رهبری بزرگ در مورد شروع، تداوم، و انجام چشم انداز افراد است

رهبران ساخته شده اند و باید سه ویژگی کلیدی داشته باشند

این کلیشه که رهبران ساخته می شوند و به دنیا نمی آیند بیانگر این واقعیت است که رهبری و رهبری استثنایی می تواند در دسترس هر کسی باشد، مشروط بر اینکه اقدامات لازم برای رهبری مؤثر را به درستی انجام دهند. برای شروع، رهبران به یک چشم انداز نیاز دارند که سپس می توانند از آن برای الهام بخشیدن به پیروان و کارمندان خود استفاده کنند. البته، بسیاری از کسانی هستند که بر این باورند که رهبری رویایی به دلیل توانایی‌های منحصربه‌فردشان در انحصار افراد خاص است. با این حال، ادعای ما این است که هر کسی که سخت کار می‌کند، به جزئیات توجه می‌کند و هم تفکر تصویری کلان را با هم ترکیب می‌کند، می‌تواند به واقعیت تبدیل شود. ما بر این باوریم که برای به فعلیت رساندن رهبری استثنایی، لازم نیست محصول مدارس تجاری یا کالج های مهندسی پیشرو باشد. برعکس، رهبری را می توان از طریق آغاز چشم انداز به فعلیت رساند. تداوم حرکت و اجرای آن. به عبارت دیگر داشتن بینایی کافی نیست و سخت کوش بودن نیز در انزوا کافی نیست. در عین حال، اگر اجرای مهره ها و پیچ ها دقیق نباشد، داشتن فوکوس تصویر بزرگ کافی نیست. این بدان معناست که یک رهبر موفق باید تمام این ویژگی ها و همچنین توانایی تشخیص روندها را در زمان ظهور داشته باشد یا به عبارت دیگر، توانایی رهبری از آینده را در زمان ظهور داشته باشد.

نمونه هایی از موفقیت ها و شکست ها از دنیای شرکت ها

مثال‌های زیادی از رهبرانی وجود دارد که چشم‌انداز داشتند اما ویژگی‌های دیگر را نداشتند. به طور مشابه، دیگران در اجرا خوب بودند اما فاقد بینش و توانایی تشخیص روند بودند. لی یاکوکا افسانه‌ای که در فورد موتورز و سپس کرایسلر خدمت کرد، رهبری بود که تمام ویژگی‌ها را داشت. در زمان‌های اخیر، استیو جابز یکی از رهبرانی بود که همه این‌ها و به‌طور اساسی توانایی پیش‌بینی آینده را داشت. در آسیا، بنیانگذاران Infosys نمونه‌هایی از رهبرانی هستند که چشم‌انداز خود را به فعلیت رساندند، تصویر بزرگ و همچنین مهارت‌های پیاده‌سازی را داشتند و به جزئیات توجه داشتند. به طور مشابه، راتان تاتا یکی از رهبران است که همه این ویژگی‌ها را ترکیب کرد تا مجموعه‌ای را که مسیر خود را از دست می‌داد و دوباره رقابتی می‌کرد، برگرداند. البته، همچنین شکست‌هایی مانند کارلی فیونا از هیولت پاکارد وجود دارد که نتوانست شرکت را متحول کند و در ماه‌های اخیر، استیو بالمر که نتوانست از رونق اینترنت برای هدایت مایکروسافت به سمت رهبری در بازار تبلت‌ها و گوشی‌های هوشمند استفاده کند. در هر دو مورد، عنصر گمشده اجرا و اجرا بود. در مورد بالمر، تعجب آور است که او نتوانست دیدگاه خود و بیل گیتس را دنبال کند، زیرا او اساساً یک رهبر بزرگ بود که به اوج رسید. در مورد کارلی فیونا، شکست عمدتاً ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ و اجرای تغییر بود. البته، برای انصاف با او، باید گفت که هنگام تلاش برای تغییر، هیئت مدیره و بخش های کلیدی کارمندان به طور کامل همراه او نبودند. استیو بالمر که نتوانست از رونق اینترنت برای هدایت مایکروسافت به سمت رهبری در بازار تبلت و گوشی های هوشمند استفاده کند. در هر دو مورد، عنصر گمشده اجرا و اجرا بود. در مورد بالمر، تعجب آور است که او نتوانست دیدگاه خود و بیل گیتس را دنبال کند، زیرا او اساساً یک رهبر بزرگ بود که به اوج رسید. در مورد کارلی فیونا، شکست عمدتاً ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ و اجرای تغییر بود. البته، برای انصاف با او، باید گفت که هنگام تلاش برای تغییر، هیئت مدیره و بخش های کلیدی کارمندان به طور کامل همراه او نبودند. استیو بالمر که نتوانست از رونق اینترنت برای هدایت مایکروسافت به سمت رهبری در بازار تبلت و گوشی های هوشمند استفاده کند. در هر دو مورد، عنصر گمشده اجرا و اجرا بود. در مورد بالمر، تعجب آور است که او نتوانست دیدگاه خود و بیل گیتس را دنبال کند، زیرا او اساساً یک رهبر بزرگ بود که به اوج رسید. در مورد کارلی فیونا، شکست عمدتاً ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ و اجرای تغییر بود. البته، برای انصاف با او، باید گفت که هنگام تلاش برای تغییر، هیئت مدیره و بخش های کلیدی کارمندان به طور کامل همراه او نبودند. جای تعجب است که او نتوانست دیدگاه خود و بیل گیتس را دنبال کند، زیرا او اساساً یک رهبر بزرگ بود که به اوج رسید. در مورد کارلی فیونا، شکست عمدتاً ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ و اجرای تغییر بود. البته، برای انصاف با او، باید گفت که هنگام تلاش برای تغییر، هیئت مدیره و بخش های کلیدی کارمندان به طور کامل همراه او نبودند. جای تعجب است که او نتوانست دیدگاه خود و بیل گیتس را دنبال کند، زیرا او اساساً یک رهبر بزرگ بود که به اوج رسید. در مورد کارلی فیونا، شکست عمدتاً ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ و اجرای تغییر بود. البته، برای انصاف با او، باید گفت که هنگام تلاش برای تغییر، هیئت مدیره و بخش های کلیدی کارمندان به طور کامل همراه او نبودند.

نمونه هایی از موفقیت و شکست در دنیای سیاسی

جدای از این رهبران، نمونه لی کوان یو در حوزه اداری قابل توجه است. Yew که یکی از بنیانگذاران سنگاپور بود، دولت شهر را از یک آب‌نشین پر از جنایات و اعتیاد به یک کلان‌شهر پررونق تبدیل کرد که بالاترین تولید ناخالص داخلی سرانه را در جهان دارد. در مورد یو، او بینش، نظم، تمرکز و توجه به جزئیات همراه با تفکر کلی را داشت که به او کمک کرد سنگاپور را به آنچه اکنون هست تبدیل کند. از سوی دیگر، وزیر دفاع سابق ایالات متحده، دونالد رامسفلد، شکست خورد، زیرا نتوانست دیدگاه خود را که اکنون ثابت شده است یک تغییر دهنده بازی است، دنبال و اجرا کند. این دو رهبر متضاد درس‌هایی را به ما ارائه می‌دهند که چگونه هر سه موضوعی که تمرکز این مقاله هستند باید برای رهبری استثنایی در تعادل باشند.

بدون نظر

پاسخ دهید