نظریه های روابط بین فردی

رابطه بین فردی به ارتباط قوی بین افراد با سلیقه، آرزوها و علایق مشابه در زندگی اشاره دارد. برای افراد ضروری است که یک رابطه سالم را با یکدیگر به اشتراک بگذارند نه تنها برای ارائه سریعتر نتایج، بلکه برای ایجاد یک فضای مثبت در محل کار.

اجازه دهید نظریه های توسعه روابط بین فردی را با جزئیات مرور کنیم:

نظریه تبادل اجتماعی

نظریه تبادل اجتماعی توسط جورج کاسپر هومنز در سال 1958 ارائه شد.

بر اساس نظریه تبادل اجتماعی، «دادن و گرفتن» اساس تقریباً همه روابط را تشکیل می دهد، اگرچه نسبت آنها ممکن است بر اساس شدت رابطه متفاوت باشد.

در یک رابطه، هر فردی از شریک زندگی خود انتظاراتی دارد. رابطه بدون توقع بی معنی است.

بر اساس تئوری تبادل اجتماعی، احساسات و عواطف باید برای یک رابطه موفق و طولانی مدت متقابل باشد .

روابط هرگز نمی توانند یک طرفه باشند. یک فرد زمان و انرژی خود را صرف روابط زمانی می کند که چیزی از آن بدست آورد.

روابطی وجود دارد که فرد کمتر از آنچه می دهد دریافت می کند. این منجر به موقعیت هایی می شود که فرد شروع به مقایسه رابطه خود با دیگران می کند.

گاهی اوقات مقایسه می تواند واقعاً خطرناک باشد زیرا افراد را از به کارگیری بهترین ها در روابط باز می دارد. همیشه فکر نکنید که با شخص دیگری رابطه بهتری خواهید داشت. شریک زندگی خود را درک کنید و تا جایی که می توانید برای او انجام دهید. همیشه از طرف مقابل انتظار نداشته باشید کارها را اول انجام دهد. خودتان پیشقدم شوید و برای شریک زندگی خود ارزش قائل شوید.

نظریه کاهش عدم قطعیت

هر دو چارلز آر. برگر و ریچارد جی. کالابرز نظریه کاهش عدم قطعیت را برای توضیح رابطه بین افرادی که زیاد یکدیگر را نمی شناسند یا کاملاً غریبه هستند، پیشنهاد کردند.

بر اساس تئوری کاهش عدم قطعیت، دو فرد ناشناس برای اولین بار که با هم ملاقات می کنند، مراحل مختلفی را طی می کنند تا سطح عدم قطعیت بین آنها کاهش یابد و به یکدیگر نزدیک شوند . غریبه ها باید به خوبی ارتباط برقرار کنند تا یکدیگر را بهتر بشناسند و سطح سازگاری آنها را دریابند.

در ادامه مراحلی را که افراد برای کاهش سطح عدم اطمینان در روابط طی می‌کنند آورده شده است.

  1. مرحله ورود

    مرحله ورود با دو نفر مشخص می شود که سعی می کنند یکدیگر را بهتر بشناسند .

    هر یک سعی می کند سوابق شخص دیگر، اعضای خانواده، مدرک تحصیلی، علایق، سرگرمی ها و غیره را بیابد.

    هر کدام برای تقویت پیوند و رساندن رابطه به سطح بعدی، علایق و ناخوشایند خود را آشکار می کند.

  2. صحنه شخصی

    در مرحله دوم یا مرحله شخصی، افراد سعی می کنند بیشتر در مورد نگرش و اعتقادات شریک زندگی خود بدانند .

    افراد سعی می کنند در کل درباره اخلاق، ارزش ها، رفتار و ماهیت طرف مقابل بیشتر بدانند. افرادی که دیگر غریبه نیستند در مرحله شخصی بیشتر درباره ویژگی های شخصیتی یکدیگر می آموزند.

  3. مرحله خروج

    مرحله شخصی سرنوشت رابطه را تعیین می کند. افرادی که در شرکت یکدیگر راحت هستند تصمیم می گیرند که وارد تعهدات بلندمدت شوند، یعنی یا به طور رسمی ازدواج کنند یا برای همیشه با هم بمانند.

    همه روابط به ازدواج شکوفا نمی شوند. افرادی که در درک و سازگاری با یکدیگر شکست می خورند تصمیم می گیرند که برای آینده ای بهتر به رابطه خود پایان دهند.

    مرحله خروج با افرادی مشخص می شود که در جستجوی یک شریک سازگارتر از روابط خارج می شوند .

بدون نظر

پاسخ دهید