ما همیشه رهبری را با نقشی بسیار مشهود و پرطرفدار مرتبط می‌دانیم که به شما به رسمیت شناختن و موقعیتی فراتر از زندگی به عنوان یک رهبر می‌دهد، اما رهبری سطح 5 ویژگی‌های کاملاً متضاد یک رهبر موفق را پیشنهاد می‌کند. جیم کالینز و تیم تحقیقاتی‌اش در حال بررسی عواملی بودند که شرکت‌های خوب را در دهه 1960 به بهترین شکل تبدیل کردند. در آن زمان بود که آنها به طور تصادفی با رهبران سطح 5 روبرو شدند که همیشه در راس امور همه شرکت‌هایی بودند که در حوزه‌های مربوطه خود بزرگ شدند. رهبر سطح 5 دقیقاً چه کسی است؟ کالینز رهبر سطح 5 را به عنوان فروتنی + اراده = سطح 5 توصیف می کند. آنها رهبران پرورش دهنده ای هستند که اعتبار نمی خواهند اما می خواهند موفقیت در مدت زمان طولانی تری حفظ شود، مدت ها بعد از رفتنشان.

رهبران سطح 5 متواضع، خجالتی و نترس هستند و این توانایی را دارند که سازمان را از خوب به عالی تبدیل کنند بدون اینکه خود را جادوگرانی با عصای جادویی نشان دهند . آنها ترجیح می دهند در مورد شرکت و مشارکت افراد دیگر صحبت کنند اما به ندرت در مورد نقش یا دستاوردهای خود صحبت می کنند. اجازه دهید به سطح سلسله مراتبی رهبری شناسایی شده نگاهی بیندازیم:

رهبری سطح 5 به وضوح حقایق مربوط به یک تفکر ساده و عالی را با تأکید بر فروتنی شخصی که توسط نسل‌های قدیمی‌تر آموزش داده شده است، دوباره تثبیت می‌کند. پیشرفت های مالی به دست آمده توسط رهبران سطح 5 ثابت می کند که این ویژگی ها می توانند به نتایج ملموس نیز دست یابند. مهمترین مثال در این زمینه را می توان از رهبران بزرگ جهان مانند MK Gandhi و Abraham Lincoln ذکر کرد که همیشه بینش خود را بر منیت خود ترجیح می دهند. آنها در رفتار و گفتار خود به عنوان افرادی خجالتی و بی دفاع شناخته می شدند، اما در مورد عمل به سختی چنین بودند. مثال دیگر از رهبران کسب و کار که کاملاً در این مقوله قرار گرفتند داروین ای اسمیت بود که مدیر عامل شرکت کاغذ کیمبرلی کلارک بود و آن را تبدیل به بزرگترین شرکت تولید کاغذ مصرفی کرد. او ترکیبی بی نظیر از فروتنی و اراده شخصی بود.

اقدامات خاصی توسط رهبران سطح 5 انجام می شود که آنها را از بقیه رهبران و مدیران ارشد جدا می کند.

  • اولین قدم این است که توانایی آنها در شناسایی و گنجاندن افراد مناسب با آنها در جهت دستیابی به اهداف باشد. برخلاف روش سنتی ایجاد استراتژی و سپس جستجوی افراد مناسب برای اجرای آنها، آنها مسیر متفاوتی را در پیش می گیرند. این در مورد سوار کردن افراد مناسب و سپس تصمیم گیری در مورد مقصد است.
  • آنها همچنین از رویارویی و پذیرش حقایق وحشیانه و واقعیات داده ها، اعداد و موقعیت ها ابایی ندارند اما در عین حال امید به آینده ای بهتر را از دست نمی دهند.
  • آنها همچنین در راستای همسو کردن تلاش‌های مداوم در جهت رسیدن به یک هدف تلاش می‌کنند، به جای اینکه یک فشار عظیم را انجام دهند که معتقد به فشارهای کوچک اما محکم برای ایجاد حرکت هستند.
  • آنها همچنین قضاوت خود را برای درک یک جنبه، عمیق و کامل به کار می گیرند، نه اینکه خود را با اطلاعات بی شماری تحت فشار قرار دهند.
  • آنها رویکردی منظم نسبت به زندگی کاری خود را تمرین می کنند و تشویق می کنند و به عنوان آینده نگر از فناوری های با دقت شناسایی شده برای دادن مزیت استراتژیک به مشاغل خود استفاده می کنند.

با مفهوم جدید رهبری سطح 5، به یک سوال قدیمی باز می گردیم، آیا می توان رهبری سطح 5 را یاد گرفت، اگر بله، پس چگونه. به گفته کالینز، دور از ذهن است که ببینیم آیا می توان آن را یاد گرفت یا نه، اما او مطمئناً دو دسته از افراد را شناسایی می کند، یکی که رهبری سطح 5 را در خود دارد، خفته، نهفته یا بیان نشده و دیگران که آن را ندارند.

بنابراین رهبرانی که نمی توانند فراتر از نقش شخصی، شهرت، دستاوردها و غیره نگاه کنند، به سختی می توانند رهبران سطح 5 شوند. تنها زمانی که بتوانند چیزهای بزرگتری را پیش روی خود قرار دهند، به سطح بعدی می روند. این انتقال کلی نیست، اما می‌تواند توسط یک حادثه غم‌انگیز، تجربه‌های نزدیک به مرگ یا یک حادثه تغییر زندگی ایجاد شود، همانطور که کالینز در تحقیقات خود با آن مواجه شد. برای درک بهتر نام MK Gandhi مناسب است. زیرا گاندی که با مدرک حقوق از انگلستان زندگی راحتی داشت، هیچ تجربه ای از سرکوب طبقه حاکم نداشت تا اینکه با وجود داشتن بلیط درجه یک از قطار به بیرون پرت شد. انتقال او از آنجا شروع شد، که بعداً باعث شد او به طور فعال در مبارزات آزادی هند شرکت کند.

یافتن رهبری سطح 5 دشوار است و رهبرانی که آن را به نمایش می گذارند از بقیه بالاتر هستند.

بدون نظر

پاسخ دهید