چگونه هوش عاطفی و معنوی می تواند به مدیران کمک کند تا موفق شوند؟

مدیر باهوش عاطفی

مدیر باهوش عاطفی کسی است که سکان درونی دارد، رضایت را به تعویق می اندازد و نسبت به همکارانش همدل است.. یک مدیر باهوش عاطفی، محیط کاری ایجاد می کند که به همان اندازه که با همکاری بیشتر و حساسیت بیشتر نسبت به یکدیگر است، توسط عملکرد هدایت می شود. به عبارت دیگر، یک مدیر باهوش عاطفی محیط کاری ایجاد می کند که عاری از کینه و تعصب است و در عین حال با عملکرد بالا که از توانایی تمرکز بر نتایج ناشی می شود و در عین حال تحت تأثیر درگیری های کوچک قرار نمی گیرد، مشخص می شود. نکته اینجاست که مدیر باهوش عاطفی کارمندان خود را بر اساس نیازهای آنها به انگیزه درونی و بیرونی مدیریت می کند، جدا از اینکه آنها را با هدف قرار دادن نیاز خود برای خودشکوفایی به پتانسیل واقعی خود پی می برد. این بدان معنی است که یک مدیر باهوش عاطفی عملکرد را از طریق همدلی، آگاهی، تضمین می کند.

مدیر آگاه معنوی

ویژگی های مدیران باهوش عاطفی را مورد بحث قرار داده ایم. با ادامه همین مسیر، مدیر باهوش معنوی عملکرد را از طریق درک، حمایت و هدف قرار دادن نقاط قوت ذاتی کارکنان به دست می آورد.. در حالی که یک مدیر باهوش عاطفی می تواند از طریق همدلی و آگاهی از نیازهای کارکنان عملکرد بالایی به دست آورد، مدیر باهوش معنوی می تواند از طریق این فرض که هر فردی دارای استعدادهایی است که می تواند خود را از طریق پرورش و راهنمایی نشان دهد، عملکرد بالایی کسب کند. نکته اینجاست که در بسیاری از سازمان‌ها، محیط کار با رقابت شدید مشخص می‌شود و صرفاً با سود هدایت می‌شود. با این حال، هوش هیجانی و معنوی نیز می تواند منجر به سود بیشتر شود، زیرا با هدف قرار دادن پتانسیل نهفته کارکنان، می توان آنها را به بهترین عملکرد خود رساند. به عبارت دیگر، اندیشه مدیریت معاصر در نهایت به این واقعیت پی می‌برد که مدیران باهوش عاطفی و معنوی برای سازمان‌ها یک موهبت و دارایی محسوب می‌شوند، زیرا آن‌ها می‌توانند بهترین بهره را از افراد به‌گونه‌ای ببرند که منجر به ایجاد محیط کاری رضایت‌بخش برای کارکنان شود. علاوه بر این، هوش عاطفی و معنوی در این دوران پرتلاطم که وسواس در مورد سود به تنهایی ما را در موقعیتی قرار داده است که ارزش‌های انسان‌گرایانه به دنبال پول و طمع رها شده‌اند، بسیار مورد نیاز است.

نیاز به ضریب عاطفی یا EQ و ضریب معنوی یا SQ

جنبه کلیدی در مورد EQ یا Emotional Quotient و SQ یا Spiritual Quotient این است که این اصطلاحات به این معنی است که سازمان ها برای اینکه از چالش های قرن بیست و یکم جان سالم به در ببرند باید از رقابت به همکاری و از همدردی به همدلی حرکت کنند. با توجه به این واقعیت که جهان در حال حاضر به این ویژگی ها بیشتر از دنبال کردن سود به تنهایی نیاز دارد، این مورد این است که اگر بخواهیم در زمان حال زنده بمانیم، EQ و SQ بسیار مورد نیاز هستند. علاوه بر این، تغییر زمان می‌برد و باید با پرورش و صبر همراه باشد، بنابراین، SQ و EQ برای گونه‌های ما به شدت مورد نیاز هستند تا جهش تکاملی بعدی را انجام دهند. نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که اگر از طریق آگاهی، درک، حمایت، همدلی و همکاری به سطح بعدی تکامل خود نرویم، احتمالاً این شانس را در تکامل جمعی خود از دست خواهیم داد. به علاوه،

نتایجی که اظهار شده

در نهایت، در حالی که ما طرفدار کنار گذاشتن نیاز به سود نیستیم و می گوییم که باید مدینه فاضله وجود داشته باشد، می خواهیم بگوییم که مگر اینکه محیط کار به چیزی نزدیکتر به انسانیت تبدیل شود و بیشتر به سمت به فعلیت رساندن پتانسیل فرد باشد، احتمالاً به سمت مسیر حرکت می کنیم. همان راهی که ما را به تباهی می کشاند.

بدون نظر

پاسخ دهید