توسعه سازمان چیست؟

سازمانی که افراد را با پیشینه‌های مختلف، علایق و تخصص‌های مختلف در یک پلتفرم مشترک گرد هم می‌آورد تا به عنوان یک واحد واحد کار کنند و به اهداف از پیش تعریف‌شده خاصی دست یابند، سازمان نامیده می‌شود.

یک سازمان باید برای بقای خود پول دربیاورد. برای کارکنان ضروری است که سطح خود را به بهترین شکل ارائه دهند و در نهایت بهره وری سازمان را افزایش دهند.

توسعه سازمان چیست؟

توسعه سازمان به روش ها و رویه های مختلف برای افزایش بهره وری و اثربخشی یک سازمان اشاره دارد.

توسعه سازمان شامل تکنیک‌های مختلفی است که به کارکنان و سازمان کمک می‌کند تا با شرایط متغیر به روشی بهتر سازگار شوند.

چرا توسعه سازمان؟

  • مفهوم توسعه سازمان، سازمان را قادر می سازد تا به اهداف خود دست یابد و با سرعت بسیار بیشتری به اهداف دست یابد.
  • کارکنان در نتیجه توسعه سازمانی به تغییرات فرهنگ کاری بهتر پاسخ می دهند.
  • توسعه سازمان به کارکنان کمک می کند تا بر شغل خود تمرکز کنند و به بهترین شکل ممکن مشارکت کنند.
  • مدیریت می تواند در نتیجه توسعه سازمان به شیوه ای بهتر با کارکنان اداره کند.

اعتقاد بر این است که کورت لوین پدر توسعه سازمان است.

چه زمانی سازمان برای توسعه آماده است؟

 

  1. گام اول – ناراضی بودن از سناریوی فعلی: کارکنان از سناریوی فعلی راضی نیستند و نیاز به تغییر در فرآیندهای سازمان را احساس می کنند. 

     

  2. مرحله دوم – پیشنهاد تغییرات: در مرحله دوم، کارمندان در میان خود گزینه های مختلفی را مورد بحث قرار می دهند که به سازمان کمک می کند در آینده نزدیک بهتر عمل کند. 

     

  3. مرحله سوم – بکارگیری فرآیندها: سیاست ها و رویه های مختلفی برای کمک به سازمان در واکنش موثرتر به تغییرات بیرونی و همچنین داخلی اعمال می شود. 

درک سازمان

یک مدل شش مرحله ای برای درک سازمان توسط Weisbord پیشنهاد شد

اهداف و مقاصد سازمان باید به وضوح تعریف شود . کارکنان باید از وظایف و وظایف خود در سازمان آگاه باشند. افراد باید بدانند که در محل کار از آنها چه انتظاری می رود.

تقسیم کار بین افراد بر اساس علایق، تخصص، تجربه و صلاحیت تحصیلی ضروری است. از عدم تطابق شغلی باید اجتناب شود زیرا منجر به بی انگیزگی کارکنان می شود. اجازه دهید افراد تصمیم بگیرند که چه کاری می توانند انجام دهند.

کارمندان باید یک رابطه صمیمانه با یکدیگر به اشتراک بگذارند . درگیری ها و سوء تفاهم های غیرضروری منجر به ایجاد یک فضای منفی در محل کار می شود. برای نتایج بهتر باید بین بخش های مختلف هماهنگی وجود داشته باشد. شفافیت در همه سطوح ضروری است. افراد باید قبل از رسیدن به نتیجه نهایی در مورد مسائل بین خود بحث کنند. ادارات باید در کار خود از یکدیگر حمایت کنند.

قدردانی از کسانی که عملکرد خوبی دارند مهم است. کسانی که خوب کار می کنند باید در مقابل همه مورد تحسین قرار گیرند تا به آنها انگیزه داده شود و هر بار همین انتظار را از آنها داشته باشیم. مدیریت باید باعث شود افراد غیر مجری به اشتباهات خود پی ببرند و از آنها بخواهند جوراب خود را بالا بکشند. آنها نباید مورد انتقاد قرار گیرند، بلکه باید با صبر و دقت برخورد کرد. به آنها فرصت بدهید، اما باز هم اگر آنها به بهترین شکل عمل نکردند، آنها را مجازات کنید.

رهبران باید بیشتر شبیه مربیان باشند و باید حس جهت را به کارمندان ارائه دهند . آنها باید کارمندان را به هم پیوند دهند و بهترین ها را از آنها استخراج کنند. مافوق باید منبع الهام برای زیردستان باشد.

برنامه های آموزشی برای ارتقای مهارت های کارکنان و کمک به آنها برای رویارویی با چالش ها و تغییرات در سازمان با نهایت عزم راسخ ترویج کنید. منابع خود را به خوبی برنامه ریزی کنید .

بدون نظر

پاسخ دهید