هیئت‌های مدیره چندین شرکت به عنوان مهری برای مدیریت عمل می‌کنند. این روند باید اجتناب شود و تنها زمانی که هیئت مدیره به طور مستقل و به عنوان حافظ منافع سهامداران و ذینفعان عمل می کند می تواند حاکمیت شرکتی موثری داشته باشد.

در نهایت، انتظارات از مدیریت باید به صورت دوره‌ای مورد ارزیابی و جهت‌گیری مجدد قرار گیرد تا مدیریت و هیئت مدیره در یک نقطه باشند و کارکنان و ذینفعان را در کنار خود داشته باشند. نکته اصلی برای حاکمیت شرکتی موثر، تعادل سالم بین انتظارات از مدیریت و وظایف هیئت مدیره است. آنها باید بین نیازها و مسئولیت های یکدیگر تعادل برقرار کنند و در صورت تمایل به حاکمیت شرکتی معنادار، باید در کنار هم زندگی کنند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × چهار =