در مورد دوگانگی سیاست و اداره خوانده ایم. متعاقباً، ما همچنین می خوانیم که چگونه نویسندگان بعدی و کارشناسان موضوع با دوگانگی قبلی مخالفت کردند و اصرار داشتند که سیاست و اداره را نمی توان جدا از هم نگریست. در این بخش سعی کنید رابطه بین سیاست و اداره را درک کنیم.

به گفته جیمز فایفنر، دانشمند علوم سیاسی، سیاست و اداره آنقدر به هم گره خورده اند که ترسیم خط پایان و شروع دیگری دشوار می شود . سیاست مطالعه قدرت است که آخرین تعریف این واژه است. از نظر ریموند آرون، سیاست مطالعه روابط اقتدار بین فرد و گروه ها و قدرت سلسله مراتبی است که خود را در درون همه جوامع متعدد و پیچیده مستقر می کند. بر اساس این تعریف، از آنجایی که قدرت به نوعی در همه جا حاضر است، می توان فرض کرد که در امور مدیریت دولتی نیز حرف مهمی دارد.

یکی دیگر از چهره های مهم در این زمینه، دوایت والدو، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی و از چهره های برجسته در حوزه مدیریت عمومی مدرن بود. وی در کتاب خود: دولت اداری: مطالعه نظریه سیاسی مدیریت دولتی آمریکا، پدیده جالبی را در مورد تحولات اصلاحات در خدمات مدنی در ایالات متحده توضیح می دهد. دغدغه اصلی اصلاح طلبان اولیه خدمات ملکی کارایی بیشتر اداری نبود، بلکه پاکسازی و ترویج دموکراسی بود. موضوع اصلی افزایش کارایی نبود بلکه حفظ و ایجاد اخلاق بود.

هیچ بحثی در مورد این واقعیت وجود ندارد که مدیریت دولتی به عنوان یک رشته علوم سیاسی ظهور کرده است، اولی با خروجی ماشین آلات دولتی و دومی با ورودی سروکار دارد. همچنین می‌توان چنین عنوان کرد که علوم سیاسی چارچوبی را فراهم می‌کند که در آن مدیریت دولتی عمل می‌کند. از منظر آکادمیک، هر دو این موضوعات در تعدادی از زمینه های مطالعاتی مشترک مانند قانون اساسی، قانون اداری، قوانین تفویضی، بودجه دولتی و دولت های محلی و بسیاری موارد دیگر مشترک هستند. بنابراین، درک جامع از هر دو موضوع متقابلاً شامل یکدیگر است، برای یادگیری یکی، دیگری نیز باید تسلط یابد.

یکی دیگر از رشته های مهم دانشگاهی که مدیریت دولتی به شدت از آن وام گرفته و عمیقاً تحت تأثیر آن است، جامعه شناسی است. این شاخه ای از مطالعه است که به نظم اجتماعی، تغییر، طبقه، تضاد، مشکلات، انجمن ها و نهادها می پردازد. به گفته مارشال ادوارد دیموک، اداره در یک محیط اجتماعی صورت می گیرد و این جامعه است که الگوی اداره را تعیین می کند. او ادامه می دهد و اضافه می کند که از طریق یک رهبری اداری می توان خود جامعه را برای همیشه تغییر داد. او می گوید که شغل یک مدیر دولتی صرفاً مدیریت نیست، بلکه کار یک مهندس اجتماعی است که می تواند تغییرات مطلوبی را در جامعه ایجاد کند.

در دوران معاصر، فعالیت‌های مختلفی که جامعه بر آن‌ها حکومت می‌کرد و خود را اداره می‌کرد، مانند رفاه جامعه، بهداشت، امنیت و غیره توسط دولت و ادارات مدیریت عمومی بر عهده گرفته شده است. کنترل اجتماعی جای خود را به کنترل های اداری داده است و از این رو منطقی است که مدیران دولتی با اهداف اجتماعی همگام باشند.

ما دائماً به موضوعات متنوعی برای درک بهتر مدیریت دولتی مراجعه کرده‌ایم. خواننده اکنون در موقعیتی قرار دارد که ارتباط، اهمیت و گستردگی این موضوع را که تعاملی فوری و مستقیم با ما در زندگی روزمره دارد، درک کند.

بدون نظر

پاسخ دهید