زمان بازنویسی اصول و قوانین بازاریابی فرا رسیده است. در عین حال، به هر مدیر مدیریت و بازاریابی کمک می کند تا هر ماه چند ساعت را صرف به روز رسانی دانش و آگاهی خود از اتفاقات بازار، مطالعه داستان های مختلف موفقیت، درک روندهای جدید و پویایی بازار کند. یکی از عوامل کلیدی که می‌تواند عامل شکست یک برند و کسب‌وکاری باشد که در گذشته موفق بوده است، می‌تواند به این واقعیت مربوط باشد که هم مدیران مدیریت و هم مدیران بازاریابی، بدون اینکه متوجه باشند، مشغول تعقیب اعداد فروش و نتایج نهایی بوده‌اند. که آنها باید به طور مستمر برای ایجاد ارزش پیشنهادی برای مشتریان خود سرمایه گذاری کنند و در ارائه محصول خود نوآوری کنند.

مطالعه بازیگران بازارهای مختلف از جمله مد، خرده‌فروشی، تدارکات و همچنین الکترونیک و خودرو و غیره در چند دهه گذشته می‌تواند به ما سرنخی برای درک همه چیز در مورد آنچه که یک برند را موفق می‌کند و سازمان را به یک رهبر تبدیل می‌کند، بدهد . فدکس و DHL را در نظر بگیرید. آنها در ارائه راه حل یک توقف و خدمات سریع و بدون دردسر به مشتریان سرآمد بوده اند. برای دستیابی به این هدف، آنها سرمایه گذاری زیادی در زیرساخت ها، فناوری و همچنین افزایش اثر پای خود در سراسر جهان انجام داده اند. علاوه بر این، آنها همچنین شایستگی اصلی را در زمینه عملیات خود مانند انبارداری و توزیع با به دست آوردن سایر سازمان ها با تخصص مورد نیاز ایجاد کرده اند.

موارد Home Depot، Wal-Mart و IKEA و غیره را در نظر بگیرید. آنها به طور مداوم راه‌هایی را برای ایجاد کسب‌وکار خود بر اساس یک مدل خاص جستجو کرده‌اند. وال مارت با ارائه قیمت‌های پایین و حجم بالاتر، رهبری ایجاد کرده است. با حفظ این ارزش اولیه، آنها به سرمایه گذاری در فناوری ادامه می دهند، فرآیندهای تجاری ایجاد می کنند که راحتی بیشتری را برای مشتریان به ارمغان می آورد و همچنین با فروشندگان خود برای کشف راه هایی برای کاهش موجودی و همچنین هزینه ها کار می کنند. Home Depot از پایگاه داده خود برای درک بهتر مشتری و استفاده از اطلاعات برای افزایش ارزش به مشتریان خود و همچنین ایجاد ارتباط با مشتری استفاده می کند. غیرمعمول نیست که مشتریانی که در اطراف منطقه Home Depot زندگی می کنند، یک تماس پیگیری از نماینده فروش دریافت می کنند و تجربه مشتری از آخرین خرید خود را بررسی می کنند و پیشنهاد می کنند برای نصب، تبادل یا خارج شدن از راه برای درک مشتری فردی کمک کنند. نیاز چنین سفارشی سازی ارائه خدمات به ایجاد وفاداری قوی مشتری کمک می کند.

به بازار دوربین نگاه کنید. کداک و کانن که در دوربین‌ها و فیلم‌ها پیشتاز برند بودند، در برابر رقابت شدید فوجی و سایرین که به طور مداوم محصول خود را بهبود می‌بخشند و همیشه ویژگی‌ها و ابزارهای جدید را معرفی می‌کنند، شکست می‌خورند.

یکی از جالب ترین مطالعات موردی مربوط به عرضه بنزین است. زمانی که جهان به دلیل جنگ خاورمیانه با افزایش بی‌سابقه قیمت نفت خام مواجه شد، همه شرکت‌ها مجبور به افزایش قیمت به مصرف‌کنندگان شدند. با این حال، یک شرکت آمریکایی تصمیم گرفت که ده سنت برای هر گالن کمتر از بقیه برندهای موجود در بازار دریافت کند و یک پایگاه مشتری بسیار وفادار ایجاد کرد. پیام به مصرف کنندگان بسیار واضح بود که به دنبال فرصتی برای کسب درآمد نیست، بلکه فلسفه ای که انجام می دهد مراقبت از مشتری و ارائه ارزش بیشتر به مشتریان است.

به طور مشابه، مطالعه خطوط هوایی، زنجیره‌های فست فود مانند مک دونالد، پیزاهوت و همچنین بانک‌ها به ما درس‌های ارزشمندی می‌دهد تا بفهمیم چگونه می‌توانیم برای ارائه ارزش برتر در ترکیب بازاریابی انتخابی خود در راستای افزایش انتظارات مشتریان تلاش کنیم.

اگر وضعیت مالی چنین شرکت هایی را مشاهده کنید، خواهید دید که آنها مبالغ هنگفتی را در نوآوری محصول و همچنین در ارائه خدمات با ارزش اضافی به مشتریان خود با استفاده از فناوری و همچنین ایجاد فرآیندهای تجاری که خدمات برتر را ممکن می کند، سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاری ها نتایج بلندمدتی را به همراه دارد. این شرکت ها بر فروش و اعداد فعلی تمرکز نمی کنند. در عوض آنها به دنبال ایجاد وفاداری مشتری در دراز مدت هستند و عملکرد مالی آنها روز به روز قوی تر می شود.

از مطالب بالا چند نکته مهم را یاد می گیریم. اول و مهمتر از همه، آشکار می شود که سازمان باید فرهنگ تلاش برای ایجاد ارزش برتر برای محصولات و خدمات خود را تسخیر کند. ثانیاً سازمان ها باید بر درک آنچه که هر نوع مشتری از نظر ارزش می خواهد یا انتظار دارد متمرکز شود. سپس، آنها باید تلاش کنند تا تمرکز ارزش خود را محدود کنند و به طور مستمر برای بهبود ارزش پیشنهادی در بخش انتخاب شده تلاش کنند.

تلاش برای ارائه ارزش پیشنهادی برتر به مشتریان تمرین یکباره نیست. مهم است که به یاد داشته باشید که انتظارات مشتری دائماً در حال تغییر است و سازمان را ملزم به حفظ نوآوری در هر زمان می کند تا از انتظارات مشتری جلوتر باشد و از آن فراتر رود و در نتیجه رهبری محصول را در بازار حفظ کند.

بدون نظر

پاسخ دهید

شانزده − هفت =