رهبران اساساً افرادی هستند که اهداف خود را می شناسند و قدرت تأثیرگذاری بر افکار و اعمال دیگران برای جلب حمایت و همکاری آنها برای دستیابی به این اهداف را دارند. در مورد رهبران، این اهداف به ندرت شخصی هستند و عموماً در خدمت منافع بزرگتر هستند.

از زمانی که انسان یک شکارچی جمع‌آور بود و در گروه‌های نزدیک به هم زندگی می‌کرد، آنها رهبرانی داشتند که اکسپدیشن‌های شکار را رهبری می‌کردند و خطرات بیشتری را نسبت به بقیه اعضای گروه متحمل می‌شدند. به نوبه خود آنها دارای سهم بیشتری از شکار، احترام و موقعیت بالاتر در گروه بودند. با تغییر زمان، نحوه درک رهبری نیز تغییر کرده است، اما، با این وجود، جنبه مهمی از بافت اجتماعی باقی مانده است.

تئوری‌های اولیه پیشنهاد می‌کردند که رهبران متولد می‌شوند و نمی‌توان آنها را خلق کرد، ویژگی‌های مشخصی وجود دارد که مردان کمی از آن‌ها برخوردارند که آنها را رهبر می‌سازد. [ نظریه انسان بزرگ و نظریه صفت را بخوانید ]. با این حال، برای بحث فعلی، ما سعی می کنیم نگاه دقیق تری به نظریه جالب دیگری بیندازیم که به نام نظریه رهبری موقعیتی ارائه شده است. این نظریه می گوید که یک سبک رهبری را نمی توان در همه موقعیت ها اعمال کرد، بسته به شرایط و زمینه محیطی، سبک رهبری نیز تغییر می کند. پیشگامان این نظریه کنت بلانچارد و پل هرسی بودند.

این مدل رهبران را تشویق می‌کند تا یک موقعیت خاص را عمیقاً تحلیل کنند و سپس به مناسب‌ترین شیوه و مناسب برای آن موقعیت رهبری کنند . سه جنبه ای که باید در یک موقعیت در نظر گرفته شود عبارتند از:

  • شایستگی های کارکنان
  • بلوغ کارکنان
  • پیچیدگی کار
  • سبک رهبری

در مدل رهبری موقعیتی، سبک رهبری به 4 نوع تقسیم شده است:

 

  • S1: گفتن – سبک گفتن با رهبرانی مرتبط است که به طور دقیق بر پیروان خود نظارت می کنند و دائماً به آنها در مورد چرایی، چگونگی و زمان انجام وظایفی که باید انجام شوند، راهنمایی می کنند. 
  • S2: فروش – سبک فروش زمانی است که یک رهبر جهت کنترل شده را ارائه می دهد و کمی بازتر است و امکان ارتباط دو طرفه بین خود و پیروان را فراهم می کند و بنابراین اطمینان حاصل می کند که پیروان در این فرآیند خرید کرده و در جهت اهداف مورد نظر تلاش می کنند. 
  • S3: مشارکت – این سبک زمانی مشخص می شود که رهبران به دنبال نظر و مشارکت پیروان برای تعیین چگونگی انجام یک کار هستند. رهبر در این مورد سعی در ایجاد رابطه با پیروان دارد. 
  • S4: تفویض اختیار – در این مورد، رهبر در تصمیماتی که اتخاذ می شود، نقش ایفا می کند، اما مسئولیت های انجام وظایف را به پیروان خود می سپارد یا محول می کند. رهبر با این حال روند را نظارت و بررسی می کند.

همچنین با نموداری که اغلب در زیر آمده است نشان داده می شود:

سطح رشد پیروان نشانه مهمی برای یک رهبر است تا مناسب ترین سبک رهبری را برای خود تصمیم بگیرد:

 

  • د 4 – شایستگی بالا، تعهد بالا – پیروانی که در این دسته شناسایی می شوند، کسانی هستند که شایستگی و تعهد بالایی نسبت به وظایفی که باید انجام شوند، دارند. ممکن است این اتفاق بیفتد که آنها در انجام این وظایف بهتر از رهبران خود عمل کنند. (به عنوان مثال، اسطوره کریکت ساچین تندولکار که در تیم کریکت هند تحت کاپیتانی ماهندرا سینگ دونی بازی می کند) 
  • D3 – شایستگی بالا، تعهد متغیر – این دسته شامل پیروانی است که صلاحیت انجام کار را دارند اما سطح تعهد آنها ناسازگار است. آنها همچنین تمایل به عدم اعتماد به نفس برای بیرون رفتن و انجام وظایف به تنهایی دارند. (مثلا رئیس جمهور باراک اوباما) 
  • D2 – مقداری شایستگی، تعهد کم – در این مورد، پیروان سطح مشخصی از شایستگی دارند که ممکن است برای انجام کار کافی باشد، اما تعهد کمی نسبت به وظایف دارند. علیرغم داشتن مهارت های مرتبط برای انجام کار، آنها در مواجهه با موقعیت های جدید به دنبال کمک خارجی هستند. (یکی از اعضای تیم مربی اعضای جدید را ساخت) 
  • D1 – شایستگی کم، تعهد زیاد – این دسته از پیروان ممکن است مهارت خاص مورد نیاز را نداشته باشند اما تعهد بالایی نسبت به کاری که باید انجام دهند نشان می دهند، با اعتماد به نفس و انگیزه راه هایی را برای تکمیل وظایف پیدا می کنند. (مثلا مهنداس کارامچاند گاندی، وکیل حرفه ای که رهبری مبارزات آزادی هند را بر عهده داشت)

اطلاعات فوق در مورد سبک رهبری و نوع پیروان مطمئناً با یکدیگر همبستگی دارند که اساس رهبری موقعیتی را تشکیل می دهد. بنابراین، یک رهبر موقعیتی سعی می کند سبک رهبری خود را با توجه به موقعیت و سطح شایستگی و تعهد پیروان خود منطبق کند. هنگامی که رهبران ارشد به عنوان مربی برای زیردستان خود در سازمان عمل می کنند، این اطلاعات یک جنبه مهم است.

بدون نظر

پاسخ دهید