ارتباطات به موجودات زنده (انسان، حیوانات، حتی پرندگان) کمک می کند تا احساسات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. به اشتراک گذاری اطلاعات از طریق ارتباط موثر صورت می گیرد.

ارتباطات نقش مهمی در رشد کارکنان دارد. ارتباط از طریق گفتار، سیگنال ها، نوشتن و غیره به تبادل ایده ها، افکار و اطلاعات کمک می کند . اگر اجازه نداشته باشید احساسات خود را به خانواده، دوستانتان و در واقع تمام دنیا بیان کنید، چه احساسی خواهید داشت؟ شما احساس بی انگیزگی می کنید، نادیده گرفته شده اید و به زودی احساس ناامیدی ایجاد می شود. همین اتفاق در مورد کارمندان نیز می افتد. همه موافق هستند که یک کارمند در واقع حداکثر بخشی از روز خود را سپری می کند و سخت تلاش می کند تا اهداف و مقاصد سازمان را محقق کند. هیچ سازمانی حقوق رایگان نمی دهد.

اگر کارمندانی که دل و جان خود را به یک سازمان می سپارند، آزادی بیان و بیان افکار خود را نداشته باشند، چه اتفاقی می افتد؟ به من اعتماد کنید نارضایتی در همه جا وجود خواهد داشت، هیچ کس صادقانه برای سازمان کار نمی کند. در درازمدت بر عملکرد آن تأثیر می گذارد.

کارمندان باید حق داشته باشند که نظرات خود را در مقابل دیگران بیان کنند، اگر واقعاً می خواهید آنها به طور حرفه ای پیشرفت کنند. اگر کارمندان چاره ای جز پذیرش هر چیزی که به آنها تحمیل می شود نداشته باشند، هیچ مقدار آموزش یا فعالیت های توسعه کارکنان کمکی نمی کند. بگذار حرف بزنند آنها در واقع ایده های بهتری در مورد اینکه چه مهارت ها و فعالیت هایی به آنها کمک می کند تا عملکرد بهتری داشته باشند، ارائه می دهند.

تشویق ارتباط سالم بین کارکنان. یک فرد باید آگاه باشد که همکارانش چه کار می کنند. بگذارید با همکارش صحبت کند. به او اجازه دهید همه مهارت‌هایی را که همکارش می‌داند و هنوز باید یاد بگیرد، بیابد. یک کارمند در حین کار، آموخته های جدیدی کسب می کند. کارکنان باید برای کار گروهی انگیزه داشته باشند.

به یاد داشته باشید که نقش یک مدیر فقط این نیست که در کابین های بسته بنشیند، بر سر کارمندان فریاد بزند و فقط از طریق ایمیل با آنها ارتباط برقرار کند. ایمیل ها وسیله ارتباطی مهمی هستند، اما هیچ چیز نمی تواند از ارتباطات کلامی یا چهره به چهره برتری بگیرد. مدیران باید دو یا سه بار با تیم خود بنشینند تا کار خود را بررسی کنند، بازخوردها را به اشتراک بگذارند و هر زمان که لازم باشد به شکایات خود رسیدگی کنند.

یک کارمند باید این آزادی را داشته باشد که در صورت سؤال به کابین مدیر خود برود. اگر به کارمند خود اجازه ندهید صحبت کند، چگونه متوجه می شوید که در کدام زمینه ها کمبود دارد و چه نوع آموزش به او کمک می کند؟ در کنار تیم خود باشید. به کارمندان خود چیزی را تحمیل نکنید. اجازه دهید آنها مشکلات خود را بیان کنند تا شما راه حل ها را پیشنهاد دهید.

مفاهیم جلسات صبحگاهی را معرفی کنید. جلسات را می توان از نظر بخش، شعبه و غیره انجام داد. هر یک از کارکنان شرکت کننده در جلسه باید آزادی بیان نظرات خود را داشته باشند. به عقاید دیگران احترام بگذارید یک کارمند باید آزادی بیان افکار خود و به اشتراک گذاشتن اطلاعات را صرف نظر از تعیین یا سطح او در سلسله مراتب داشته باشد.

برخی از افراد هستند که به راحتی در مقابل دیگران باز نمی شوند. یک دراپ باکس در قسمت پذیرش نصب کنید و از کارمندان بخواهید که بازخوردها، نظرات یا هر سؤال دیگری را روی یک کاغذ بنویسند و آن را در دراپ باکس قرار دهند . از آنها نخواهید نام خود را بنویسند، اما بله مطمئن شوید که دپارتمان ها یا مناطق عملکردی خود را ذکر می کنند. این حداقل به شما کمک می کند تا بفهمید که چه برنامه ها یا جلسات آموزشی جدیدی را باید در سازمان معرفی کنید.

پس از هر برنامه آموزشی، بازخورد کارمندان را دریافت کنید. بازخوردها باید به دقت بررسی و اجرا شوند. سعی کنید آموزش های خود را در آینده موثرتر کنید.

ارتباط دو طرفه باعث می شود کارمند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد و فرد شروع به باور به سازمان کند.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 20 =