رهبران واقعی یک چشم انداز دارند، یعنی پتانسیل این را دارند که حال را همانطور که هست ببینند و آینده ای را اختراع کنند که از زمان حال به اوج می رسد. یک رهبر با چشم انداز می تواند آینده را پیش بینی کند و می تواند در حال باقی بماند. چشم انداز هدفی است که رهبر می تواند انرژی و منابع خود را به سوی آن خرج و هدایت کند. رهبران رویا و مسیری را به اشتراک می گذارند که کارکنان می خواهند به اشتراک بگذارند و دنبال کنند. چشم انداز رهبری به بیانیه مأموریت مکتوب سازمانی و بیانیه چشم انداز محدود نمی شود. در اعمال، باورها و ارزش های رهبران سازمانی به خوبی نشان داده شده است.

“اگر بینایی وجود نداشته باشد، مردم نمی توانند زنده بمانند.” این هم در تجارت و هم در زندگی قابل اجرا است. رهبرانی که فاقد بینش هستند نمی توانند در زندگی موفق شوند و استاندارد و یکنواخت کار می کنند. چشم انداز برای رهبران خیال پردازی نیست. بلکه حقیقتی است که هنوز به مرحله عمل نرسیده است. برای دستیابی به چشم انداز، یک رهبر باید تلاش مضاعفی را به کار گیرد و برای تحقق چشم انداز، اعتماد به نفس و از خود گذشتگی قوی داشته باشد. چشم انداز به عنوان یک نیروی درونی عمل می کند که رهبر را به عمل سوق می دهد. این یک هدف را برای رهبر فراهم می کند. وجود مداوم یک چشم انداز، یک رهبر را با وجود سختی ها و موانع مختلف، مترقی می کند. چشم انداز پیوندی است که افراد را در یک تیم با یک هدف متقابل متحد می کند.

به رسمیت شناختن چشم انداز یک رهبر توسط کارکنان سازمان بسیار ضروری است زیرا باعث می شود کارکنان به خوبی از آنچه سازمان در تلاش برای دستیابی است آگاه شوند. ویژن این قدرت را دارد که کارمندان را از زندگی کاری یکنواخت خارج کند و آنها را در یک کار جدید چالش برانگیز و پویا قرار دهد. چشم انداز باید:

  • گویا
  • معقول
  • خلاقانه
  • معتبر
  • پاک کردن
  • ایجاد انگیزه و محرک
  • چالش برانگیز
  • منعکس کننده باورها، ارزش ها و فرهنگ سازمانی است
  • بتن

رهبری است که چشم انداز را شکل می دهد، تفسیر می کند، ارتباط برقرار می کند و نمایش می دهد. چشم انداز پرتره و تصویری از چیزی است که یک رهبر آرزوی سازمانش را در درازمدت دارد.

بدون نظر

پاسخ دهید